ترس های یک سالگی

ترس های یک سالگی

پارسیان آوید (مراقبت از کودک در منزل): ترس از جدایی:  بسیاری از بچه های سالم ، در حدود یک سالگی از این که از مادرشان جدا شوند، می ترسند. این احتمالاً همان غریزه ای است که بچه های حیواناتی چون گوسفند و بز را هم وادار می سازد که محکم به مادرانشان بچسبند و وقتی مادر از آنها دور می شود، سرو صدا راه بیندازند. اگر بزغاله چنین غریزه ای نداشته باشد، ممکن است راهش را بگیرد و برود و گم شود.

 

اضطراب جدایی در انسانها هم حدوداً در یک سالگی یعنی همان زمان پدید می آید که کودک می تواند راه برود و برای خودش در اطراف چرخی بزند. بعضی از بچه ها شلوغ و شجاع هستند و چندان اضطراب جدایی ندارند. ولی بعضی ها به شدت آشفته می شوند. این تفاوت رفتاری، ربط چندانی به شیوه مادری کردن مادر ندارد، بلکه نوعی خوی مادرزادی است. شما نمی توانید یک کودک ترسو را به کودکی شجاع تبدیل کند، ولی می توانید به چنین کودکی کمک کنید که به تدریج در سایه صبر و حوصله و تشویق شما، به تدریج اعتماد به نفس خود را به دست آورد.

مراقبت از کودک در منزل

مراقبت از سالمند در منزل

ترس های کودکان

بسیاری از کودکانی که کاشفان سرحال و با نشاطی بوده اند، در حدود هیجده سالگی، ناگهان به دامان مادرشان می چسبند و دچار ترس از جدایی می شوند. در این سن، کودک می تواند جدایی از مادرش را تصور کند و این تصویر به شدت او را می ترساند. این چنین حالتی معمولاً در حدود دو تا دوسال و نیمگی، یعنی زمانی که کودکان یاد میگیرند که پشت سر جدایی، دوباره در کنار هم بودنی وجود دارد، از بین می رود.

 

صداها و مناظر ترسناک: کودک شما ممکن است که در یک سالگیبرای هفته های متمادی، مجذوب چیزهایی چون تلویزیون، هواپیماهایی که عبور می کند و یا لامپ شود. یادتان باشد که او با لمس کردن، بوئیدن و چشیدن همه چیز، تجربه کسب می کند و دانشمند کوچکی است که باید آزمایشاتش را بارها و بارها تکرار کند. به او اجازه بدهید از طریق لمس کردن، با اشیایی که خطرناک یا آزاردهنده نیستند، آشنا شود.

 

ولی کاشفان پرکار هم در این سن، از بعضی چیزها می ترسند. او ممکن است از چیزهایی که ناگهان تکان می خورند یا صدای بلندی ایجاد می کنند، برای مثال تصاویری که ناکهان از وسط اتاق بیرون تکان می خورند یا صدای بلندی ایجاد می کنند، برای مثال تصاویری که ناگهان از وسط اتاق بیرون می زنندف باز شدن یک چتر، صدای جاروبرقی، صدای آژیر، صدای پارس سگ، قطار و حتی صدای به هم خوردن شاخه های درخت، بترسد. همه بچه ها ترس را می شناسند و ترس در مراحل رشد، عنصری طبیعی است. فهمیدن این نکته هم چندان دشوار نیست. کودک هنگامی می ترسد که متوجه نمی شد چرا یک شی ء یا رویداد، ناگهان وارد زندگی او شده است و آیا این وضعیت، واقعا امن است یا نه؟ همه ما از چیزهایی که آنها را نمی شناسیم،می ترسیم.در سال دوم زندگی، قلمرو موضوعات و موارد ناشناخته، بسیار گسترده می شود. پیشنهاد من این است که فقط سعی کنید تا جایی که ممکن است و تا زمانی که او نمی تواند ماهیت واقعی اشیا ورویدادهای ناآشنا را بفهمد، کودک را از آنها دور نگه دارید. هنگامی که می خواهید جاروبرقی را روشن کنید، موضوع را پیشاپیش به او بگویید و گاهی هم در حالی که او را در آغوش گرفته اید، بگذارید چند دقیقه ای، خودش با آن جارو کنید. اگر باز هم ترسید، در هنگامی که او به شما نزدیک است، برای مدتی از جاروبرقی استفاده نکنید. همیشه در چنین مواردی سعی کنید با کودک همدلی و همدردی کنید و به او آرامش بدهید. سعی نکنید او را متقاعد سازید که ترسش مسخره و بی پایه است. در این سن، ترسهای کودک، بسیار برایش مهم و معنی دار هستند.

