کارتون درمانی و آموزش مفاهیم به کودکان

کارتون درمانی و آموزش مفاهیم به کودکان

شاید تا امروز کارتون ها و انیمیشن هایی که برای فرزند تان تهیه می کردید، فقط نقش «قوطی بگیر و بنشان» را داشتند که هروقت سر هر مساله ای با فرزند تان دچار مشکل می شدید یا زمانی که حوصله بازی و گوش دادن به حرفهایش را نداشتید با گذاشتن یک سی دی در دستگاه پخش، همه سر و صداها را می خواباندید و با فراغ بال و بدون مزاحمت یک کودک کنجکاو به کارهای خودتان مشغول می شدید. اما هیچ می دانید که از همین کارتون ها می توانید برای تربیت فرزند تان استفاده کنید؟ تا به حال عبارت «کارتون درمانی» به گوش تان خورده؟! که اگر نخورده باشد هم تعجبی ندارد چون کارشناسان معتقدند کار چندانی در این زمینه در کشور ما انجام نشده است. اما خوب است بدانید در بسیاری از  کشورهای دنیا، متخصصان دست به دامان شخصیتهای کارتونی می شوند. تا مسائل مختلف و مفاهیم متفاوت را به کودکان بیاموزند – مثلا همین انیمیشن «پاندای کونگ فوکار» که تا امروز سه فیلم بلند و سریال ۸۰ قسمتی از آن ساخته شده در انتقال مفاهیم بی شماری به کودکان موثر است. در این مطلب قصد داریم از دریچه چشم یک کارشناسی به این انیمیشن نگاه کنیم و ببینیم تماشای این کارتون، چه پیامدهایی برای فرزندان ما در پی دارد.

کارتون درمانی

قهرمان آنها، قهرمان ما هم هست؟
در این کارتون سعی شده یک سری باورهای اجتماعی که از نظر فرهنگی، فردی یا جامعه شناسی مورد نیاز است به بچه ها داده شود که شاید بعضی از این  باورهای جامعه ما همخوانی نداشته و به همین خاطر مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته باشد. اما از طرفی هم نباید فراموشی کنیم بچه ها زیاد کارتون میبینند با قهرمان قصه هایشان ارتباط برقرار میکنند و آنها را دوست دارند. کارتونها می توانند یکی از بهترین وسایل آموزشی برای بچه ها باشند و ما باید غیر از مدرسه و کتاب و در شب انباری پر از وسایل آموزشی داشته باشیم که کارتون یکی از آنهاست. این موضوع در کشور ما کمرنگ است و به نظر من هنوز نتوانسته ایم باورهای مذهبی و اجتماعی مان را درست و حسابی به بچه ها نشان بدهیم. در این انیمیشن قهرمان داستان در ارتباط با فرهنگ و جامعه خودشان ( چین باستان )انتخاب شده است. با توجه به اینکه بچه ها را با فرهنگ و تاریخ جامعه پیوند می زنیم، انر کداری اتفاقات آن داستان و شخصیت قهرمانانی بر کودکی بیشتر میشود و همین موضوع، هرچند برای ماخوشایند نباشد اما برای آن جامعه یک اتفاق مثبت است.

مثبت ها بیشتراز منفی ها
جدا از بحث مثبت و منفی بودن انیمیشنی مثل «پاندای کونگ فوکار» باید توجه کنیم که بچه ها به هر حال این کارتونها را می بینند و توصیه اکید ما به والدین این است که حداقل یک بار، همراه فرزندشان، هر کارتونی را تماشا کنند. بچه ها یک کارتون را چندین و چند بار می بینند و ما به عنوان پدر و مادرشان، فقط وظیفه تهیه این کارتونها را نداریم، باید سعی کنیم حداقل یک بار همراه انها کارتون را تماشا کنیم تا نقاط مثبت را برایش پررنگ سازیم. اتفاقا در همین انیمیشن می بینیم که در کنار «پو» هم شخصیت های جورواجوری حضور دارند اما پو در عین حالی که سعی می کند «خود» خودش را حفظ کند (میبینیم که تا آخرین سری همان شوخ طبعی، مهربانی و سادگی را که در قسمت اول دیده ایم، همچنان دارد) تلاش میکند از آدمهای دور و برش هم نقاط مثبت شان را بگیرد. مسلما این کارتون برای فرهنگ ما ساخته نشده، پس نباید انتظار داشته باشیم همه ارزشهای ما را به فرزندمان منتقل کند اما برای مخاطبشی که یک کودک است، نکات مثبت زیادی دارد. یادمان باشد فرزند ما با مخاطب اصلی این فیلم هایک وجه اشتراک بزرگ دارد؛ اینکه هر دو کودک هستند!

