ریشه یابی دروغگویی در کودکان

ریشه یابی دروغگویی در کودکان

پارسیان آوید: اولین بار که شنید دخترش دارد برای دوستش چیزهایی تعریف میکند که به نظرش از واقعیت به دور بودند، خیلی نگران شد: (ما همیشه تابستونها میریم شمال، ویلای خودمون که خیلی بزرگ و قشنگه. خیلی هم خوش می گذره. من هم هر کاری بخوام می توانیم یکنم و…) . “چرا دختر کوچولوی من باید این حرفها را بزند یعنی او به راحتی دروغ می گوید؟ آخر ما که دروغ نمی گوییم: پس  بچه از کجا یاد گرفته است؟ حالا باید چه کار کنم؟ نکند اگر جلویش را نگیرم دروغگو باربیابد و… ”

دروغ و دروغگویی چیزی است که اکثر افراد آن را تجربه کرده اند، ولی این موضوع درمورد کودکان کمی متفاوت است؛ اینکه کودکان واقعا از چه سنینی چیزهایی می گویند که میتوان نام دروغ را بر آنها گذاشت و اینکه در این موارد چگونه باید برخورد کنیم و اصلا ریشه و علل این رفتارها چیست موضوعی است که شاید برای همه ما جای سوال باشد.
درمورد دروغگویی کودکان، باید به این نکته توجه کنیم که مفهوم این واژه، در کودکان، نوجوانان و حتی در بعضی مشکلات و اختلالات یکسان نیست. درواقع بزرگسالان تشخیص می دهند که چه چیزی واقعیات و چه چیزی خیالی است و چه چیزی را خودشان عامدانه تحریف میکنند، ولی درمورد کودکان زمانی می توانیم بگوییم آنها دروغ می گویند که مرز خیال و رویاپردازی را بدانند و این رفتار را آگاهانه انجام بدهند. گاهی فرد چیزی میگوید که به نظر ما دروغ است، ولی خود او اگاه نیست چیزی که می گوید، واقعیت ندارد. گاهی نیز افراد فقط برای جلب توجه بیشتر دست به دروغگویی می زنند که در اینجا نیز نمیتوانیم صرفا برچسب دروغگویی را بزنیم؛ درواقع افراد دروغگو کسانی هستند که آگاهانه، عامدانه و با هدف مشخصی دروغ میگویند؛ مثلا خیلی حساب شده و برای رسیدن به خواسته هایشان دروغ میگویند و می خواهند به نتیجه خاصی برسند.

دروغ گوئی درکودکان

درمورد کودکان مفهوم دروغ را با توجه به مسائل رشدی آنها بررسی میکنیم. کودکان تا حدود ۵-۶ سالگی بیشتر خیالپردازی میکنند؛ چون هنوز درک مشخصی از دروغ در ذهنشان نقش نبسته است. حتی بازیهایی هم که بچه ها در سنین ۲-۳ سالگی می کنند، بازیهای اجتماعی نامیده نمیشوند و به اصطلاح به آنها بازیهای «موازی» میگویند، یعنی کودک برای هرچیزواقعی معادلی در دنیای خیالی اش دارد؛ مثلا قوطی کبریت یا یکی از اسباب بازی هایش را کنار گوشش نگه میدارد و وانمود می کند که دارد با تلفن صحبت می کند؛ درست همان طور که بزرگسالان با تلفن صحبت می کنند. بنابراین وقتی یک کودک سه ساله از خیالپردازی ها و رویاهایش صحبت می کند، نمی توانیم بگوییم که دارد دروغ میگوید؛ بلکه این رفتار می تواند بخشی از خلاقیت او باشد؛ یعنی اگردران سنین بتوان با کودک صحبت کرد و به او اجازه داد تا به راحتی درمورد تصورات ذهنی، خیال ها و فانتزی های خود سخن بگوید باعث رشد بیشتر خلاقیت دراو می شود. اما بسیاری از والدین با برخورد نامناسب باعث سرکوب یا درونی شدن این ویژگی در کودک می شوند.

