مقالات کودک

بابچه های پرخاشگر و عصبی چگونه رفتار کنیم؟

پرستار کودک

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل): بسیاری از اوقات با کودکانی رو به روی می شویم که خیلی پرخاشگری می کنند.

پرخاشگری و عصبانیت های کودکان دلایل مختلفی دارد و برای یافتن این دلایل باید به صورت ریشه ای به موضوع نگاه کنیم.

راهکار های بسیاری برای درمان این ناهنجاری وجود دارد و مهم ترین افراد در از بین بردن ازن رفتار والدین کودک هستند.

وقتی صحبت از عصبیت می‌شود پرخاشگری، خشونت، عصبانیت، اضطراب، نافرمانی و رفتارهایی از این قبیل.

مسائلی كه هر پدر و مادری در مراحل مختلف رشد فرزندش كم و بیش با آنها روبه‌رو می‌شود.

و این سوالات برایشان مطرح می‌شود كه چگونه با فرزند خود برخورد كنیم؟

رفتار با بچه های پرخاشگر و عصبی

نکته اساسی این است که والدین نباید در تمام مشاجره هایی که به آن دعوت می شوند شرکت کنند.

وقتی فرزند شما داد می زند بسیار طبیعی است که شما هم میل به داد زدن داشته باشید و دلتان بخواهد مقابله به مثل کنید.

این میل آنقدر شدید است که گاهی نمی توانید در برابرش تاب بیاورید.

ولی تن دادن به این غریزه ممکن است به قیمتی گران برای شما و فرزندتان تمام شود.

وقتی شما هم مقابله به مثل کرده و با صدایی بلندتر بر سر نوجوانتان فریاد می زنید،

او را به مقابله جدیتر دعوت می کنید و در واقع پایه و اسکلت یک مشاجره را بنا می نهید.

همین کار باعث می شود که بحث و دعوایی طولانی آغاز شود و هر چه شما صدایتان را بالاتر ببرید.

او هم بیشتر به تکاپو می افتد تا کم نیاورد و صدای بلندش ممکن است تبدیل به پرتاب اشیا و... شود.

و بعد معلوم نیست این مشاجره چگونه پایانی داشته باشد.

همچنين ممکن است از شما نافرماني کنند و يا به شدت به شما بچسبند و بخواهند همیشه در آغوش شما باشند.

بدون شک تربيت کودکان کار دشواري است.

براي مثال کودکي را مجسم کنيد که وسط يک فروشگاه شلوغ شروع به بدرفتاري مي کند و جسورانه به والدينش پاسخ مي دهد.

در چنين مواقعي حتي والديني که خيلي در مورد تربيت فرزندشان به خود اطمينان دارند نيز مأيوس و دلسرد مي شوند.

و به دنبال روش و کلمات مناسبي مي گردند تا کودک خود را آرام کنند.

در اين مقاله قصد داريم  مرحله نحوه رفتار مناسب والدين با اين گونه کودکان را گوشزد کنيم .

تا از اين طريق، بدخلقي اين گونه کودکان تقليل يابد و کودک و والدين احساس بهتري داشته باشند.

در رفتار با این کودکان از کارهای زیر فاصله بگیرید:

  • داد نزنید، لعنت و دشنام نفرستید، اسم نگذارید.
  • تهدید نکنید.
  • سعی نکنید کنترلش کنید.
  • درگیری جسمی نداشته باشید.
  • سعی نکنید پیروز شوید.

اجازه ندهيد بداخلاقي کودکتان بر مهارتهاي فرزند پروري شما غلبه يابد و شما هم بداخلاق شويد.

ادامه مطلب...

چگونه با نوزادان صحبت کنیم؟

پرستار کودک

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل): صحبت کردن با بچه ها در ظاهر کار ساده ای بنظر می رسد.

اما حقیقت این است که گاهی طوری پیش می رود که گویی نه ما صحبت کودکان مان را متوجه می شویم نه آنها منظور ما را درک می کنند.

پرستار کودک در این مواقع می تواند کمک بزرگی به والدین بکند.

پرستار بیمار در منزل

پرستار سالمند در منزل

صحبت کردن با نوزادان

سعی کنید ارتباط چشمی را با کودک تان حفظ کنید.

بچه ها معمولا برای مدت طولانی نمیتوانند تمرکزشان را روی یک موضوع نگه دارند.

اگر موضوعی که راجع به آن با کودک تان صحبت می کنید، مورد مهمی است و احتیاج به تمرکز حواس او دارد.

سعی کنید او را به یک محیط آرام ببرید و مستقیم به چشمان او نگاه کنید.

وقتی اینکار را می کنید او تمرکز بیشتری پیدا می کند.

وقتی که با ملایمت و نرمی با نوزادتان حرف می زنید، یعنی با او ارتباط برقرار کرده اید.

و او را به واکنش های گفتاری تشویق می کنید.

این صحبت کردن با نوزاد مهارت های زبانی را در او تکامل می بخشد.

نوزادان به صداهای بلند اطرافیان به خصوص پدر و مادر هنگام صحبت کردن با آنها واکنش نشان می دهند.

بنابراین والدین به کودک حرف های آرام کننده بزنید.