تپل ورزشکار
این کارتون نکته مثبت دیگری که برای بچه ها دارد این است که تو خوابش را هم نمی دیده که قهرمان شود اما وقتی این اتفاق بسیار مهم می افتد، او همچنان سادگی، مهربانی و شوخ طبعی اش را حفظ میکند و این نکته برای بچه ها بسیار اموزنده است. «ناامید نباشید، شما هر ویژگی که داشته باشید، می توانید در همان، خاصی باشید» که این یکی دیگر از پیامهای این انیمیشن است. باوجود اینکه پو، تپل و تنبلی است اما قهرمان کونگ فو می شود! حتی با وجودی که استاد شیفو نسبت به یادگیری پو امیدوار نیست، او با کمک دوستانش موفق و قهرمان می شود. در حقیقت والدین باید به این نکته توجه کنند که دنیا در حال حرکت به این سمت است که علاوه بر ارزیابی محور هوش، استعدادهای بچه ها را بشناسند؛ یعنی بیشتر از آنکه بر «هوشی» تاکید داشته باشیم، باید بر استعداد تاکید کنیم. در این کارتون از میان استعدادهای هشتگانه که شامل استعداد درون فردی (خودم را چطور می بینم)، استعداد بین فردی (در ارتباط با دیگران چطور هستم)، استعداد جنبشی، استعداد موسیقی، استعداد کلامی، استعداد ریاضی و… . است به سه استعداد درون فردی، بین فردی (مصادیق هوش هیجانی) و جنبشی تاکید دارد که بچه ها با این سه استعداد بسیار درگیر هستند. در واقع همین هوش هیجانی (EQ) است که مسوول ۷۰ تا ۹۰ درصد موفقیت افراد بزرگ و نامدار است؛ نه هوشی (IQ)! هوش هیجانی یعنی استعدادی که من ایجاد می کنم و فقط فاکتور هوش در آن دخیل نیست.

تیزهوشی لازمه موفقیت نیست.
والدین نباید تک بعدی باشند؛ لازم نیست فرزند ما تیزهوش شد اما او را به کلاس ریاضی ببریم! اولی باید اموزشی اغاز شود و کودک در مسیر شکوفایی استعداد قرار گیرد تا بعد میزان توانمندی اش مشخصی شود. برای پرورش استعداد، نباید بچه ها قضاوت کرد. اگر این طور بود، «پو» نهایتامشکلی پدرش اشپز می شد چون غم زیاد غذا می خورد و هم شاغل پدرش آسان است! اما میبینیم که با وجود وزن زیاد شی، قهرمان کونگ فو می شود و باورهای والدینش را میشکند! همین استعداد درون فردی است که پورا درگیر می کند و او که ابتدا اصلا باور ندارد بتواند قهرمان شود، کم کم در طول مسیر، خودش را می شناسد. همین طور در مورد استعداد بین فردی و مفاهیم ارزشی جاری بین افراد (صداقت، دوستی، کمک به دیگران و…) مدام در آن تکرار و تمرین میشود. در این کارتون همین طور بر استعداد جنبشی -حرکتی بسیار تاکید می شود. در این روزگار که بچه ها روزبهروز چاق تر و بی تحرک تر و ورزش گریزتر می شوند، قراردادن بچه تنبلی و پرخوری مثل پودر قالب قهرمان کونگ فو، انگیزه ای برای تحرک بچه هاست.

