بایگانی ماهانه: قالب تاریخ آرشیو به صورت ماهانه

مشکلاتی که در هنگام تغذیه کودک با شیر مادر پیش می آیند

مشکلاتی که در هنگام تغذیه کودک با شیر مادر پیش می آیند.

گاز گرفتن نوک پستان: تغذیه کودک با شیر مادر ممکن است به قدری دردناک باشد که مادر مجبور شود شیر دادن را متوقف سازد. در هنگامی که لثه های کودک به خاطر نیش زدن دندان ها، به خارش می افتند یا پس از آنکه چند عدد از دندانهای او بیرون می آیند، نمی توان او را به خاطر این که نوک پستان را گاز می گیرد، سرزنش کرد. او متوجه نیست که با این کار، مادرش را اذیت می کند.

بسیاری از کودکان خیلی زود یاد می گیرند که نباید نوک پستان مادر را گاز بگیرند. به محض این که کودک این کار را می کند، انگشت خود را بین لثه های او بلغزانید و به لحنی جدی " نه" بگویید و شیر دادن را تمام کنید. در هر حال کودک در اواخر شیر خوردن است که پستان را گاز می گیرد.

کلاس هایی قبل از زایمان برای مادران گذاشته می شود که نحوه شیر دادن به نوزاد و ... توسط پرستار کودک به مادران آموزش داده می شود.

مادران می توانند با شرکت در این کلاس ها قبل از زایمان با تمامی نکات مربوطه آشنا شوند.

شلوغ بازی در هنگام تغذیه کودک با شیر مادر:

گاهی اوقات، کودکی که چهار پنج ماهی از پستان شیر خورده و اعتراضی هم نداشته، در هنگام شیر خوردن گریه می کند و یا سرو صدا به راه می اندازد. ممکن است درد ناشی از دندان در آوردن علت این مساله باشد.

مشکلاتی که مادر با تغذیه کودک با شیر مادر دارد

دردهای فاصله شیردادن:  تغذیه کودک با شیر مادردر هفته های اول شیردهی، ممکن است مادر به محض این که به فرزندش شیر می دهد، در رحم خود احساس انقباض و گرفتگی کند و ناراحت شود. شیردادن موجب ترشح هورمونهایی می شود که رحم را منقبض می کنند تا آن را به اندازه دوران قبل از حاملگی برگرداند. این انقباض ها پس از مدتی از بین می روند. ر ظرف چند روز یا چند هفته اول، تیر کشیدن نوک پستان ها در هنگام شیردهی، بسیار متداول هستند. این دردها مهم نیستند و در هر حال از بین می روند.

 

مشکلاتی که در هنگام تغذیه کودک با شیر مادر پیش می آیند

نوک پستان های زخمی یا ترک خورده:

دردهایی که در طول دوره شیردهی به شکلی مستمر وجود دارند، ممکن است مربوط به نوک پستان های ترک خودره باشند و حتماً باید توسط پزشک، معاینه و مداوا شوند (معدودی از مادرها به شکلی غیر عادی حساس هستند و حتی هنگامی هم نوک پستان آنها زخم نیست، احساس درد می کنند).

اگر نوک پستان ترک بردارد (اغلب به خاطر این که درست زیر پستان قرار نگرفته است)، تداوم در شیردهی، همزمان با جابه جایی وضعیت کودک هنگام شیرخوردن و قرار دادن کیسه یخ روی پستان، جلوی حجیم شدن پستان ها را می گیرد و کودک می تواند راحت تر هاله پستان را در دهان بگیرد و دیگر ضرورتی ندارد که نوک را پستان را بگیرد. در هنگامی که نوک پستان زخم می شود یا شکاف برمیدارد، پزشک یا پرستار پمادی چون هیدروژل را توصیه می کنند.

حجیم شدن پستان در تغذیه کودک با شیر مادر:

هنگامی که پستان پر از شیر می شود، سفت و ناراحت کننده است. غالباً این سفتی و حجیم شدن، اندک و ملایم است، اما در موارد جدی و محدودی نیز، پستان فوق العاده بزرگ، سفت و دردناک می شود و اگر معالجه نشود، ممکن است ذخیره شیر را نیز کاهش پیدا کند.

تغذیه کودک با شیر مادر حجیم شدن خفیف را می توان بلافاصله باشیر دادن کودک برطرف کرد.  اگر پستان خیلی سفته شده باشد و نوزاد نتواند هاله آن را در دهان بگیرد، بهتر است ناحیه هاله را با دست فشار دهید.

حجیم شدن و سفتی حاد پستان به انواع معالجه ها نیاز دارد. از لبه های بیرونی پستان شروع کنید و کل آن را ماساژ بدهید و سپس به طرف هاله پستان حرکت کنید.

این کار را زیر شیر آب گرم انجام دهیدف زیرا آب آرامش بخش است و کار ماساژ دادن را ساده می کند. تغذیه کودک با شیر مادر در ضمن چون دوش میگیرید،

بیرون آمدن شیر و ریختن آن روی بدن، اذیتتان نمی کند و جایی کثیف نمی شود. برای این که پوستتان آزرده نشود، می توانید از پماد محتوی لانولین یا روغن نباتی استفاده کنید، ولی مراقب باشید که روغن یا پماد به ناحیه هاله پستان نرسد، چون لغزنده می شود و نمی توانید آن ناحیه را فشار دهید. ماساژ پستان را می توانید 2-1 بار در روز انجام بدهید.

برای انجام این کار، از مادر یا فرد دیگری که می تواند کمکتان کند، یاری بگیرید. استفاده از پارچه مرطوب و گرم یا ریختن آب گرم روی پستان، آن را برای ماساژ آماده می کند. پمپ برقی مخصوص دوشیدن پستان هم، از درد و حجم پستان کم می کند.