برای مثال بگویید:" چه کودک ناز و زیبایی دارم... دست هایش راببین چه کوچک و قشنگ است."

نوزاد را در هنگام صحبت کردن نزدیک خود نگه دارید و به چشم هایش نگاه کنید. او را به آرامی تکان دهید و برایش حرف بزنید.

ادامه مطلب...

چه زمانی باید کودک را تنبیه کنیم؟

کودکان حس کنجکاوی و بازیگوشی زیادی دارند و همیشه در حال حرکت هستند،حالا در هر مکان و هر ساعتی. در این میان والدین هم دست به کار میشوند و بخاطر اذیت کردن کودک آن را تنبیه میکنند.یک مسئله در اینجا بوجود می آید و آن هم این است که کودک را باید تنبیه کرد،اما تا یک حدی.حالا حد این تنبیه کودک تا چقدر است؟

چه زمانی می شود کودک را تنبیه کرد؟

اگر کودک کار اشتباهی انجام می‌دهد والدین باید او را در زمان کوتاهی از خود جدا کرده و در گوشه ای از اتاق قرار دهند تا متوجه شود کاری که کرده اشتباه بوده است، اما ترساندن، تنها گذاشتن، محروم کردن، زندانی کردن و… جزو مصادیق کودک‌آزاری است و عوارض روانی بسیاری بر کودکان دارد، تا جایی که به درستی مشخص نمی‌شود که قرار است کدام رفتار اشتباه کودک تغییر کند، چون ترس او مانع یادگیری می‌شود. از سوی دیگر، غذا خوردن توسط کودکان کاری شایسته است که باید همیشه مورد تشویق قرار بگیرد، در حالی که محروم کردن او از غذا خوردن، مخصوصا در زمانی که گرسنه است کار بسیار خطایی است و شیوه تربیتی غذا خوردن را نقض می‌کند. البته امروزه برای والدینی که بخواهند فرزندان خود را خوب تربیت کنند، دستورالعمل‌های بسیار مناسبی وجود دارد که به سادگی می‌توانند به آنها دسترسی پیدا کرده و از آن استفاده کنند که عمدتا به آن «فرزند پروری مثبت» گفته می‌شود، یعنی اگر در ابتدا به دنبال آن باشیم که چه رفتاری خوب است و بعد کودکان را به انجام آن تشویق کنیم و اگر رفتاری مناسب نیست آنها را به انجام آن تشویق نکنیم، کودکان می‌فهمند که رفتار اشتباه شان مورد تایید ما نیست. البته پیگیری این مساله حوصله، مدارا و برنامه ریزی والدین مسئولیت پذیر را می‌طلبد تا بدون آسیب به کودکان، آنها را در کمال آرامش رشد و پرورش دهند. طبیعتا هر کسی که فرزند دارد وقتی والد خوبی است که با برنامه بخواهد رفتارهای کودک خود را تنظیم کند. از سوی دیگر، مساله الگو بودن رفتار خود والدین هم مدنظر است و برای اینکه رفتارهای مناسب یاد گرفته شوند نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت کودک دارند. بنابراین آن روی سکه تنبیه این است که والدین بدانند چگونه می‌توانند رفتارهای مناسب را در فرزندان خود ایجاد و درونی کنند، نه آنکه صرفا با تنبیه‌های روانی و جسمی سلامتی کودکان را به مخاطره بیندازند.

تحقیقات در مورد برنامه های تنبیهی و انضباطی والدین از سه شیوه برخوردی با بچه ها حمایت می کنند. خیلی از والدین با این سه روش آشنایی دارند. تعلیم، هشدار و تنبیه.

با استفاده از این سه روش، بچه ها می توانند در مورد سطح توقع والدین در مورد یک سری رفتارهای خاص چیزی بدانند و به آنها گفته می شود که در صورت عدم تحقق آن انتظارها با چه عواقبی روبرو می شوند و چه تنبیه و مجازاتی برایشان در نظر گرفته خواهد شد. در اینجا معنای هر یک از این سه شیوه تنبیهی توضیح داده شده است.

شیوه های تنبیه:

  • طولش ندهید
  • فقط تنبیه نکنید
  • تنبیه را معلق نکنید
  • بگویید چرا
  • قاطع باشید
  • تهدید خیالی نکنید
  • به قلبش چنگ نزنید
  • تنبیه بدنی را کلا خط نزنید

تنبیه کودک چه زمانی مجاز است؟

1.تعلیم
شما باید خواسته خود را به طور قاطع، مشخص و مستقیم به بچه توضیح دهید. تغییر چهره و و صدای تان باعث می شود که بچه متوجه شود شما کاملا در مود تمرکز و نه احساسی هستید. مثال: «ما نمی توانیم راه بیفتیم تا تو کمربندت را نبندی»

  1. هشدار
    اگر بچه شما از این تعالیم پیروی نکرد، آن را به صورت هشداری تکرار کنید و به او از عواقب احتمالی این رفتارش هشدار دهید. مثال: «اگر کمربندت را نبندی، مجبور هستم تو را خانه مادربزرگ بگذارم.»
  2. تنبیه
    اگر بچه شما به هشدار هم توجهی نکرد، او را تنبیه کنید. مثال: «تو اینجا پیش مادربزرگ می مانی»اما خیلی از کارشناسان یک شیوه چهارم را هم به پدرو مادرها توصیه می کنند که البته خیلی برای همه آشنا نیست. نام آن را رابطه مجدد گذاشته اند. چرا که به تعاملی بین والدین و کودک مربوط می شود که در آن والدین روی دلایلی که بچه را به خاطر آنها تنبیه کرده اند، قاطعانه و مصرانه می مانند و البته به کودکان یادآوری می کنند که آنها جزو باارزش خانواده هستند.