شیفو نمونه یک والد سخت گیر
این کارتون با اینکه جنبه طنز هم دارد و شخصیتهایش حیوانات هستند اما نمودی از دنیای واقعی است؛ استاد شیفو و بقیه اساتیدی که در فیلم هستند، نمادی از والدین هستند. یکی از اساسی ترین وظایف والدین در ارتباط با چیستی، چگونگی کشف و رشد استعداد بچه هاست که این موضوع، در این کارتون مسیر بسیار خوبی را طی می کند. اوایل فیلم والدین (اساتید) امیدی ندارند، بعد کارهایی برای کمک به او انجام میدهند. استاد شیفو بسیار مقرراتی است و همیشه نسبت به پو ناامید؛ درست نمونه یک والد ساختگیر است. مدام می گوید: «نمی تونه! نمی شاه!» او چارچوبی در ذهن خود دارد، بسیار خشک است و بسیار منظم؛ حتی تا آخر داستان نسبت به شوخیهای پو بی توجه است! اما این خشکی باید بشکند! و همان طور که میبینیم، استاد شیفو به توصیه «او گ وی» و با کمک دوستان پو، او را باور کرده و کمک می کند این استعداد در او هم شکوفا شود و او به یک قهرمان تبدیل شود. همان طور که شایفو به «او گو ی» می گوید: «ولی یه هلو نمیتونه تایلانگ روشکسـت بده»، اوگوى می گوید: «شاید بتونه؛ اگه هدایتش کنی، تغذیه اش کنی و باورش داشته باشی؛ تو فقط به باور نیاز داری بهم قول بده
شیفو، قول بده باور کنی.»

باور منفی، ممنوع!
عوامل انگیزشی که برای کشف یک استعداد رشد و یک پیشرفت وجود دارد و عوامل انگیزشی که برای مدد دهی و باورهای مثبت نیاز است، در این کارتون بسیار زیاد است. عوامل بازدارندهای که مانع از رشد فرد و جامعه می شود. باورهای منفی اند که در این انیمیشن می بینیم شدید با باورهای منفی میجنگند؛ می بینیم که هر کدام از شخصیت ها که باوری منفی را بیان می کند، با یک باور مثبت قوی تر جلویش بسته می شود. یادمان باشد بچه ها همه این حرفها را درونی می کنند که هرقدر به خودشان اعتماد داشته باشند، موفق ترند. در قسمت اول می بینیم که خود پو اصلا باور ندارد که بتواند کونگ فو یاد بگیرد و موفق شود؛ این همان اتفاقی است که در بچه های ما می افتد؛ نحوه ارتباط کودک با استعداد خودش، این طور نیست که ما بگوییم «بیا و در فلان زمینه، برتر باش!» کودک در ابتدا خودش را نمی شناسد، مقاومت می کند درست مثل پول بعد کم کم یاد می گیرد که در این مسیر با استعدادهای خودش ارتباط برقرار کند. والدین بسیار مهم هستند و تاثیر بسیار زیادی بر کودکان دارند.

تحت تاثیر باورهایی که من در او ایجاد می کنم، استعداد او شکوفا میشود و در مسیر درست قرار می گیرد. درست است که من به عنوان یک والد ادم کاملی نیستم و قرار نیست فرزند مهم در اینده انسان کاملی شود، اما در مجموع انسان موفقی خواهد شد پس به او امید میدهم، باور میدهم، نظام می دهم و در مواقع لزوم ساختگیری هم می کنم اما با او دوست هستم، مثل استاد شیفو! یک لک لک همیشه کنار فرزندش نمیماند، زمانی می رسد که او را رها می کند تا ببیند فرزندش در کنار دیگران چه می کند؛ ما هم نمی توانیم همیشه کنار فرزندمان باشیم، زمانی باید او را به پزشک، معلم، روانشناسی و… بسپاریم. نمی توانیم همه کارها را خودمان برایش انجام دهیم وگرنه فرزندمان در خوشبینانه ترین حالت همان آشپز پرخور باقی می ماند.