جانشینی واقعیات به جای تخیلات
همزمان با رشد کودکان از چهار تا پنج سال به بعد، کم کم تخیلات جای خود را به واقعیت میدهند، ولی اگر کودکان در این رده سنی همچنان دوست های خیالی داشته باشند و از موضوعاتی سخن بگویند که به نظر واقعی نمی رسند بهتراست معنای دروغ را در آنها کنکاش کرد و به بررسی علل و عوامل آن پرداخت؛ البته این موضوع اغلب در بین کودکانی شایع است که گوشه گیر هستند و تمایلی به پیداکردن دوست و ارتباط گرفتن با آنها ندارند. کودکان از هفت سالگی به بعد به تدریج با معنی دروغ آشنا می شوند و می دانند که دروغ گفتن چیز خوبی نیست. البته بنا بر نظر برخی روان شناسان نظریه پرداز رشد اخلاقی کودک زیر ۷ سال بیشتر مبتنی برترس از تنبیه یا میل به تشویق یا تایید است؛ بنابراین کودکان در این سنین طوری رفتار می کنند که خوشایند والدینشان باشد و در واقع بیشتر درصدد جلب توجه والدین خود هستند. معمولا کودکان اگر نتوانند تایید والدین را دریافت کنند دچار اضطراب میشوند که در دوران بزرگسالی آنها را مستعد ابتلا به بعضی اختلالات می کند.
در روان شناسی اصطلاحی داریم به نام «انعکاس»؛ یعنی هویت کودک از نوع نگاه و برداشت مادراز کودکش شکل میگیرد. کودک در بدو تولد هویت شکل یافته و کاملی ندارد، بلکه با مجموعه ای از ویژگی های سرشتی به دنیا آمده است و آن چیزی که مادراز کودک می بیند درواقع آینه ای می شود برای کودک، تا خودش را همان گونه که مادرمی بیند باور کند؛ مثلا اگر ما جلوی کودک می گوییم که بچه ای بدقلق و بازیگوش است، خود او هم کم کم آن را باور می کند. زمانی هم که مادربگوید بچه سه ساله من دروغ میگوید به تدریج خود کودک هم باور میکند که دروغگوست؛ البته سرشت و مزاج کودک و همچنین میزان آگاهی مادر در ارزیابی او از فرزندش نقش مهمی دارد. اگر مادری افسرده باشد و گاهی صبر و تحمل کافی برای بعضی بدقلقی های طبیعی فرزندش را نداشته باشد؛ مجموعه و مدل و نوع رفتارهای مادر آینه ای می شود برای رفتار خود کودک. مثلا وقتی مادر با بی حوصلگی کودک را طرد یا با او قهرمی کند، کم کم احساس گناه در کودک شکل می گیرد، زیرا رفتار مادر حس خوب نبودن را به کودک منتقل می کند. به طورکلی می توان گفت عواملی مانند شخصیت، آگاهی مادر، سلامت روان مادر، تایید والدین، معلمان و مربیان و همچنین نوع پیام هایی که کودک از اطرافیان و دیگران می گیرد، در نوع رفتارو شکل گیری شخصیت او بسیار مهم است.