برای بچه مهم است که بداند والدین او قادر به سخت گیری های رفتاری در موارد ضروری هستند. حتی اگر این به معنی نوعی درگیری منفی و غیرجذاب میان دو طرف باشد. اما این هم مهم است که نظم و انضباط بچه ها را از نظر احساسی سرد نکند و از نظر ذهنی از خانه و خانواده دور کند.

ادامه مطلب...

آموزش مسائل جنسی به کودکان

ورود تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی به زندگی های نوین در سال های اخیر، موجی از آگاهی ها و اطلاعات درست و نادرست جنسی و زناشویی را در اختیار افراد مختلف قرار داده است. از سوی دیگر پیچیدگی ها و گسترش روابط انسانی در دنیای معاصر، خود راه دیگری شده است تا چرخش اطلاعات میان افراد به سادگی و به سرعت، رو به افزایش رود و درواقع هرگونه اطلاعاتی که از طریق ابزارهای مدرن ارتباطاتی همچون اینترنت و ماهواره به شخص داده می شود، به سرعت از طریق افراد به یکدیگر هم منتقل گردد. در این میان آسیب پذیرترین گروه هدف به عنوان مخاطبان این وسایل مدرن ارتباطاتی، کودکان و نوجوانان هستند که کمترین آگاهی و پیش زمینه ذهنی قبلی را در مورد مسائل جنسی داشته و خود به خود نیز دارای کنجکاوی های جنسی هستند.

مسائل جنسی و کودکان

پرواضح است که بیش از 80 درصد اطلاعات موجود در اینترنت و 100 درصد آنچه در ماهواره به عنوان آگاهی های جنسی و تبلیغات جنسی عنوان می شود، نادرست و نامطلوب حتی برای بزرگسالان است و کودکان از آن جهت که توان تشخیص خوب از بد را در مسئله ای که هیچ آگاهی هم از آن ندارند، نداشته و قادر به تفکیک اطلاعات درست از نادرست نیستند، بیش از بزرگسالان در معرض آسیب های ناشی از این اطلاعات اند. ضمن آنکه حتی آن بخش از اطلاعاتی که به درستی به بیان واقعیت های موجود در زمینه مسائل جنسی پرداخته اند، در واقع خطاب به بزرگسالان نوشته و ارائه شده و باز هم برای مناسب کودکان نیست.

آموزش مسائل جنسی از چه سنی باید شروع شود؟

بچّه‌ها بايد : تا سن 5 سالگي
1- نام صحيح اعضاي بدن از جمله اعضاي تناسلي را بدانند.
2- درک کنند که نوزادان از رحم مادر متولد مي‌شوند.
3- مفهوم فضاي خصوصي را هنگام تعويض لباس و رفتن به توالت بدانند. به ويژه ضروري است کودکان 5 ساله تفاوت خصوصي و سري را بفهمند.
4- بتواند به راحتي با والدين يا فرد بزرگسال قابل اعتماد ديگري، درباره جنسيت صحبت کنند.
5- نسبت به هويت مذکر يا مونث خود عزت نفس داشته باشند.

بين 6 تا 9 سالگي
بچّه‌ها بايد:
1- بتوانند توليد مثل حيوانات و گياهان را به عنوان بخشي از چرخه حيات درک کنند.
2- در پاسخ به سوالاتي چون «نوزادان از کجا مي‌آيند؟» «چطوري به دنيا مي‌آيند» چيزهاي شنيده باشند.
3- از تفاوت بين دو جنس آگاه باشند و بتوانند نام صحيح اندام تناسلي خود و جنس مخالف را نام ببرند.
4- درک کلي از ايدز و عفونت‌هاي ديگري که از طريق جنسي منتقل مي‌شود داشته باشند.
5- نسبت به سلامت کلي و نيازهاي ايمني بدن خود مسئوليت روزافزون پيدا کنند و بهداشت شخصي خود را با مسواک زدن، دوش گرفتن، رعايت تغذيه مناسب و غيره حفظ کنند.
6- مفاهيم دوستي و عدالت را بفهمند و بتوانند احساسات خود را با والدين يا افراد بزرگسال قابل اعتماد ديگر درميان بگذارند.