هدف داشته باشید
در هر سه سری از فیلم های «پاندای کونگ فوکار» و همین طور در تمام قسمتهای سریالی که بعد از این فیلم ساخته شد و مسیر موفقیت پو و تبدیل شدنش به جنگجوی اژدها» را به تصویر میکشد، میبینیم که پو هدفی را دنبال می کند. همیشه یک هدف دارد و این خیلی مهم است چون یکی از مشکلاتی که والدین امروز با فرزندان شان دارند همین بی هدفی است اگر از یک یچه هشت ساله ۲۰ سال پیش میپرسیدیم در آینده می خواهی چه کاره شوی؟ راحت تر جواب می داد تا یک بچه هشت ساله امروز. حتی شاید همان کلیشه ای «دکتر و مهندس و خلبان و…» را می گفت اما بچه های امروزی معمولا نمی دانند، نه اینکه به این سوال فکر کرده باشند و جوابی پیدا نکرده باشند. بلکه اصلا به این موضوع فکر نکرده اند! بچه های امروزی آنقدر بی نیاز بزرگ می شوند و آنقدر امکانات دارند یا ما والدین در تامین خواسته هایشان افراط می کنیم و به یک حمایت گر افراطی بدل می شویم که گاهی وقتها نمی گذاریم خلاقیت و کنجکاوی برای ایجه ایجاد شد که برای خودش هدفی تعریف کند اینکه پو همیشه هدفی را دنبال کند، برای فرزند من مفید است و هم دوست دارد کنار قهرمان داستانش، هدفیی داشته باشد حتما همین تاتیر را در زندگی خودش هم دارد.

پو خودش را پذیرفته است
این فیلم، محیط پو را واقع بینانه نشان می دهد و اینجاست که استعداد بین فردی مهم می شود، در عین اینکه پو با استعداد درون فردی اش خوب کنار آمده و وقتی به اومی گویند توپولی! خپلی قلنبه ای! همه را به شوخی می گیرد و یادش نمی آید؛ یعنی خودش را پذیرفته که همان مجموعه ای از نقاط ضعف و نقاط قوت را دارم و میخواهم رشد کتی» چون پذیرش خوبی نسبت به خودش دارد. در مورد دیگران هم پذیرش بی قید و شرط دارد و در هوش و استعداد بین قردی، قدرت پذیرش از مدیریت، سازگاری و یادگیری از اجتماع او افزایش می یابد. به عنوان مثال «میمون» شخصیت پرجنب و جوش و بازیگوشی دارد یا «ببری» زیاد اهل رابطه عاطفی نیست اما در مواقع لازم به دوستانشان کمک می کنند؛ پس هم نقاط مثبت دارند و هم منفی، بقیه دوستان پو هم همین طور هستند و در مجموع، با وجود نقاط ضعف و قوت هر کدام، رابطه بین فردی خوبی با هم دارند و «پو» با تک تک آنها به نوعی دوست است و در توانایی بین فردی، پذیرش بی قید و شرط دارد، نکات منفی را پررنگ نمی کند؛ یا گذشت می کند یا نادیده میگیرد. بچه ها هم در محیط مهد کودک و مدرسه همین وضعیت را دارند و بچه های مختلفی در اطراف شان هستند؛ یکی لوسی است، یکی شوخ، یکی بازیگوش و یکی بی ادب! هر فردی روابط خود را مدیریت می کند. پس این به فرزند من و میزان آسیب پذیری اش بستگی دارد که چه چیزی از اطرافیانش بگیرد؛ چون اوست که روابطش با دیگران را مدیریت می کند. پس من به عنوان بزرگ تر نباید محیط کودک را ایزوله کنم که مبادا از دیگران حرفها و کارهای بد یاد بگیرد! هویت و حضور اجتماعی بسیار مهم است. پس نباید کودک را محدود به رابطه با آدمهای خاص و محیطهای خاصی کنیم. نباید با تمرکز بر نقاط منفی بچه های دیگر، فرزندمان را از حضور در کنار دوستانش محروم کنیم. نگوییم: «فلانی مدام دستش در دهانش است! بازیگوش است و…. با او نگرد!» بگوییم: «فلانی درست است که همیشه دستش در دهانش است، بازیگوش است و… امافلان خوبی راهم دارد، این کار را از او یاد بگیر!» درست مثل پو که یادگیری منفی از دوستانش ندارد و رابطه خوبی با دوستانش دارد. نمی توان بچه را در یک اتاق شیشه ای گذاشت که مبادا چیزی او را تهدید کند. طبیعت و واقعیت این است که آدم های مختلفی دور همه ما وجود دارند و این ما هستیم که باید نوع رابطه مان با دیگران و چیزهایی را که از ایشان یاد می گیریم انتخاب کنیم.