 

ترس از حمام:احتمال دارد در فاصله یک تا دو سالگی، کودک شما از حمام بترسد. ممکن است در مقابل بیرون آوردن لباسهای زیرش مقاومت کند، نخواهد به سر و صورتش صابون بزند، چون می ترسد که در چشمش برود، و یا حتی از دیدن آبی که از راه آب پایین می رود و از شنیدن صدای آن بترسد. حمام کردن امری ضروری است، بنابراین ناچارید روشی را در پیش بگیرید که کودک با کسب این تجربه آزار کمتری ببیند و با آن کنار بیاید. برای این که صابون وارد چشمهای کودک نشود، صورتش را با لیف مرطوب ، و نه لیفی که از آن آب می چکد، بشویید. برای این که چشم های کودک نشوزند از شامپوی بچه استفاده کنید. اگر کودک از این که او را در در وان حمام بگذارید می ترسد، مجبورش نکنید و تا زمانی که جرئت پیدا کند، بدنش را با اسفنج و صابون بشویید. چند ماه که گذشت، ابتدا فقط مقدار کمی آب در وان بریزید و قبل از آنکه درپوش راه آب را بکشید، کودک را بیرون بیاورید.

 

ترس از غریبه ها: در یان سن، غریزه کودک به او می گوید که نسبت به غریبه ها مظنون باشد، آن هم تا وقتی که بتواند سراپای آنها را برانداز کند و کاملاً بشناسد، سپس به آنها نزدیک و سرانجام با آنها (البته به شیوه یک کودک یکساله) دوست شود. او ممکن است نزدیک غریبهبایستد، به او زل بزند و با کمال وقار، چیزی را به تازه وارد پیشکش کند، سپس دوباره آن را از او بگیرد و بعد هم هر چیزی را که در اتاق هست و می شود از جا تکان داد، بیاورد و روی زانوی او بگذارد.

 

بعضی از بزرگ تر ها عقلشان نمی رسد که وقتی کودکی آنها را برانداز می کند، او را به حال خود بگذارند. آنها به طرفش هجوم می برند و با اشتیاق زایدالوصفی با او حرف می زنند. کودک با دیدن چنین رفتاری،به سرعت عقب نشینی می کند و به در مقابل مهاجم ناخوانده، به مادرش پناه می برد. در نتیجه، این بار باید وقت بیشتری صرف شود تا جرئت کودک برای دوست شدن با دیگران به او برگردد. به نظر من بهتر است مادر در ابتدای امر به مهمان یادآوری کند که ” وقتی بلافاصله و بیش از حد به او توجه می کنید، خجالت می کشد. اگر به او اعتنا نکنید، زودتر با شما دوست می شود.”

 

هنگامی که کودک شما آنقدر بزرگ شده که بتواند راه برود، به او فرصت کافی برای دیدن غریبه ها بدهید. او را چند بار در هفته، با خود به مغازه عطاری و سبزی فروشی ببرید. هر چند بار که برایتان امکان دارد ، او را به جاهایی ببرید که کودکان دیگر بازی می کنند. شاید در این سن، او علاقه نداشته باشد با سایر کودکان بازی کند، ولی گهگاهی دلش می خواهد بازی کردن آنها را تماشا کند. هنگامی که او به تماشای بازی دیگران عادت کرد، برای همراهی با آنها، آمادگی بیشتری پیدا می کند . این آمادگی معمولاً بین سنین دو تا سه سالگی پیش می آید.

 

اشتراک گذاری :

خانم دکتر

مرکز پارسیان آوید توسط پرسنل با مدرک تحصیلی مرتبط و کارشناسی با سابقه ۲۵ سال خدمت در مراکز درمانی و حرفه ای زیر نظر وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی راه اندازی شده و با استفاده از تجربیات تخصصی و فوق تخصصی با اعزام نیروهای حرفه ای و آموزش دیده خود ، افنخار رضایتمندی شما برای مراقیت از عزیزانتان را جهت تامین نیازهای شما دارا می باشد

دیدگاه خود را بنویسید