در فاصله شیردهی یا معالجه، باید به کمک کرست سفت و بزرگ، پستان ها را از همه اطرافشان، محکم نگه دارید. برای تسکین درد از استامینوفن، ایبوپروفن استفاده کنید. گذاشتن کیسه آب یخ یا بطری داغ، برای مدت کوتاه و یا برگ های خنک کاهو، درد را تسکین می دهد. حجیم و دردناک شدن پستان ها، اگر پیش بیاید، در نیمه دوم هفته اول روی می دهد و معمولاً بیش از چند روز طول نمی کشد، اما پس از این تاریخ، اصولاً پدیده نادری است.

 

مشکلاتی که در هنگام تغذیه کودک با شیر مادر پیش می آیند

حجیم و دردناک شدن هاله: پر شدن بیش از حد سینوس های پستان، یعنی محفظه هایی که پشت هاله قرار دارند، عارضه بسیار نادری است. این عارضه، مادر را چندان آزار نمی دهد، اما کودک، به علت صاف و سفت شدن ناحیه هاله، نمی تواند آن را در دهان بگیرد و با لثه هایش، بر آن فشار وارد کند . تنها چیزی که کودک می تواند با لثه هایش بگیرد، نوک پستان است که به احتمال قوی، آن را بین آرواره هایش گیر می اندازد و احتمالا زخم می کند.

برای درمان این عارضه، مادر باید شیر داخل سینوس های پست هاله را تخلیه کند تا این ناحیه نرم و قابل فشار دادن شود و کودک بتواند آن را در دهان بگیرد. ضرورتی ندارد که برای نرم کردن ناحیه هاله، شیر زیادی را بدوشید. 5-2 دقیقه دوشیدن هر پستان، کافی است. سپس می توانید هنگامی که پستان را در دهان کودک می گذارید، به بالا و پایین ناحیه هاله فشار بیاورید و به این ترتیب به کودک کمک کنید که شیرخوردن را شروع کند. این نوع حجیم و دردناک شدن پستان، بیشتر در نیمه دوم هفته اول پیش می آید. این عارضه 3-2 روز طول می کشد و تا زمانی که شیر دادن به شکل طبیعی و مداوم ادامه دارد، عود نمی کند.

حجیم و دردناک شدن به خاطر مجاری مسدود: نوع دیگری از حجیم و دردناک شدن پستان، تورم ناحیه بیرونی هاله است که بسیار دردناک می باشد، اما فقط یک قسمت از پستان درد می گیرد. این عارضه معمولاً بعد از دوره بیمارستان پیش می آید و درمان آن شبیه حجیم و دردناک شدن نوع اول است.

  • کیسه یا بطری گرم همراه با ماساژ ناحیه متورم
  • استفاده از کرست شیردهی مناسب
  • استفاده از کیسه یخ یا بطری گرم در فاصله معالجات
  • افزایش دفعات شیردهی
  • شیر دادن به کودک در حالی که بینی او به طرف بخش مسدود است، چون مکیدن پستان در قسمت میانی و زیربینی کودک، از همه جا قوی تر است
  • تغییر دائمی وضعیت شیر خوردن کودک
  • استراحت کافی برای مادر

عفونت پستان یا آبسه (تورم پستان): اگر نقطه زخمی در داخل پستان شروع به رشد کند، ممکن است عفونت پدید بیاید و گاهی به آبسه پستان منجر شود. پوست در آن ناحیه قرمز می شود و تب و لرز پدید می آید. سردرد، عطسه و سایر نشانه های شبیه آنفولانزا، معمولا اولین علائم عفونت پستان هستند. باید دمای بدنتان را بگیرید و به پزشک یا پرستارتان اطلاع بدهید. با توجه به شیوه های نوین درمان عفونت ها، بهتر است همچنان به شیر دادن ادامه بدهید. دست کم، روزی یک بار، پستان را کاملاً خالی کنید.

هنگامی که مادر بیمار است: در بیماری های عادی، در فاصله ای که مادر در خانه می ماند، عموماً اجازه می دهند که کودک طبق معمول به شیرخوردن، ادامه بدهد. واقعیت این است که گاهی کودک بیماری را از مادر میگیرد، ولی این حتی در مواقعی هم که مادر به او شیر نمی دهد، پیش می آید. از این گذشته، بسیاری از بیماری های عفونی، قبل از آنکه نشانه های بیماری بروز کنند، مسری هستند . شما می توانید با بیشتر شستن دستها، از کودکتان مراقبت کنید. کودکان اصولاً کمتر از سایر اعضای خانواده دچار سرماخوردگی می شوند و اگر هم سرما بخورند، عوارض آن خفیف تر است، چون آنها قبل از آنکه به دنیا بیایند، پادتن های ضروری را از مادر دریافت کرده اند. بعضی از مادران، هنگامی که بیمار هستند، متوجه کاهش شیر خود می شوند، ولی این کاهش با افزایش دفعات شیر دادن جبران می شود.

ادامه مطلب...

ویتامین ها، مکمل ها و رژیم های غذایی خاص

ویتامین ها، مکمل ها و رژیم های غذایی خاص

ویتامین ها، مکمل ها و رژیم های غذایی خاص : ویتامین د : شیر مادر حاوی اغلب ویتامین های مورد نیاز کودک هست، ولی ویتامین "د" به اندازه کافی ندارد. به طور طبیعی، ویتامین "د" بدن بچه ها از طریق تابیدن آفتاب به پوستشان تامین می شود، ولی در دنیای مدرن، اغلب بچه ها، بخش اعظم وقت خود را، مخصوصاً در زمستانها، در خانه می گذرانند.