که قهرمانیها هم خانواده می خواهند! در سری سوم، وقتی می بینیم که پو به دنبال خانواده اش می گردد و پدرش «لی» را پیدا می کند و… متوجه می شویم که پو (یا فرزند ما) به عنوان یک فرد اجتماعی که قرار است به دنیا کمک کند، قهرمان می شود، مورد تحسین قرار می گیرد و بسیار هم بزرگ می شود و… ولی در نهایت باز تعلق به خانواده را حسی می کند؛ یعنی هر کدام از ما به صرفا پیدا کردن جایگاههای اجتماعی مان، جامعه اولیه مان را که همان خانواده است گم نمی کنیم! پاسی کودک من متوجه می شود حتی وقتی در جامعه پذیرفته شده و به اصطلاح «اسم و رسمی» دارد، باز والدین و اصالت خانواده بسیار مهم است و به خانواده ها هم این پیام را می دهد که «بچه ها اگر قهرمان هم شوند، باز به حضور شما و ارتباط با شما نیاز دارند.»

باور کنیم خاص هستیم
از این بحث که بگذریم پاندای کونگ فو کار پر است از نکته های خوب برای بچه ها و البته بزرگ ترها! شخصیت اصلی داستان پو بچه ای ساده، مهربان، شوخ طبع، پرخور و تنبل است. یعنی مجموعه ای از صفات منفی و مثبت را با هم دارد و این موضوع در مورد بیشتر شخصیت های این انیمیشن از آقای پینگ که پدرخوانده پو است تا حتی استاد شیفو که نقش والدی دراین داستان دارد، صدق میکند و این پیام را به بچه ها میدهد که برای قهرمان بودن و موفق شدن نیازی نیست کامل باشید، حتی نیازی نیست چیزی باشید! پو در ابتدای کارتون یک شخصیت خیلی خیلی عادی است و باورش برای هر کسی بسیار سخت است که به قول شخصیتهای کارتون تا بتوان «یک دنبه را قهرمان کرد». پس برای مفید بودن نیازی به ویژگی های خاص نداریم اما نیاز به آموزش خاص
داریم درست مثل جمله معروفی که آقای پینگ در مورد ترکیب سری سوپ هایش به پو می گوید: «نیازی به ترکیب سری نیست برای خاص کردن چیزی فقط باید باور کنی که اون چیز خاصه» همین پیام برای والدین هم بسیار مهم است. اینکه لازم نیست فرزند ما موجود خاصی باشد یا استعداد خاصی داشته باشد، کافی است من او را باور داشته باشم و این باور را به او منتقل کنم و در نهایت استعدادش را کشف کرده و او را درست آموزش دهیم. یادمان باشد یک جمله و حتی یک کلمه، می تواند تمام باور و دنیای یک فرد را زیر و رو کند. پس حواس مان باشد که چه حرفی را به فرزندمان می گوییم.

برای بهتر بودن، موفق و شاد بودن مدام منتظریم که یک اتفاق خاصی برای مان بیفتد یا کار خاصی برای کودک انجام دهیم.