علل وعوامل دروغ گوئی کودکان
دروغ در کودکان زیرهفت سال، اغلب برای جلب توجه و تایید والدین گفته می شود. درواقع کودک وقتی نمی تواند از طریق رفتار مثبت توجه والدینش را جلب کند، سعی میکند ازطریق منفی توجه والدین را به خود جلب کند، حتی اگر توجه منفی، توأم با سرزنش باشد. بدین ترتیب هرقدر که والدین، کودک را بیشتر سرزنش میکنند، کودک هم بیشتر به این رفتار خود ادامه میدهد. یکی از عوامل مهم دروغگویی در نوجوانان احساس حقارت یا نداشتن اعتماد به نفس است. والدینی که در جمع های خانوادگی کودکان خود را توهین، سرزنش یا تحقیر می کنند یا معمولا از آنها ایراد میگیرند، باعث می شوند کودکان در دوران نوجوانی به دروغ پناه ببرند تا بتوانند ضعفهای خود را بپوشانند؛ بنابراین هرگاه نوجوان خود سرزنشگر، در جمع هایی حضور مییابد که میل به تایید و پذیرفته شدن ازسوی افراد دیگر داشته باشد، از روش های نادرستی مانند دروغگویی این تایید را دریافت میکند؛ زیرا وی خود واقعی اش را سزاوارتایید و احترام و توجه نمی داند.
گاهی دروغگویی کودکان به دلیل الگوبرداری از والدینشان است. کودکان به شدت تحت تاثیر رفتار والدین خود قرار دارند. گاهی والدین به صورت ناآگاهانه کودک را در جهت دروغ گفتن ترغیب می کنند و درواقع دروغگویی او را تایید می کنند و بدین ترتیب کودک نیز به دروغگویی ادامه میدهد. گاهی نوعی تعارض در رفتار والدین دیده می شود؛ یعنی جایی که قرار است کودک دروغی به مصلحت مادر یا خانواده بگوید، دروغگویی او را تایید می کنند، اما زمانی که کودک دروغ جدیدی را بگوید، تنبیه می شود. گاهی انتظارات بالا از کودک او را به سوی دروغگویی سوق می دهد؛ به ویژه در سنین شش سال به بالا وقتی از کودک بیش از توان و ظرفیت او انتظار داشته باشیم، کودک برای راضی کردن والدین از دروغ استفاده می کند. بعضی اوقات نیز کودک برای دفاع از خود دست به گفتن دروغ میزند؛ یعنی وقتی کودک در موقعیتی قرار می گیرد که می خواهد از خود دفاع کند گاه درمقابل فشاری که از داد زدن ها یا شماتت های والدین متحمل می شود ناچاردست به دروغگویی می زند و بدین ترتیب به نوعی از خود محافظت میکند.

به اندازه کافی خوب باشیم
قبل ازهرچیزوالدین باید حتما علت دروغگویی های فرزندشان را بدانند تا مانع ادامه یافتن آن شوند؛ مثلا اگر کودک به خاطر ترس از توقعات بیش از حد ماد روغ می گوید، باید سطح توقعاتمان را کم کنیم. همچنین لازم است ویژگی های ذاتی و شخصیتی فرزندمان را بشناسیم و متناسب با آنها رفتار کنیم و مراقبتهایمان نیز باید به اندازه کافی، لازم و متناسب با خواسته های کودک باشد. گاهی وقتی رفتارمان به اندازه کافی خوب نباشد و بخواهیم بیش از اندازه به کودک تذکردهیم و دائم او را سرزنش کنیم، او ترجیح میدهد کارها و رفتارهای خود را انکار کند و بیشتردروغ بگوید؛ ضمن اینکه در محیط خانواده باید اهمیت صداقت به خوبی شناخته شود و رفتارهای افراد خانواده هم مطابق با آن باشد. خیلی مهم است کودک به خاطر رفتارهای صادقانه خود تایید و توجه والدین را دریافت کند.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید.

 


خانم دکتر

مرکز پارسیان آوید توسط پرسنل با مدرک تحصیلی مرتبط و کارشناسی با سابقه ۲۵ سال خدمت در مراکز درمانی و حرفه ای زیر نظر وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی راه اندازی شده و با استفاده از تجربیات تخصصی و فوق تخصصی با اعزام نیروهای حرفه ای و آموزش دیده خود ، افنخار رضایتمندی شما برای مراقیت از عزیزانتان را جهت تامین نیازهای شما دارا می باشد

دیدگاه در"ریشه یابی دروغگویی در کودکان"

  1. […] کردن به پدر و مادرشان یاد می گیرند. در ادامه، رفتارهای کودکان را از سه تا ده سالگی مورد بررسی قرار می دهیم تا دریابیم […]

دیدگاه خود را بنویسید