بنابراین متخصصان توصیه می کنند  که همه بچه هایی که شیر مادر می خورند  به 200 واحد ویتامین "د" و "ث" همراه و حاوی 400 واحد ویتامین "د" است. ( این میزان در واقع دو برابر میزان مورد نیاز کودک شماست، اما در این حد هم برای او خطری ندارد. برای اطمینان بیشتر برچسب پشت  قوطی را با دقت بخوانید).

قطره چکان را تا میزان معین پر کنید و قطره را قبل از یکی از وعده های غذایی، روزی یک بار، در دهان کودک بچکانید. این کار را در یک ماهگی کودک شروع کنید.

کاملاً دقت کنید که میزان بیشتر قطره ویتامین نه تنها فایده ای ندارد، بلکه خطرناک هم هست. ویتامین "د" محلول در چربی است و به طور طبیعی از بدن کودک دفع نمی شود، بنابراین میزان زیاد آن، ایجاد مسمومیت می کند. حتماً میزان معینی را که روی برچسب دارو نوشته و یا پزشک توصیه کرده است، رعایت کنید.

برای مراقبت بهتر کودک می توانید از پرستار کودک در منزل کمک بگیرید.

ویتامین ب 12: مکمل های غذایی را باید به مادرانی که گیاه خواهر هستند و به کودک خود شیر می دهند و کودکانی که از شیر گرفته شده اند و بر اساس رژیم گیاهخواری تغذیه می شوند، داد.

رژیم گیاهخواری مزایای بی شماری دارد و افزودن ویتامین ب 12 به این رژیم، تکمیل بودن رژیم غذایی را تضمین می کند.

برای کودکان از لحظه تولد تا شش ماهگی و یکسالگی، 0.5 میکروگرم ویتامین ب12 توصیه می شود، برای کودکان 3-1 سال، 0.7 میکروگرم لازم است.

 

ویتامین ها، مکمل ها و رژیم های غذایی خاص

 

سایر ویتامین ها: اغلب شیر خشک ها با میزان کافی ویتامین، غنی می شوند و بنابراین نیازی به دادن ویتامین اضافی به کودک نیست.

شیر مادر هم برای شش ماهه اول زندگی کودک، همه ویتامین ها را دارد، مگر این که مادر، گیاهخوار باشد که ویتامین های "د" و "ب12" در شیر او کم باشد. قطره های مولتی ویتامین غالباً حاوی ویتامین های "آ" ، "د" و "ث"  و مجموعه های ویتامین های "بیماری" هستند.

غلات و سایر غذاهایی که کودک می خورد، معمولاً ویتامین "بیماری" کافی دارد و میوه ها و سبزی ها، حاوی ویتامین های "آ" و "ث" هتسند. بنابراین در عین حال که استفاده از مولتی ویتامین ضرری ندارد، نیازی هم به صرف چنین هزینه ای نیست.

پزشک به شما خواهد گفت که آیا نیازی به مرص ویتامین اضافی هست یا نه.

آهن: شیر خشک های غنی شده با آهن، این ماده حیاتی را در خود به اندازه کافی دارند. شیر مادر و غلات آماده، هم حاوی آهن هستند، ولی از آنجا  که این ماده، برای خونسازی در بدن بسیار ضرورت دارد، بهتر است غلات غنی شده را همراه با شیر، روزی 3-2 بار در روز به کودک بدهیم تا آهن کافی بدنش تامین شود.

اگر غالباً غذای خانگی و شیر مادر به کودک می دهید، لازم است که قطره آهن را هم به او بدهید. قطره آهن همراه با مولتی ویتامین، معمولاً نیازهای کودک را برآورده می سازد.

فلوراید: اگر آب آشامیدنی مصرفی حاوی فلوراید نباشد، باید  میزان لازم را به آب اضافه کرد، ولی اگر آب فلوراید دارداین کار را نکنید. برای کودک بین شش ماه تا سه سال، 0.2 تا 0.5 میلی گرم فلوراید توصیه می شود.

رژیم های کم چربی: رژیم غذایی کم چرب برای نوزادان و بچه های زیر دوسال، عاقلانه نیست. بعضی از چربی ها برای رشد مناسب بدن و محصوصاً مغز، لازم هستند و کودکان زیر دو سال به کالری های متمرکز شده در چربی ها، کره بادام زمینی و سایر کره های گیاهی نیاز دارند.

کودکانی که گوشت و لبنیات پر چرب می خورند، معمولا مقدار زیادی چربی را دریافت می کنند. چربی های ضروری در روغن های گیاهی هم وجود دارند.

امروزه معمولاً رزیم غذایی بسیار پر چرب است. بهتر است بچه های بالای دو سال( و بسیاری از ما بزرگتر ها) چربی کمتری بخوریم.

ولی وضع بچه های زیر دو سال فرق می کند. رزیم کم چرب برای کودکان زیر دو سال، در رشد آنها اختلالات جدی به بار می آورد و این اختلالات ممکن است در یادگیری آنها، مشکلات جدی و درازمدتی را ایجاد کنند. البته، اگر کودک شما مشکل پزشکی خاصی دارد، بدیهی است که باید از دستور پزشک پیروی کنید و برای مراقبت بهتر کودک می توانید از پرستار کودک در منزل کمک بگیرید.

ادامه مطلب...