یک کلاس ویژه با یک استاد خاص اما این یعنی شرطی سازی موفقیت! اما باورهای درون است کننده مسیر و موفقیت هستند.

هرچه باور دارید، همان می شود.
این انیمیشن، هم در روایات خود داستان و هم در دیالوگها، تاکید زیادی بر باورها دارد؛ اولا اینکه چه باوری نسبت به دشمن مان، خودمان و ایرادهای خودمان داریم! اگر دشمن را زیادی بزرگ ببینیم، حاضر نمی شویم حتی با او مبارزه کنیم! اگر نقطه های ضعف خودمان را خیلی بزرگ بدانیم، باز برای تغییرشان حرکتی نمی کنیم. اما اگر باور کنیم که خودمان قهرمانیم یا به دیگری به عنوان قهرمان باور داشته باشیم، موفق خواهیم شد. درست مثل جایی که شیفو به او گاوی می گوید: «یک خبر بدن دارم؛ تایلانسگی از زندان فرار کرده!» و اوگی وی جواب می دهسد: «بله، این خبر بده! اما به شرطی که قهرمان مونرو باور نداشته باشیم!» پسنی اینکه من چه باوری نسبت به خودم داشته باشیم، باعث پیشرفت، در جا زدن یسا عقبگیرد ما می شود و تاکید بر این موضوع که «ما چه باوری به فرزندان مان می دهیم» برای والدین نکته بسیار مهمی است. ضمن اینکه این سوال مطرح میشود که «سنین کودکی چرا سنین مهمی در تربیت و آموزشی است؟» چون بیشترین باورهای هسسته ای کودک در دوران کودکی شکل می گیرد؛ اینکه باور داشسته باشیم جامعه به من کمک می کند، باور داشته باشیم که باید برای جامعه ام مفید باشم، باور داشته باشم که حتما می توانم انفاق مثبتی ایجاد کنم، می توانم تغییر کنم، باور کنم که ایرادهای زیادی ندارم و نقاط مثبت هم دارم و خیلی باورهای دیگر، با توجه بسیاه تربیت والدین، جامعه، مدرسسه و محیط، اما باور می کنیم که مسوولیتی نسبت به محیط مان داریم، درست مثل پو که اگر این طسور نبود و به حال خودش رها می شد، در خوشبینانه ترین حالت شاید فقط آشپزی پرخور میشد اما اثرگذاری محیط و دادن باورهاست که به او کمک کرده و به یک قهرمان تبدیلش می کند.
یادآوری هایی برای بزرگترها!

ناکید بر این نکته که «هیچ چیز تصادفی نیست: اما موجودات انتخاب گری هستیم» بسیار مهم و آموزنده است، «پو» تصادفی قهرمان نشد. تلاش کرد تا به مقام «جنگجوی اژدها» رسید.
تاکید بر زمان حال هم در این فیلم بسیار مهم است و مدام این نکته تکرار میشود که «به زمان حال فکر کن، به دمی که الان وجود دارد.» خیلی اوقات ما نباید به بچه ها و حتی بزرگترها اضطراب آینده را بدهیم. باید بگوییم الان، در این زمان و مکان تلاش کن! اکنون و اینجا فعال باش و به پیش بینی آینده نپرداز.

ما برای آینده به پیش بینی نیازی نداریم بلکه باورهای مثبت لازم داریم. در این انیمیشن دیالوگی نداریم که بگوید: «اگر ببازم چه؟» و این دادن باورهای مثبت است.

نکته دیگری که در فیلم به آن تاکید میشود. دوری از بیکاری و بطالت است. وقتی پو به شیفو میگوید: «تو استاد من نیستی شیفو منم جنگجوی اژدهها نیستم» و شیفو میپرسد: «چرا همون اول نرفتی می دونستی که میخوام از شرت خلاص بشم ولی وایسادی» پوجواب میدهد: «وایسادم که وایسادم ! اوایسادم چون هر دفعه که با آجر میزدی توی سرم یا می گفتی که بو می دم بهم برمیخورد ولی هیچ کدوم به سختی اون نبود که هر روز زندگیم رو به بطالت می گذاروندم» و واقعا هیچ چیز بدتر از بیکاری و بطالت، خلق یک کودک را تنگ نمیکند.