بين 9 تا 13 سالگي
بچّه‌ها بايد:
1- جنسيت را به عنوان بخشي طبيعي از زندگي درک کنند.
2- با تغييرات طبيعي دختران و پسرها در دوران بلوغ (عادت ماهيانه و احتلام) آشنا شوند.
3- بتوانند با ديگران دوست شوند و دوستي‌هايشان را حفظ کنند. (معمولاً با هم جنس‌هاي خودشان)
4- روند توليد مثل و از جمله مفاهيمي چون: آميزش جنسي، پدر و مادرشدن، سقط جنين و جلوگيري از بارداري را درک کند.
5- بدانند سوء استفاده جنسي چيست؟ چگونه مي‌توان آن را تشخيص داد و در موقعيت‌هاي بالقوه خطرناک چگونه بايد رفتار کرد.
با توجه به مراحل رشد کودک، به پرسشهاي او پاسخ دهيد. هر چه سن او کمتر است پاسخ‌ها را عيني‌ تر و با لحن جدي بگوييد. جواب آنها را حداکثر در دو تا سه جمله بدهيد. بچه‌هاي ده- دوازده ساله به اطلاعات بيشتري نياز دارند که مي‌توان از طريق کتاب‌ها، جزوه‌ها و کلاس‌هاي آموزي به آنها دست يافت.

مسئولیت آموزش جنسی به کودکان با چه کسانی است؟

مادر و پدر باید آماده شوند که چه طور بتوانند مسائل فرزند نوجوانشان را حل کنند و پاسخگوی سؤالات و درخواست هایشان باشند. از یک طرف کنجکاوی نوجوانان و از سوی دیگرجریان اطلاعات، فضا را مخدوش کرده است؛ لذا به عقیده من خانواده باید یاد بگیرد که چگونه رفتار کند. در حالیکه اغلب خانواده ها نمی دانند و رفتار غلطشان دوباره گرفتاری هایی را در ذهن بچه ها به وجود می آورد. به نظر من خانواده دیگر نمی تواند با تغافل یا ساده انگاری از کنار این مسائل عبور کند؛ باید تا حدودی بر فضای فرهنگی بچه ها مسلط شود و بتواند پاسخ های لازم را داشته باشد. و هر خانواده بر اساس  فرهنگ  آن خانواده می تواند مسائل جنسی را با فرزند خود در میان بگذارند.

 

 

ادامه مطلب...

آرام کردن کودک سرکش و بی قرار

تغییر در رژیم غذایی یا بی خوابی باعث بی قراری بیش از حد در کودک می شود. شاید این سوال برایتان مطرح باشد که اگر این حالت در داخل خودرو یا مکان های عمومی که سخت می توان کودک را کنترل کرد، رخ دهد، چگونه می توان او را آرام کرد؟

چگونه کودکان بی قرار و سرکش را آرام کنیم؟

راه رفتن روش خوبی برای آرام کردن کودک است. نیازی به تنبیه کردن او نیست تنها کافی است او را به راه رفتن تشویق کنید. از طرفی بالا رفتن از پله، دویدن و ... برای چند دقیقه می تواند اثر خوبی داشته باشد.

تماشای اشیای شناور؛اسباب بازی های متنوع مانند کره برفی، اکلیل های شناور که با تکان دادن به حالت شناور در می آید، مناسب است. پس از تکان دادن کره، از کودک بخواهید تا زمان بازگشت برق یا اکلیل سر جای خود آرام بماند. این کار باعث می شود تا توجه او به این اسباب بازی جلب شود.

استفاده ماهرانه از اشیا؛فشردن توپ می تواند باعث آرامش کودک شود. فشار دادن و کنترل کردن آن باعث رهایی استرس او می شود. بغل کردن عروسک یا حیوان عروسکی نیز می تواند همین تاثیر را برای کودک داشته باشد. بازی با خمیر نیز مفید است.

نقاشی کردن؛ رنگ کردن شکل های پیچیده می تواند برای کودک بزرگ تر آرام بخش باشد و برای بچه های کوچک تر نیز خط خطی کردن با مداد شمعی جالب است.

اگر دوست دارید به کودکتان کمک کنید تا زودتر آرام شود باید دلایل گریه‌ها و بهانه‌های کودک را بشناسید. بیشتر کودکان نگرانی و اضطرابشان را با گریه نشان می‌دهند و به یکی از دلایل زیر گریه می‌کنند.

  • درد و صدمه: واکنش طبیعی در برابر آسیب‌های جسمی و روحی.‏
  • ترس: تاریکی، حشرات، حیوانات و تخیلات ترسناک.‏
  • ناکامی و ناامیدی: ناتوانی در انجام دادن کارها و مدیریت خواسته‌ها.‏
  • اضطراب: ترس از جدایی و تنها ماندن یکی از دلایل اضطراب و نگرانی‌های مهم کودکان است. ‏

واکنش‌های درست چیست؟

  • گریه‌های کودک را در یکی از این دسته بندی‌ها قرار دهید و متناسب با آن رفتار کنید: گرسنگی، خستگی و بی حوصلگی. ‏
  • به خواسته‌های منطقی کودک سریع توجه کنید و اجازه ندهید کودکتان بخاطر انتظار کشیدن گریه و زاری کند. ‏
  • اگر به کودک قولی داده‌اید آن را عملی کنید. مثلاً بگویید «اگه کمی صبر کنی برات شیرینی میارم» «کارم که تموم شه باهم نقاشی می‌کنیم». ‏
  • به کودک توضیح بدهید که چرا همه خواسته‌هایش را برآورده نمی‌کنید «الان نمی‌تونی شیرینی بخوری چون باید نهار بخوری.
  • وقتی کودک خوشرو و خوش خلق است به کودک توجه بیشتری کنید و خواسته‌های درست و مناسبش را برآورده کنید. ‏
  • کودک را با فعالیت‌ها و بازی‌های مناسب سرگرم کنید.‏
  • وقتی کودک می‌گوید: «من می‌خوام...» اغلب نشان‌دهنده نیاز او به توجه شما است. کمی کودک را به آغوش بگیرید، کنارش بنشینید، برایش کتاب بخوانید و باهم حرف بزنید. همین توجه‌های کوچک برای آرام شدن کودک کافی است تا دیگر به دنبال بهانه گیری و گریه و زاری نباشد. ‏