عشق به پدر و مادر

عشق به پدر و مادر

عشق به پدر و مادر : سنی که عصیان در آن کمتر است: پسر و دخترها در حدود سه سالگی در روند رشد عاطفی خود به مرحله ای می رسند که احساس می کنند پدر و مادرشان انسان های جالبی هستند و دلشان می خواهد که شبیه آنها شوند. مقاومت و خصومت خود به خودی که در سن دو سالگی، به شکل پنهان در کودک وجود داشت، بعد از سه سالگی به تدریج کم نی شود. در این سن، علاقه کودک به پدر و مادرش فقط دوستانه نیست، بلکه صمیمانه و لطیف است. البته بچه ها آن قدرها هم عاشق پدر و مادرشان نیستند که همیشه از آنها اطاعت کنند و رفتار درستی داشته باشند. آنها بازهم آدمهای صاحب فکر و اندیشه ای هستند که گاهی میخواهند به رغم میل مار و پدرشان، حرف خودشان را به کرسی بنشانند.

عشق به پدر و مادر در کودکان

هنگامی که بر این نکته تاکید می کنم که کودکان در فاصله 5-3 سالگی، چقدر ملایم و همدل هستند، ناچارم در مورد بچه های چهار ساله، استثنایی قائل شوم. بخش اعظم پر مدعا بودن، خروس جنگی بودن، بلند حرف زدن و هیجانزدگی کودک در حدود چهار سالگی، یعنی زمانی که به تدریج شروع به تشخیص همه چیز می کند، آغاز می گردد و این سوء تفاهمی است که خوشبختانه خیلی زود از بین می رود.

تلاش برای شبیه پدر و مادر شدن: کودکان در سن دو سالگی، مشتاقانه از پدر و مادرشان تقلید می کنند. اگر مادر اتاق را گردگیری کند و یا پدر با چکش میخی را بکوبد، کودک همه حواسش را روی چوب گردگیری و چکش متمرکز خواهدکرد. در سن سه سالگی، کیفیت تقلید بچه ها تغییر می کند . در این سن انها به مادر و پدرشان به عنوان انسان های دیگر می نگرند و می خواهند مثل آنها باشند. آنها در بازی هایشان، رفتن به سرکار،
آشپزی، رفت و روب، رختشویی، مراقبت از عروسک یا خواهر و برادر  کوچکتر را تمرین می کنند آنها وانمود می کنند که با ماشین خانواده ، بیرون  می روند و رانندگی می کنندو شب که می شود از آن پیاده می شوند و به خانه می روند. آنها لباسپدرو مادرشان را می پوشند، صحبت کردن،رفتار و منش انها تقلید می کنند. روانشناس ها، این فرایند را هویت یابی می نامند

هویت یابی چیزی بسیار مهم تر از بازی کردن صرف است. کودک از این طریق، شخصیت خود را می سازد. هویت یابی بیش از انچه که از طریق کلماتی که پدر و مادر سعی می کنند به کودک بیاموزند، اتفاق می افتد، بیشر یه آنچه که از طریق کلماتی که پدر و کادرشان دریافت می کنند و بر اساس الگو برداری از آنها، صورت می پذیرد. هویت یابی، چگونگی شکل گیری آرمانها و رویکردهای کودکان را نسبت به کار، افراد دیگر و خودشان دربرمیگیرد، هرچند هنگامی که آنها بالغ می شوند و نسبت به امور آگاهی بیشتری پیدا می کنند، می توانند هویت را توصیه کنند. شما می توانید از خرفهای محبت آمیزی که به عروسک هایشان می زنند و یا از شیوه سرزنش کردن آنها، متوجه شوید که بیست سال بعد، انها چه جور پدر و مادری خواهند شد.

 

عشق به پدر و مادر

عشق به پدر و مادر :

آگاهی جنسیتی: در این سن، یک دختر بچه به تدریج متوجه می شود که ماده است و تبدیل به زن خواهد شد. در نتیجه با توجه خاصی به مادرش نگاه می کند و میل دارد خود را در قالب او در آورد، همچنین به این گونه مسائل توجه می کند: مادرش چه احساسی نسبت به شوهرش دارد و نگاه او به جنس مخالف، چگونه است و آیا زنان را آدمهای مورد اعتماد یا رقیب خود می داند؟ نگاهش درباره ی فرزندان پسر و دختر چیست (آیا یکی را بر دیگری ترجیح می دهد و یا هر فردی را به جای خود عزیز می شمارد؟) نگاهش درباره کار بیرون و خانه داری چیست ( با آن هماهنگ است یا دچار چالش است)؟ یک دختر کوچک، نسخه کاملی از مادرش نخواهد شد، ولی در بسیاری از جنبه ها، مطمئناً تحت تاثیر او خواهد بود.

یک پسر بچه در این سن متوجه این موضوع است که دارد مرد می شود و بنابراین تلاش می کند که خود را شبیه پدرش کند. از جمله این که توجه می کند برخورد پدرش با همسر و جنس مخالف به طور کلی، در مقابل فرزندان پسر و دخترش و در برابر کار بیرون از خانه و کارهای داخل خانه چگونه است؟

در این سن ، علاوه بر این که کودک با پدر یا مادر همجنس خود هویت یابی می کند، در مقابل پدر و مادری که جنس مخالف او هم هستند، به تمایز و تشخیص ویژه ای دست می یابد. او می فهمد که دو جنس مخالف، می توانند یکدیگر را بشناسند و با هم زندگی کنند.

مجذوب نوزادان شدن: پسرها و دخترها در این سن، مجذوب همه جنبه های کودکان می شوند، آنها می خواهند بدانند بچه ها از کجا می آیند؟ هنگامی که متوجه می شوند کودک در دل مادر رشد می کند، اشتیاق پیدا می کنند این عمل حیرت انگیز آفرینش را خودشان انجام دهند و پسرها هم درست مثل دخترها، همین احساس را دارند. آنها دوست دارند از نوزادان مراقبت کنند و آنها را دوست داشته باشند . آنها یک بچه کوچکتر را وادار میسازند که نقش یک نوزاد را به عهده بگیرد و ساعتها، نقش پدر و مادر را برایش بازی می کنند و یا از عروسک استفاده می کنند.