باید برای فرزندم برنامه داشته باشم حتی اگر از نظر جسمی خسته میشود، نباید حمایتگر افراطی باشیم و با فکر اینکه مبادا فرزندمان خسته شود، او را تشویق به بیکاری و تنبلی کنیم آسیب بیکاری بسیار بیشتر از خستگی و سختی مسوولیتهایی است که به آنها می سپاریم: چرا که وقتی کودک کار مفیدی انجام دهد( از لباس پهن کردن و گرم کردن غذا گرفته تا شستن ماشین و…) در نهایت رضایت از خویشتن دارد؛ وقت گذرانی زیادی برای بازی کامپیوتری و… حس مفید بودن در پی ندارد.

بچه ها را با هم مقایسه نکنیم وقتی او گ وی به شیفو می گوید: «هر کارکنی اون هسته هلو تبدیل به درخت هلو می شه، شاید دوست داشته باشی سیب بشه، ولی به هلو می رسه» شاید والدین با دیدن بچه های دوست و فامیل آرزو کنند. فرزندشان مثل آنها شود اما نمیشود: همانطور که هسته هلو، سیب نمیشود اما هسته هلو می تواند هلوی درشت و سالمی باشد. پس باید استعداد کودک خود را درست بشناسیم و بنابر ظرفیتش از او نوقع داشته باشیم و کمکش کنیم و استعدادش را شکوفا کنیم نه اینکه فرزندمان را شبیه فرزند دوست و آشنا کنیم !
نکته دیگر اینکه تاکید بر کار گروهی در این مجموعه بسیار زیاد است. درست است که به نظر، «پو» قهرمان است اما وقتی کودک کارتون را می بیند، مجموعه را قهرمان میداند و متوجه میشود که پو با کمک دوستانش موفق و قهرمان می شود. تک تک ما نیاز داریم به جامعه خدمت کنیم و جامعه به ما خدمت کند و با وجودی که آدمها تفاوتهای بسیار زیادی با هم دارند. وقتی هدف مشترکی در میان باشد، ویژگی های مثبت شان را در قالب کار گروهی به کار میگیرند و نتیجه مطلوب حاصل میشود؛ ضمن اینکه تفاوتهای پو و دوستانش با هم همیشه باعث دردسر و اختلاف بین آنهاست اما در نهایت به یک نتیجه ای میرسند و این اهمیت مهارت حل مساله را میرساند. قرار نیست اما با دوستانمان دعوایمان نشود، دوستان خوبی دوستانی نیستند که هیچ وقت دعوا نکنند دوستان آمد، بتوانند آن را حل کنند، چون هدف بزرگ تری دارند و این مسئله در انجام کارهای گروهی بسیار مهم است و بچه های ما معمولا در این مساله ضعیف هستند

انیمیشن های مختلف نکات جالبی را به شما و کودکان یاد می دهند
درس های کارتونی
می خواهید روحیه کار تیمی را تقویت کنید؟ Sponge out of Water/2015
سال ها است که با شخصیت باب اسفنجی آشنا شده ایم که برای همیشه در تمام فیلمها و سریالهایش تاکید بر کار گروهی او دانستن قدر و ارزش دوستان، برای بچه ها تکرار شده است. «فیلم باب اسفنجی: اسفنج بیرون از اب» هم از این قاعدہ نیست اما صحنه های خشن و ناخوشایندی هم دارد که شاید صلاح ندانید فرزندتان آنها را ببیند!

می خواهید احساس تان را بشناسید؟ Insideout/2015
این فیلم باعث بیان احساسات می شود و کمک می کند کودکان احساسی شان را شناسایی کرده و در موردشی صحبت کنند؛ ضمن اینکه برخلاف تصور غالب، بچه ها با تماشای این فیلم متوجه می شوند که حس «غمگین» بودن همیشه هم بد نیست و حتی می تواند اعضای خانواده را به هم نزدیک کند!