همدردی کنید. خیلی راحت به او بگویید احساساتش را درک می‌کنید: «من خوب می‌فهمم که تو خیلی ناراحتی بخاطر کاری که خواهرت کرد خیلی عصبی شدی». به او راه را نشان بدهید و بگویید چه کارهایی می‌تواند به جز گریه کردن انجام بدهد تا ناراحتی اش را ابراز کند. یادش بدهید که مثلا قبل از اینکه بغضش بترکد تا 10 بشمارد.

تحقیقات نشان می‌دهند کودکانی که در 2 سالگی بخاطر اشتباهات ناشیانه به شدت تنبیه شده‌اند و مورد انتقاد پدر و مادر قرار گرفته‌اند در سال‌های بعد نیز همیشه احساس خطاکار بودن را درخود دارند. از اشتباهات ساده کودک بگذرید و اگر ریشه گریه‌های کودک را در دو سالگی‌اش یافته‌اید با او حرف بزنید و حتی بخاطر آن از فرزندتان عذرخواهی کنید.

ادامه مطلب...

چگونه کودکانی نابغه پرورش دهیم؟

هنگامي كه نوزادي  به دنيا مي آيد ، معجزه خلقت  يعني مغز  در وجود او متجلي  مي شود.اين موهبت الهي ،چاه بي  تهي  است  كه فرزندتان  مي تواند  براي  سيراب  كردن  عطش ابدي اش  براي دانستن   از آن آب  بكشد.اندامي  است  كه كودك  از  طريق  آن مي تواند  هزاران راه ممكن  براي  رسيدن  به روياها ،تصورات و آرمان ها ي خود كشف كند. كودك  هر انساني ، منحصر به فرد است  و مي تواند  مانند يك نابغه  بدرخشد. اگر با  عشق  از او حمايت كنيد و باورش  كنيد،هرگز  دچار  احساس  كمبود و حقارت كه مانع موفقيت  است ، نخواهد  شد. در عوض  خود دوستي و اعتماد به نفس در او تقويت  خواهد  شد  كه هر  دو  از لوازم آزاد كردن  آن  توان  بالقوه بسيار مهم  يعني  نبوغ درون  است كه هنوز  دست نخورده  است.

چگونه از کودک خود نابغه بسازیم

با تقويت  خود دوستي  و اعتماد به نفس  در كودك  زمينه هاي  آزاد شدن   توان  بالقوه  بسيار مهم  يعني  نبوغ درون كه هنوز  دست نخورده  است مهيا  مي شود .

اگر شما  فرزندتان را باور كنيد ، او نيز  خود را باور خواهد  كرد.فرزند  شما  از همين حالا هم  از تيز هوشي  فطري  برخوردارست .زيرا استعداد داشتن  قدرت  ذهني  خارق  العاده  بالقوه  در مغز وجود دارد.كودك  شما از توان بالايي  براي اختراع  كردن برخوردارست  و موهبت  داشتن ذهني  با تخيلات  و خلاقيت  هاي  رنگي و قوي  به او عطا  شده است .اعتماد ، حمايت ،داده هاي  ذهني ، اعتقاد  شما  به فرزندتان امكان مي دهد  همه اين ويژگيها را با موفقيت  بروز  دهد .

با بي اعتقادي  به فرزند ،نبوغ  را از درون تخريب  مي كنيد .برعكس ،با اعتقاد راسخ نسبت به فرزندتان ،مانند  خورشيد خواهيد  شد  كه نور  خود را  بر غنچه اي  مي تاباند  تا آن را به گلي  شكفته مبدل  كند.

براي  بروز  نبوغ در فرزندتان  به سه عامل  زير  توجه كنيد:

- باور كنيد كه شما مي توانيد  نبوغ را  فرزندتان  بيدار كنيد .

-باوركنيد  كه فرزندتان  توان آن را دارد  كه يك نابغه شود .

- هر گز اجازه  ندهيد  به فكرتان  خطور كند  و هرگز  ابراز نكنيد كه فرزندتان  كم هوش  و كم  استعداد   است .

روان‌شناسان می‌گویند آسان‌ترین مسیر برای افزایش ضریب هوشی کودکان صحبت کردن است. در واقع باهوش‌ترین کودکان آنهایی هستند که مرتبا با والدین خود حرف می‌زنند. در حال حاضر فقط دو درصد از کودکان به عنوان کودک خوش ذوق شناخته می‌شوند اما روان‌شناسان می‌گویند اگر خانواده‌های بیشتری به این راهنمایی ساده او عمل کنند و مرتبا با کودک خود صحبت کنند، این رقم افزایش پیدا می‌کند.