در این سن به طور کلی چندان قابل تشخیص نیست که آیا پسر بچه های کوچک مثل دختر بچه ها دوست دارند که در درون خود نوزادی رابپرورانند یا نه؟ هنگامی که مادرشان به آنها می گوید که این عمل، ممکن نیست، برای مدتهای طولانی، این موضوع را باور نمی کنند و می گویند " من هم می توانم بچه ای را در درون خود بپرورانم" ، و واقعاً هم باور دارند که اگر چیزی را از ته دل بخواهند، می توانند به آن جامه حقیقت بپوشانند. همچنین، یک دختر مهم کودکی شاید به همه بگوید که او دارد دارای آلت تناسلی مردانه می شود. چنین نشانه هایی، دال بر نارضایتی از پسر یا دختر بودن نیست، بلکه من فکر می کنم چنین افکاری از آنجا نشات می گیرد که پسر بچه تصور می کنند که می توانند هر کاری را انجام دهند، هر چیزی باشند و هر چیزی را هم در اختیار بگیرند.

ادامه مطلب...

سن مدرسه

سن مدرسه

سن مدرسه : پس از 6-5 سالگی، کودکان دوباره به حالت نوزادی بر میگردند و رابطه با پدر و مادر، هر چند هنوز هم به شدت مهم است، به پس زمینه خود باز می گردد. کودکان به شدت درباره آنچه که بقیه بچه ها می گویند و انجام می دهند، حساس هستند.

ابتدا به شکل کم و بیش نامحسوس و سپس به طرزی فراینده، از والدین خود مستقل و حتی نسبت به آنها بی صبر می شوند و درباره مسائلی که تصور می کنند مهم هستند، احساس مسئولیت شدیدی پیدا می کنند.

کودکان در این سن به موضوعاتی چون ریاضی و موتور علاقه پیدا می کنند. به طور خلاصه، آنها به تدریج خود را از خانواده جدا می بینند و جایگاه خود را به عنوان شهروند، در جهان بیرون جستجو می کنند.

کنار آمدن با دنیای خارج

تسلط بر خود: کودکان پس از شش سالگی درباره بعضی از چیزها، بسیار جدی می شوند و در این سن، از برخی از بازیها لذت می برند.

آنها دیگر علاقه ندارند که بدون طرح و برنامه، به خیال پردازی بپردازند، بلکه دنبال بازیهایی هستند که قانون دارند و نیازمند مهارت هستند، این مهارت ها می تواند توسط افراد زیادی به آنها آموزش داده شود که یکی از این افراد میتواند پرستار کودک در منزل که در حوزه آموزشی است باشد.

در همه بازیها (منظورمان بازیهای ویدئویی نیستند)، بازیکن ناچار است همه کارها را بر اساس نظم خاصی انجام بدهد و هر چه پیش می رود، بازی سخت تر می شود.

اگر اشتباه کنید، امتیازی را از دست می دهید و به اول بر می گردید و دوباره شروع می کنید. در این سن، جدی بودن قوانین بازی موجب می گردد که کودکان به آنها جلب شوند.

در این سن، کودکان شروع به گردآوری مجموعه ها، از جمله تمبر، کارت یا سنگ می کنند.

علاقه به مجموعه سازی، نظم و تکمیل کردن را به کودک می آموزد. در این سن، بچه ها دوست دارند وسایل خود را منظم کنند.

آنها ناگهان به فکر تمیز و مرتب کردن میز، قرار دادن برچسب روی کشوها یا مرتب کردن کوهی از کتابهای مصور خود می افتند.

البته این وسایل برای مدت طولانی مرتب باقی نمی مانند و برای این که بار دیگر چنین کاری را انجام بدهند باید اشتیاق و انگیزه کافی داشته باشند.

 

سن مدرسه

 

استقلال پدر و مادر: بچه های شش ساله هر چند در ته دلشان عاشق پدر و مادر خود هستند ، اما معمولاً این علاقه را بروز نمی دهند. رفتار آنها در برابر سایر بزرگ ترها از این سردتر است. انها دیگر دوست ندارند به عنوان کودک نازنازی مورد علاقه دیگران باشند.

در این سن، کودکان برای خود شان و منزلت خاصی را قائل اند و دلشان می خواهد دیگران با آنها بر اساس این منزلت رفتار کنند.

از آنجا که کودکان در این سن سعی می کنند از پدر و مادر خود مستقل باشند، برای کسب آرا و دانش و علاقه کودک، اشتباه کنند و بگوید که گلبول های  سفید هستند، پدر و مادر هر قدر هم تلاش کنند، نمی توانند عقیده کودک را تغییر دهند.

درست و غلطی که پدر و مادر به کودک یاد می دهند، فراموش نشده است، اما در اعماق ذهن کودک فرو رفته است، به طوری که حالا و احساس می کند همه این ها مخلوقات خود او هستند.

کودکان هنگامی که می بینند پدر و مارشان پیوسته به آنها یادآوری می کنند که چه کاری را باید انجام دهند، عصبی می شوند، زیرا انها تصور می کنند که این نکات را پیشاپیش می دانستند و می خواهند که پدر و مادر، آنها را افراد مسئولی بدانند.

بدرفتاری: کودکان در این سرن کلماتی راکه پدر و مادرشان استفاده می کنند، تا حدی کنار می گذارند و با زبان خشن و تا حدی بی ادبانه صحبت می کنند.

آنها دوست دارندلباس و مدل مویشان مثل بقیه بچه ها باشد. آنها ممکن است با استدلالی، شبیه به افرادی که با لباس و مدل مویشان مثل بقیه بچه ها باشد.

