بلاگ

سالهای اولیه بلوغ

سالهای اولیه بلوغ

تغییر جسم و روح سالهای اولیه بلوغ : از سن دوازده سالگی تا حدود چهارده سالگی، جسم نوجوان دچار تغییرات اساسی می شود و در نتیجه، چالش اصلی روانی برای او آغاز می گردد. در این سالها، در زمینه رشد جسمی، تفاوتهای اساسی گسترده ای را در میان نوجوانها مشاهده می کنیم. دخترها عموماً دو سال زودتر از پسرها بالغ می شوند، قدشان نسبت به پسران همسن و سالشان بلندتر و علائقشان بسیار پیچیده تر می گردد. دختر نوجوان ممکن است بخواهد به مهمانی برود و توقع دارد با او طوری رفتار شود که انگار بانوی باشکوه و محترمی است، در حالی که پسر همسن و سال او هنوز پسر بچه کوچکی است . دخترها و پسرهایی که همسن و سال نیستند، با یکدیگر معاشرت کنند تا از نظر روحی تناسب بیشتری داشته باشند.

بلوغ

نوجوانان در سالهای اول بلوغ، به شدت متوجه جسم خود هستند.

سالهای اولیه بلوغ آنها ممکن است درباره عیوب خود اغراق کنند و این تصور در ذهنشان شکل بگیرد که همه متوجه این عیب ها هستند. دختری که صورتش کک و مک دارد، ممکن است تصور کند که قیافه اش هولناک است. یک ویژگی مختصر در بدن با عملکردهای آن می تواند خیلی راحت یک نوجوان را متقاعد سازد که او غیر عادی است.

نوجوانان در ابتدای بلوغ ممکن است نتوانند تغییرات جسمی جدید خود را مثل قبل، با هماهنگی کامل اداره کنند. همین مساله در مورد احساسات و عواطف جدیدشان نیر مصداق دارد. آنها فوق العاده حساس هستند و خیلی زود، از انتقاد می رنجند.

در یک لحظه احساس می کنند بزرگ شده اند و دلشان می خواهد با آنها مثل بزرگترها رفتار شود و در لحظه بعد، دوباره احساس می کنند بچه هستند و باید از انها مراقبت شود.

 

سالهای اولیه بلوغ

 

دوستی ها: نوجوان ها برای چند سالی، از بابت والدینشان احساس شرمندگی می کنند و به خصوص اگر دوستانشان حضور داشته باشند، این مساله تشدید می شود.

سالهای اولیه بلوغ این احساس، بخشی به جستجوی اضطراب آلود آنها برای دستیابی به هویت و بخشی هم به خاطر خودآگاهی فوق العاده  زیادی است که در این سن نسبت به خود پیدا می کنند. نیاز درونی شدیدی آنها را وادار می کند که شبیه دوستانشان باشند تا از سوی آنها مورد قبول واقع شوند. آنها می ترسند که اگر پدر و مادرشان حتی ذره ای از الگوهایی که بچه های در و همسایه از آنها پیروی می کنند، تخطی کنند، نوجوانان دیگر، آنها را نپذیرند و حتی مسخره شان کنند.

نوجوانان در فرآیند دستیابی به هویت، از پدر و مادشان روی می گردانند و همین مساله موجب می گردد

که سخت احساس تنهایی کنند . برای مقابله با این وضعیت، نوجوانان تلاش می کنند با دوستان خود پیوندهای محکمی را برقرار سازند و این کار را از دوستی با جنس موافق شروع می کنند.

سالهای اولیه بلوغ در فاصله ای که نوجوان، از هویت قبلی خود به عنوان فرزند یک زن و مرد دور شده و هنوز هویت خود را بازنیافته است، این دوستی ها برای او حکم عنصر حمایت کننده را دارد.

سالهای اولیه بلوغ گاهی اوقات نوجوان سعی می کند سلیقه ها و آرای خود را به دوستش تشبیه کند و می گوید که او هم ترانه مشابهی را دوست دارد، از معلم خاصی متنفر است و مدل لباس خاصی را می پسندد.