در پنج سال اول زندگی، کودکان کلمات را برای فرهنگ لغت یاد نمی‌گیرند بلکه می‌آموزند چگونه کلمات را به کار ببرند. به همین دلیل است که تعامل کودکان با والدین، بسیار حیاتی و مهم است. اما والدین نباید در این دام بیفتند که فقط با کودکان خود حرف بزنند بلکه بیشتر باید گوش کنند. وقتی کودکان با عجله و هیجان به خانه می‌آیند تا اتفاقاتی را که برایشان رخ داده تعریف کنند نباید به آنها بی‌توجهی کرد. صحبت کردن درباره علایق کودکان و تشویق‌کردنشان برای بیشتر حرف زدن، لذت و شوق آنها را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود بیشتر تشنه یاد گرفتن باشند.

اگر شما مادری هستید که زمان زیادی را صرف کار کردن می‌کنید باید زمانی را هم برای بودن کنار کودک خود در نظر بگیرید. طبق نظر متخصصان، حداقل یک کودک از هر ده کودک، به‌قدری زرنگ متولد می‌شود که از طریق بعضی روش‌ها می‌تواند ممتاز و نابغه باشد. بچه‌هایی که باهوش متولد می‌شوند به دلیل ذهن شادابی که دارند آسان‌تر مسائل را کشف می‌کنند. کودکان پرحرف حتی در سه‌سالگی به سرعت به جریان مکالمه‌ای که می‌تواند کاملا جدی باشد توجه نشان می‌دهند. اما اگر هیچ نشانه مثبت بالقوه‌ای هم در کودک شما وجود ندارد، گام‌های کوچک می‌توانند سرنوشت هر کودکی را برای بهتر شدن تغییر دهند.

در تمام کودکان، بسته‌های بدون شکلی از استعدادهای بالقوه وجود دارند که شما با پیداکردن آن بسته می‌توانید آن را به بهترین وجه شکل دهید. هر کودکی می‌خواهد در زمینه‌ای موفق باشد و هر کودکی هم توانایی موفق شدن را دارد. البته محدودیت‌هایی برای کارهایی که والدین می‌توانند انجام دهند وجود دارد که باید از آنها آگاه باشند اما نباید تلاش خود را متوقف کنند. حقیقت این است که شما باید کودکان را در پنج سال اول زندگی‌شان همیشه پیش خودتان نگه دارید چون این سال‌ها مهم‌ترین دوران رشد کودک محسوب می‌شوند.

روش‌های ساده مثل نشستن کودکان دور میز هنگام وعده‌های غذایی می‌توانند تاثیر زیادی داشته باشند. کودکانی که هنگام ناهار یا شام با خانواده خود دور میز می‌نشینند و در مورد کارهایی که طی روز انجام داده‌اند صحبت می‌کنند، در شرایط بهتری نسبت به کودکانی که به تنهایی غذا می‌خورند و هیچ‌وقت با پدرو مادرشان حرف نمی‌زنند، قرار دارند. در محیط خانواده است که کودک یاد می‌گیرد زبان را برای بیان ایده‌های خود به کار ببرد و به کار بردن زبان، شیوه فعالیت فکری را توسعه می‌دهد.

علاقمند نمودن  کودکان  به مدرسه  یک امر  بسیار مهم می باشد و والدین  باید  با خلاقیت  خود کودکان  را مشتاق  حضور در مدرسه کنند.

اگر کودک  شما باور کند  که می تواند  موفق  شود مانند  یک فرد موفق احساس و عمل خواهد کرد.فهرست  زیر را می توانید  به عنوان  دوازه  فرمان  برای  نگرش  مناسب  در قبال  کودکتان ،به  کار برید.

-با هوش

-موفق

-خلاق

-هوشیار

-عاشق  یادگیری

-زیرک

-سخت کوش

-مفید و یاری  دهنده

-صمیمی و غمخوار

-مستقل

-خوش  سیما

-شاد، هر کجا برود  با خود  شادی  به همراه می برد

اگر  این دوازده فرمان  را به خاطر داشته باشید ،باور کنید  و با  رفتار مهربان  خود ، نشان دهید  که در باور  خود  صادقید ، کودک شما  مانند  یک فرد  موفق  احساس  و عمل خواهد کرد.

اگر  سطح  توقعات شما بالاتر از توان  کودکتان  باشد ،او را مضطرب  و مشوش خواهد کرد. با کم شدن  اعتماد به نفس ،خرفت  و تنبل  و بی  علاقه  خواهد شد  و استعداد نبوغ او  کاهش  می یابد.

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

راه های افزایش آی کیو نوزادان

خیلی از والدین برای این که نقشی در کامیابی فرزندان شان در مدرسه و در زندگی آتی آنها داشته باشند، حاضر به انجام هر کاری هستند. والدین به سختی کار می کنند تا فرزندان شان را با فرستادن به بهترین مدارس و ایجاد یک محیط عالی برای رشد احساسی و جسمی آنها باهوش و مستعد بار بیاورند.