آنها ممکن است با استدلالی، شبیه به افرادی که با لباس مهمانی در انتخابات سیاسی شرکت می کنند، بندهای کفش خود را عمداً باز می گذارند.

آنها ممکن است آداب غذا خوردن را کنار بگذارند و دستهای کثیف، سر میز بنشینند، ظرف غذایشان را پر کنند و لقمه های بسیار بزرگ بردارند. شاید هم بدون آنکه حواسشان باشد، به پایه میز لگد بزنند، لباس خود را کف اتاق بیندازند و در را محکم بکوبند.

کودکان در این سن بی آنکه متوجه بانشد، سه کار را همزمان انجام می دهند. اول: برای الگو برداری رفتاری، به بچه های همسن و سال خود نگاه می کنند. دوم: اعلام می کنند که حق دارند از پدر و مادر خود مستقل باشند.

سوم: کاملا متقاعد شده اند که از نظر اخلاقی هیچ کار غلطی را انجام نمی دهند.

این بدرفتاری ها و عادات زشت، پدر و ماد رآنها را ناراحت می کند. والدین تصور می کنند کودک همه نکاتی که آنها با نهایت دقت یادش داده اند، به فراموشی سپرده است.

 

سن مدرسه

 

در واقع، این تغییرات دلیل محکمی است بر اینکه کودک، دقیقاً می داند رفتار درست چیست، و گرنه علیه آنها عصیان نمی کرد. هنگامی که مطمئن شود استقلالش را به دست آورده است، استاندارد های رفتاری خانواده اش را تعقیب می کند.

کودکان در این سن، جهنمی نیستند کودکی که با پدر و مادر آسان گیری روبه روست، شاید اصلا نشانه ای از عصیان را نشان ندهد، ولی اگر به دقت نگاه کنید ، در هر حال نشانه هایی از تغییر رفتاری را در او خواهید دید.

شما چه باید بکنید؟ بدیهی است که بچه ها هر چند وقت یکبار باید حمام بگیرند و درهنگام تعطیلات نیز به تمیز کردن خود بپردازند.

شما شاید بتوانید برخی از نکات جزئی را نادیده بگیرید، ولی در مورد مسائلی که برایتان مهم هستند باید جدی باشید.

هنگامی که از آنها می خواهید قبل از صرف غذا دست هایشان را بشویند، بهتر است این کار را با خوشرویی و طوری که انگار برایتان مهم نیست، انجام دهید، کودکان در مقابل لحن سرزنش کننده و ریاست مآ بانه، جبه گیری می کنند و عصبانی می شوند و خود به خود تمایل پید ا می کنند که زیر بار حرف پدر و مادر نروند.

ادامه مطلب...

آشنا شدن کودک با غریبه ها

آشنا شدن کودک با غریبه ها

آشنایی کودک با غریبه ها : واکنش های مختلف به غریبه ها: با گذر مراحل رشد کودک در سنین مختلف، او در ارتباط با غریبه ها واکنش های مختلفی را نسبت به غریبه ها از خود نشان می دهد.

این درست همان کاری است که یک پزشک  کودکان و یا پرستار کودک ، تا یک سالگی در مورد او انجام می دهد.

کودک در دو ماهگی توجهی به پزشک نمی کند و هنگامی که او را روی تخت معاینه خوابانده اند، به پشت سر پزشک یعنی به مادرش نگاه می کند.

بچه چهار ماهه، موجب شادمانی پزشک می شود و هر بار که پزشک با او حرف میزند و برایش صداهای عجیب و غریب در می آورد، سر جایش وول می خورد و لبخند می زند.

در پنج شش ماهگی، کودک تغییر عقیده می دهد و در نه ماهگی مطمئن می شود که پزشک، یک فرد غریبه است و بنابراین باید از او ترسید و هنگامی که پزشک به او نزدیک می شود، دیگر صدای بغ بغو در نمی آورد و دست از لگد زدن بر می دارد.

او یک مرتبه بی حرکت می ماند و برای به طور تقریبی بیست ثانیه، با نهایت دقت و شاید هم با شک، به دکتر زل می زند.

سرانجام چانه اش تکان می خورد و شروع به لرزیدن می کند. او ممکن است به قدری ترسیده باشد که حتی پس از آنکه معاینه هم تمام می شود ، تا مدتی گریه کند.

آشنایی کودک با غریبه ها

ترس از غریبه ها: کودک نه ماهه نه تنها به پزشک مشکوک ، بلکه هر چیز جدید و نا آشنایی باعث اضطراب او می شود، حتی اگر یک کلاه روی سر مادر باشد و یا صورت کاملاً اصلاح شده پدری که بچه عادت داشته او را با ریش ببیند، سبب ترس او می شود.

به این رفتار، ترس از غریبه ها می گویند و فکر درباره اینکه چرا کودک شما از فردی که همه را دوست دارند، به آدمی تبدیل شده است که با نگرانی و شک به همه نگاه می کند، موضوع جالبی است.

قبل از شش ماهگی، کودک می توانند چیزهایی را که قبلاً دیده اند، تشخیص بدهند ( ما این را از تمایل آنها به خیره شدن به بعضی از چیزها به مدت طولانی تر، می فهمیم).

 

آشنایی کودک با غریبه ها

ولی به نظر نمی رسد که واقعاً درباره چیزها به عنوان غریبه یا آشنا فکر کنند. این مطلب احتمالاً به خاطر این است که در چهار ماهگی، بخش متفکر مغز، یعنی لایه بیرونی کورتکس، هنوز کاملاً به کار نیفتاده است.

در شش ماهگی، کورتکس بسیار فعال تر شده است. یکی از نتایج این فعالیت این است که بچهها در این سن از مهارت های حافظه ای بسیار بهتری برخوردار هستند.