می خواهید روابط ایده آل مادر و دختر را نشان دهید؟  Brave/2012
مریدا، دختری مغرور است و با همین غرور، مادرش را به خطر می اندازد اما در نهایت مجبور می شود همه تلاشش را به کار بگیرد تا بتواند مادرش را به ظاهری انسانی و به خانه برگرداند. شاید «شجاع» رمانتیک و عاشقانه نباشد اما بدون شک به عشق میان اعضای خانواده پرداخته و با این یاداوری، رابطه پرچالش مریدا و مادرش را نشان می دهد.

می خواهید خودباوری را تقویت کنید؟ Boxtrolls/2014
ظاهربین نباشیدوگول شایعات را نخورید!Boxtrollها نه بچه دزدند و نه آدم خوار؛ اتفاقا موجودات آرامی هستند که برای نترسیدن آدمها از ظاهرشان، خودرا پنهان می کنند. البته در این فیلم تاکید بر این پیام هم وجود دارد که «نو می توانی هر کسی یا هر چیزی که می خواهی باشی و دیگران نمی توانند باعث محدودیت توشوند.»

می خواهید مفهوم دوستی را بدانید؟ SHAUNTHESHEEPMOVIE/2015
این انیمیشن با اینکه خالی از هر دیالوگی است و صرفا با صدای حیوانات وحرکات اغراق آمیز آنها همراه است اما در تمام قسمتهایش قهرمان دوست داشتنی آن، بره مهربان
وباهوشی است که پیامهای مثبتی از جمله اهمیت کار گروهی، دوستی و پذیرش اشتباه و جبران یا تصحیح خطاها را به بچه ها گوشزد می کند.

می خواهید مفهوم برابری و برادری را توضیح دهید؟ Big Hero6/2014
داستان این فیلم در شهری تخیلی به نام «سانفرانسوکیو» رخ میدهد که از پیوند «سانفرانسیسکو» (نماد غرب) و «توکیو» (نماد شرق) حاصل شده و زیادی اغراق آمیز است اما مهم ترین پیامش پاک کردن نژادپرستی است. همه چیز در این داستان، چندملیتی و چندفرهنگی است و هر کدام از شخصیتها از یک گوشه دنیا آمده اند. این همان دنیای مدرنی است که همگی آرزویش را داریم!

می خواهید برترس های تان غلبه کنید؟ Home/2015
درک بیگانه ها، شناخت خود، امید داشتن حتی در بدترین شرایط و غلبه بر ترس ها از جمله پیامهای مثبت فیلم است ه البته پیامهای کوچک تری هم در این فیلم هست؛ مثل اینکه همه ما آدمها درگیر لوازم و وسایل بیخودی هستیم که فقط پایمان را به این دنیا بسته اند وبادور ریختن شان سبک می شویم و راحت تر پرواز می کنیم!

می خواهید مفهوم انسانیت را بیانی کنید؟ IceAge4/2012
شاید شخصیتها و حال وهوای داستان مشابه نسخه های پیشین آن باشد اما پیامهای انسان دوستانه فیلم برای کودکان می تواند آموزنده باشد؛ مثلا اینکه همیشه هوای دوست نان را داشته باشید یا اینکه زندگی جمعی ودر کنارهم بهتر از زندگی انفرادی است و اگر می توانیم باید برای همنوعان خود فداکاری و جانفشانی کنیم.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید


خانم دکتر

مرکز پارسیان آوید توسط پرسنل با مدرک تحصیلی مرتبط و کارشناسی با سابقه ۲۵ سال خدمت در مراکز درمانی و حرفه ای زیر نظر وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی راه اندازی شده و با استفاده از تجربیات تخصصی و فوق تخصصی با اعزام نیروهای حرفه ای و آموزش دیده خود ، افنخار رضایتمندی شما برای مراقیت از عزیزانتان را جهت تامین نیازهای شما دارا می باشد

دیدگاه خود را بنویسید