افزایش هوش نوزادان

باوجود تلاش های سخت آنها، خیلی از ما از پیشرفت فرزندان مان در راه کامیابی راضی نیستیم.در خیلی از موارد والدین تلاش می کنند تا سطح کامیابی فرزندان شان را با نمرات آنها در مدرسه اندازه گیری کنند. گاهی اوقات والدین تلاش می کنند تا نمرات فرزندان شان را با هم کلاسی های آنها در مدرسه مقایسه کنند. کارشناسان بر این باورند که این مقایسه ها می توانند اشتباه باشند یا در درازمدت تاثیری معکوس داشته باشند. چون هوش یا استعداد خصوصیاتی هستند که نمی توان آنها را ساخت یا تعیین کرد.

آیا والدین می توانند هوش فرزندان خود را بالا ببرند؟

نظر کارشناسان در این رابطه به دو دسته تقسیم می شود و برخی معتقدند که چنین امری شدنی است و عده ای دیگر کاملا با این ایده مخالفت می ورزند. با این وجود، تحقیقات اخیر نشان داده که می توان هوش فرزندان را به میزان چند درجه با به کارگیری چند تکنیک و راهکار مختلف افزایش داد.

قبل از زایمان:

  • در زمان بارداری ورزش کنید.
  • زایمان طبیعی نوزاد را باهوش می کند
  • مصرف امگا۳
  • با تجویز دکتر کندر بخورید
  • رژیم غذایی تان را اصلاح کنی

پس از زایمان

  • شیر مادر را فراموش نکنید
  • برای نوزادتان کتاب بخوانید
  • با ماساژ هوش نوزاد را تقویت کنید
  • بازی های لمسی کنید
  • تشویق مهم ترین شرط تیزهوشی
  • با نوزادتان چهره به چهره شوید
  • برای نوزادتان آواز بخوانید

از نقش پدر در هوشیاری نوزادان چه می دانید

در مطالعات بسیاری به این موضوع اشاره شده که جنین انسان این توانایی را دارد که از درون شکم مادر در جریان برخی از اتفاقاتی که در دنیای پیرامون او رخ می دهد، قرار گیرد. بنابراین این موضوع می تواند تاثیر زیادی بر رشد و توانایی های مغزی او داشته باشد. از این رو محققان به پدران توصیه می کنند برای افزایش میزان هوشیاری فرزندشان از دوران بارداری مادر، برای فرزندشان آواز بخوانند یا با او صحبت کنند. از آنجا که مادران به طور طبیعی و خود به خود در طول روز با جنین درون شکم شان صحبت می کنند بهتر است مسئولیت آواز و لالایی خواندن در دوران بارداری بر عهده پدر باشد تا به این ترتیب بتواند ارتباط عاطفی موثری با جنین برقرار کند و به رشد میزان هوشیاری او کمک کند. این کار موجب می شود جنین پس از تولد واکنش های دقیق تری به صدای پدر و مادرش داشته باشد و آن ها را به راحتی از صدای افراد غریبه تشخیص دهد. به این ترتیب با صحبت کردن و آواز خواندن برای جنین می توانید فرآیند یادگیری را در او تقویت کنید و سلول های مغزی او را آماده آموختن کنید.

به درخواست های تکراری توجه کنید

حتما تا به حال دیده اید که بسیاری از نوزادان و کودکان درخواست های تکراری دارند. مثلا از پدر و مادر خود می خواهند که یک کتاب را بار ها برای آن ها بخواند یا یک سی دی موسیقی را بار ها بشنوند. این یکی از مهم ترین درخواست های کودک محسوب می شود که بهتر است پدر و مادر توجه ویژه ای به آن داشته باشند و بدون ابراز خستگی و ناراحتی نیاز کودک را برطرف کنند. مثلا همان کتاب یا داستان تکراری را دوباره برایش بخوانند. تکرار این داستان می تواند به تقویت عملکرد نورون ها در مغز نوزاد کمک کند. این مسئله می تواند در درازمدت تاثیر زیادی در یادگیری و آموزش کودک داشته باشد.

با نوزادتان دالی بازی کنید

شاید همه ما به طور ناخودآگاه با هر نوزادی که مقابل مان قرار بگیرد دالی بازی کنیم. اما به گفته محققان اجرای این بازی به صورت هدفمند با نوزاد می تواند تاثیر زیادی در تقویت ذهن و هوش او داشته باشد. بنابراین این مسئولیت می تواند یکی از وظایف پدر خانواده برای برقراری ارتباط بهتر با نوزادش باشد. شما می توانید هر روز دقایقی از وقت تان را به دالی بازی با نوزادتان اختصاص دهید. به این ترتیب با مخفی یا پنهان شدن خود یا یک شی می توانید علاوه بر خنداندن نوزادتان به قابلیت فکر و ذهن او برای جستجو کمک کنید. به این ترتیب می توانید با یک بازی ساده اما موثر در افزایش میزان هوش کودک تاثیر بگذارید. بنابراین دالی بازی را فراموش نکنید و اگر روزی فرصت این کار را ندارید از همسرتان بخواهید تا با نوزادتان بازی کند.