دوست او هم با حیرت تمام اعلام می کند که او هم دقیقاً همین نظر را دارد. هر دو خوشحال می شوند و اطمینانشان نسبت به یکدیگر، صد چندان می شود. حالا هر دو از این که دیگر تنها نیستند احساس شادمانی می کنند و از حس زیبای به دیگری تعلق داشتن و برای او ویژه بودن، سرشار می گردند.

مثال دیگری می زنیم:

دو دختر در تمام طول راه مدرسه تا خانه با هم صحبت کرده اند و بعد از نیم ساعتی جلوی در خانه به حرف زدن ادامه داده و با اکراه از هم جدا می شوند، ولی به محض این که به خانه می رسند، گوشی تلفن را بر می دارند و با هم حرف می زنند و به این ترتیب اعتمادی دو جانبه در آنها شکل می گیرد.

اهمیت ظاهر:

سالهای اولیه بلوغ بسیاری از نوجوانان برای غلبه بر احساس تنهایی سعی می کنند به شکل اغراق آمیزی با لباس پوشیدن، مدل مو، زبان، مطالب مورد مطالعه، ترانه ها و سرگرمی های همکلاسی هایشان، خودش را تطبیق می دهند. این چیزها ممکن است با سلائق نسل پیشین، یعنی پدر و مادرها فرق داشته باشند و البته هر چه بیشتر آنها را عصبی و مبهوت کند، بهتر است. نوجوانان نهایت سعی خود را می کنند که با پدر و مادر خود فرق داشته باشند، ولی در عین حال خود را شبیه یکی از دوستان یا دست کم کسی که بت آنهاست، مثل یک هنرمند درست می کنند.

 

سالهای اولیه بلوغ

 

پدر و مادر می توانند با درک رفتار فرزندشان به او کمک کنند که خود را بهتر بشناسد.

اگر شما علل مخالفت خود را با سبک لباس و رفتار کودکتان برایش شرح دهید، این احتمال وجود دارد که به شکلی پنهان، می توانید او را تشویق کنید که بدون مخالفت با شما، شیوه مناسبی را برگزیند و ناچار نباشد از دیگری تقلید کند. همچنین اگر نوجوان در بیان آرای خود آزاد باشد، ممکن است در بحثی معقول بتواند پدر و مادرش را متقاعد سازد که نقطه نظر او را بپذیرند. بزرگ ترها در قبول سیک های جدید، از نوجوان ها کندتر هستند.

چیزی که یک روز ما را می ترساند و یا متنفر می سازد، ممکن است بعد ها برای ما هم مثل بچه هایمان قابل قبول جلوه کند.

سالهای اولیه بلوغ این مساله در مورد موی بلند برای پسر ها در سالهای 1960 مد شد، پیش آمد. همین طور هم، روزگاری اگر دختری شلواری می پوشید، همه کارکنان مدرسه، از کوره در می رفتند، ولی امروز اگر موهایشان را با رنگ های براق هم خط خطی کنند، کسی چیزی به آنها نمی گوید!

غریزه جنسی در سالهای اولیه بلوغ:

بسیاری از نوجوانها درباره غریزه جنسی خیالبافی می کنند و معدودی هم حتی گاهی کار را به رابطه جنسی می کشانند. خودارضایی ،به طور تقریبی در همه جای دنیا وجود دارد و با توجه به این که چه نوع تعالیم دینی ای در خانواده آموخته شود، میزان احساس گناه یا شرم در نوجوان مختلف، با هم متفاوت است.

نعوظ، اعم از این که خود به خود یا در واکنش نسبت به خیالپردازی های جنسی به وجود بیاید، بسیاری از پسرهایی را که بسیار کمرو و خجالتی هستند، نگران و دستپاچه میکند. اغلب پسرهایی که در خواب دچار انزال می شوند همین احساسات را تجربه می کنند. بعضی از پسرها با این موضوع کنار می آیند و بعضی ها هم گمان می کنند که دچار عارضه ای شده اند.

اشتراک گذاری پست

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


تماس با خدمات پرستاری