آنها کاملاً فرق بین آنچه را که آشنا یا غریبه است، می فهمند، بنابراین چنین به نظر می رسد قادرند بفهمند که چیزهای غریبه، خطرناک هستند.

شما به طور بقریبی می توانید این فرآیند فکری را در هنگامی که کودک به یک غریبه و سپس به شما و بار دیگر به غریبه زل می زند و سرانجام هم پس از چند ثانیه می زند زیر گریه، تماشا کنید.

در سنین 9-6 ماهگی، کودکان بسیار باهوشترند، ولی آنها باز هم بر اساس تجربه گذشته، قادربه پیش بینی آینده نیستند و این قدرتی است که بعدها پیدا می کنند.

یک کودک شش ماه، کاملاً در زمان حال زندگی می کند،  بنابراین هنگامی که یک فرد غریبه جلوی روی او می ایستد، نمی تواند سر دربیاورد که چرا او یک فرد آشنا نیست و نمی تواند پیش بینی کند که از این شرایط ممکن است چه چیز خوبی بیرون بیاید.

او همچنین نمی تواند کار چندانی در مورد وضعیت موجود انجام دهد، جز اینکه اعتراض و گریه کند. در 15-16 ماهگی، هنگامی که ترس از غریبه ها، به طور تقریبی از بین می رود، کودک در یادگیری از گذشته و پیش بینی آینده، مهارت بیشتری پیدا می کند و به خود می گوید: " شاید این آدم را نشناسم،ولی گذشته، اتفاق بدی روی نداد، بنابراین می توانم بدون این که بترسم، با این غریبه کنار بیایم".

آشنایی کودک با غریبه ها

بعضی از بچه ها (حدود یکی از هفت تا) واقعاً در مقابل افراد و چیزهای غریبه، دچار اضطراب و ترس شدیدی می شوند. آنها حتی وقتی که نوزاد بسیار کوچکی هستند، با دیدن یک فرد یا چیز غیر منتظره، ضربان قلبشان تند می شود و در تمام دوران کودکی، بیش از حد، احتیاط به خرج می دهند.

برای مثال هنگامی که نوپا هستند، قبل از آنکه با شرایط جدیدی خود را وفق بدهند، برای مدتی طولانی، پا پس می کشند و تردید می کنند.

این ویژگی خلقی گاهی اوقات، دیر جوش بودن نامیده می شود که اصطلاح بسیار مناسبی است.

این خصلت، ذاتی و نتیجه فرآیند مغزی کودک است و ربطی به تربیت های اولیه مادر ندارد. از همه مهمتر این که این عارضه، بیماری نیست و نیازی به نگرانی و درمان ندارد.

اگر کودک شما در حدود شش ماهگی به آدم ها و مکان های جدید، حساسیت نشان می دهدف عاقلانه ترین کار این است که از غریبه ها بخواهید زیاد به او نزدیک نشوند تا کم کم به انها عادت کند و نترسد، اما او را از دیدن غریبه ها محروم نکنید.

وقتش که برسد و کودک چندین بار آنها را ببیند، به تدریج با آنها آشنا می شود و عادت می کند و حتی کودکان دیر جوش هم به تدریج خیالشان آسوده تر می شود.

ادامه مطلب...

ترس های یک سالگی

ترس های یک سالگی

ترس از جدایی:  بسیاری از بچه های سالم ، در حدود یک سالگی از این که از مادرشان جدا شوند، می ترسند. این احتمالاً همان غریزه ای است که بچه های حیواناتی چون گوسفند و بز را هم وادار می سازد که محکم به مادرانشان بچسبند و وقتی مادر از آنها دور می شود، سرو صدا راه بیندازند. اگر بزغاله چنین غریزه ای نداشته باشد، ممکن است راهش را بگیرد و برود و گم شود.

اضطراب جدایی در انسانها هم حدوداً در یک سالگی یعنی همان زمان پدید می آید که کودک می تواند راه برود و برای خودش در اطراف چرخی بزند. بعضی از بچه ها شلوغ و شجاع هستند و چندان اضطراب جدایی ندارند. ولی بعضی ها به شدت آشفته می شوند.

این تفاوت رفتاری، ربط چندانی به شیوه مادری کردن مادر ندارد، بلکه نوعی خوی مادرزادی است. شما نمی توانید یک کودک ترسو را به کودکی شجاع تبدیل کند، ولی می توانید به چنین کودکی کمک کنید که به تدریج در سایه صبر و حوصله و تشویق شما، به تدریج اعتماد به نفس خود را به دست آورد.

در این راه دشوار یک پرستار کودک نیز می تواند شما را همراهی کند تا نتیجه بهتری بدست بیاید.

ترس های کودکان

بسیاری از کودکانی که کاشفان سرحال و با نشاطی بوده اند، در حدود هیجده سالگی، ناگهان به دامان مادرشان می چسبند و دچار ترس از جدایی می شوند.

در این سن، کودک می تواند جدایی از مادرش را تصور کند و این تصویر به شدت او را می ترساند. این چنین حالتی معمولاً در حدود دو تا دوسال و نیمگی، یعنی زمانی که کودکان یاد میگیرند که پشت سر جدایی، دوباره در کنار هم بودنی وجود دارد، از بین می رود.

 

ترس های یک سالگی

صداها و مناظر ترسناک: کودک شما ممکن است که در یک سالگی برای هفته های متمادی، مجذوب چیزهایی چون تلویزیون، هواپیماهایی که عبور می کند و یا لامپ شود.

یادتان باشد که او با لمس کردن، بوئیدن و چشیدن همه چیز، تجربه کسب می کند و دانشمند کوچکی است که باید آزمایشاتش را بارها و بارها تکرار کند.

به او اجازه بدهید از طریق لمس کردن، با اشیایی که خطرناک یا آزاردهنده نیستند، آشنا شود.

ولی کاشفان پرکار هم در این سن، از بعضی چیزها می ترسند. او ممکن است از چیزهایی که ناگهان تکان می خورند یا صدای بلندی ایجاد می کنند، برای مثال تصاویری که ناکهان از وسط اتاق بیرون تکان می خورند یا صدای بلندی ایجاد می کنند، برای مثال تصاویری که ناگهان از وسط اتاق بیرون می زنندف باز شدن یک چتر، صدای جاروبرقی، صدای آژیر، صدای پارس سگ، قطار و حتی صدای به هم خوردن شاخه های درخت، بترسد. همه بچه ها ترس را می شناسند و ترس در مراحل رشد، عنصری طبیعی است. فهمیدن این نکته هم چندان دشوار نیست.

کودک هنگامی می ترسد که متوجه نمی شد چرا یک شی ء یا رویداد، ناگهان وارد زندگی او شده است و آیا این وضعیت، واقعا امن است یا نه؟ همه ما از چیزهایی که آنها را نمی شناسیم،می ترسیم.

در سال دوم زندگی، قلمرو موضوعات و موارد ناشناخته، بسیار گسترده می شود. پیشنهاد من این است که فقط سعی کنید تا جایی که ممکن است و تا زمانی که او نمی تواند ماهیت واقعی اشیا ورویدادهای ناآشنا را بفهمد، کودک را از آنها دور نگه دارید.

هنگامی که می خواهید جاروبرقی را روشن کنید، موضوع را پیشاپیش به او بگویید و گاهی هم در حالی که او را در آغوش گرفته اید، بگذارید چند دقیقه ای، خودش با آن جارو کنید.

اگر باز هم ترسید، در هنگامی که او به شما نزدیک است، برای مدتی از جاروبرقی استفاده نکنید.

همیشه در چنین مواردی سعی کنید با کودک همدلی و همدردی کنید و به او آرامش بدهید.

سعی نکنید او را متقاعد سازید که ترسش مسخره و بی پایه است. در این سن، ترسهای کودک، بسیار برایش مهم و معنی دار هستند.

ترس از حمام : احتمال دارد در فاصله یک تا دو سالگی، کودک شما از حمام بترسد. ممکن است در مقابل بیرون آوردن لباسهای زیرش مقاومت کند، نخواهد به سر و صورتش صابون بزند، چون می ترسد که در چشمش برود، و یا حتی از دیدن آبی که از راه آب پایین می رود و از شنیدن صدای آن بترسد.

حمام کردن امری ضروری است، بنابراین ناچارید روشی را در پیش بگیرید که کودک با کسب این تجربه آزار کمتری ببیند و با آن کنار بیاید.

برای این که صابون وارد چشمهای کودک نشود، صورتش را با لیف مرطوب ، و نه لیفی که از آن آب می چکد، بشویید. برای این که چشم های کودک نشوزند از شامپوی بچه استفاده کنید.

اگر کودک از این که او را در در وان حمام بگذارید می ترسد، مجبورش نکنید و تا زمانی که جرئت پیدا کند، بدنش را با اسفنج و صابون بشویید.

چند ماه که گذشت، ابتدا فقط مقدار کمی آب در وان بریزید و قبل از آنکه درپوش راه آب را بکشید، کودک را بیرون بیاورید.

ترس از غریبه ها: در یان سن، غریزه کودک به او می گوید که نسبت به غریبه ها مظنون باشد، آن هم تا وقتی که بتواند سراپای آنها را برانداز کند و کاملاً بشناسد، سپس به آنها نزدیک و سرانجام با آنها (البته به شیوه یک کودک یکساله) دوست شود.

او ممکن است نزدیک غریبه بایستد، به او زل بزند و با کمال وقار، چیزی را به تازه وارد پیشکش کند، سپس دوباره آن را از او بگیرد و بعد هم هر چیزی را که در اتاق هست و می شود از جا تکان داد، بیاورد و روی زانوی او بگذارد.

بعضی از بزرگ تر ها عقلشان نمی رسد که وقتی کودکی آنها را برانداز می کند، او را به حال خود بگذارند. آنها به طرفش هجوم می برند و با اشتیاق زایدالوصفی با او حرف می زنند.

کودک با دیدن چنین رفتاری،به سرعت عقب نشینی می کند و به در مقابل مهاجم ناخوانده، به مادرش پناه می برد. در نتیجه، این بار باید وقت بیشتری صرف شود تا جرئت کودک برای دوست شدن با دیگران به او برگردد.

به نظر من بهتر است مادر در ابتدای امر به مهمان یادآوری کند که " وقتی بلافاصله و بیش از حد به او توجه می کنید، خجالت می کشد. اگر به او اعتنا نکنید، زودتر با شما دوست می شود."

 

هنگامی که کودک شما آنقدر بزرگ شده که بتواند راه برود، به او فرصت کافی برای دیدن غریبه ها بدهید. او را چند بار در هفته، با خود به مغازه عطاری و سبزی فروشی ببرید.

هر چند بار که برایتان امکان دارد ، او را به جاهایی ببرید که کودکان دیگر بازی می کنند. شاید در این سن، او علاقه نداشته باشد با سایر کودکان بازی کند، ولی گهگاهی دلش می خواهد بازی کردن آنها را تماشا کند. هنگامی که او به تماشای بازی دیگران عادت کرد، برای همراهی با آنها، آمادگی بیشتری پیدا می کند .

این آمادگی معمولاً بین سنین دو تا سه سالگی پیش می آید.

 

ادامه مطلب...
تماس با خدمات پرستاری