با فرزندتان راهپیمایی کنید

یکی دیگر از روش هایی که به افزایش هوش کودک زیر ۲ سال شما کمک می کند راهپیمایی با او در طبیعت، پارک و فضاهای عمومی است. اکثر بچه ها از ۸ ماهگی راه رفتن را آغاز می کنند. بنابراین می توانید با او به پارک بروید و درباره اشیا و موجوداتی که در طبیعت می بینید با او صحبت کنید. به عنوان مثال با او قدم بزنید یا او را در آغوش بکشید و درباره درخت با جملاتی مانند «گل های کوچک را ببین» یا «چه گربه سفید بزرگی» با او صحبت کنید. از آنجا که بچه ها از ۸ ۷ ماهگی قابلیت تشخیص رنگ ها و اشیا را به دست می آورند به این ترتیب می توانید به افزایش میزان هوشیاری و توجه او به محیط پیرامونش، کمک کنید.

او را با عملکرد وسایل آشنا کنید

یکی دیگر از روش هایی که به افزایش میزان هوشیاری نوزادان ۸ تا ۲ ساله کمک می کند، توضیح دادن درباره عملکرد اجسام، وسایل و اسباب بازی هایی است که در اطراف آن ها وجود دارد. این کار می تواند یکی از مسئولیت های باشد که پدر یا مادر خانواده باید آن را برعهده بگیرد. بهترین روش برای این کار آن است که برای کودکان درباره عملکرد اشیا مختلف توضیح دهید. مثلا اگر قصد دارید چراغ اتاق را روشن کنید، پیش از این کار به او بگویید «می خواهم لامپ را روشن کنم تا اتاق روشن شود» یا وقتی می خواهید پرده ها را کنار بزنید، بگویید «می خواهم پرده ها را کنار بزنم تا نور خورشید اتاق را روشن کند» یا برایش بگویید با این دکمه عروسک سخنگوی تو را روشن می کنم تا برایت صحبت کند. این کار موجب می شود فرزند شما آشنایی بهتری با اجسام و اشیا اطرافش پیدا کند و به این ترتیب سریع تر با پیرامونش ارتباط بگیرد؛ شیوه ای که به رشد فکری و مغزی او کمک کرده و یادگیری او را در سنین بالا تر تقویت می کند.

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

نحوه ی برخورد با حسادت کودکان

کودکان دو ساله یا کوچکتر زیاد با واژه حسادت آشنایی ندارند و با خوشحالی حضور یک نوزاد نو رسیده را می پذیرند و برای رفتار با نوزاد سعی میکنند از حرکات شما تقلید کنند. آنها گاهی یک عروسک بر میدارند و مهارتهای بچه داری را با شما تمرین میکنند و گاهی از شما میخواهد که اجازه دهید نوزاد را در آغوش بگیرد. اینجاست که رفتار صحیح شما میتواند حس حسادت را در کودک بزرگتر مهار کند.

حسادت کودکان

قبل از ورود به مدرسه بچه ها حسادت خود را نسبت به کودک کوچکتر از خود به صورت کتک زدن او نشان می دهند، گاهی حضور اورا در خانه ندیده می گیرند و وجود او را انکار می کنندو یا گاهی اوقات حسادت خود را به صورت تغییر رفتار خود نشان می دهند. مثلاً رختخواب خود را تر می کند و یا به مکیدن شست خود مبادرت می ورزد. و گاهی اوقات از خوردن غذا خود داری می کند و یا از برخورد با اشیاء ترس نشان می دهند هدف بچه ها از اجرای اینگونه اعمال ،جلب توجه مادر و منحصر نمودن علاقه و محبت او نسبت به خویشتن است در حقیقت آنها از این وسیله دفاعی برای برخورد با موقعیت نامطلوب استفاده می کنند.

اگر دوست دارید به عنوان پدر یا مادر بتوانید حسادت کودک را راحت تر کنترل کنید و احتمال آسیب رساندن به خودش و دیگران را کاهش دهید از روش های زیر بهره بگیرید.

  • به احساس کودک توجه کنید
  • او هم موفق می شود
  • بگذارید هدیه بدهد
  • عادل باشید

دلیل حسادت کودکان

  • ورود نوزاد دوم
  • مقایسه میان فرزندان
  • اول بودن بهتر است يا آخر بودن؟
  • حسادت به خواهر و برادر بعد از دوران نوزادی
  • یک عوامل موثر در پیدایش حسادت

راه های پیش‌گیری از حسادت در کودکان

آگاهی از هیجانهای کودک
یعنی هوشیار بودن نسبت به وجود هیجانها در دیگران. بیان نکردن علاقه، خشم یا ناراحتی به این معنا نیست که کودک آنها راتجربه نمی کند. برای آگاهی از هیجانات کودک ابتدا باید به هیجانات خود واقف باشید. والدینی که سعی می کنید هنگام اضطراب ، صبور و مهربان باشید یا زمانیکه عصبانی هستید به اجبار لبخند بزنید در حال انکار احساس خود می باشید.

این کار کمکی به شما نخواهد کرد بلکه شدت فشار روانی شما را افزایش می دهد. در کودکان نیز چنین اتفاقی می افتد پس لازم است شرایط بروز هیجانات را برایشان فراهم کنید و اجازه بدهید با آنها خود روبرو شوند. اگر فکر می کنید کودکتان احساس ناراحتی، ترس یا خشم می کند بهتر است تلاش کنید خودتان را به جای او بگذارید تا دنیارا از دیدگاه او ببینید.

این کار کمک میکند بفهمید وقتی برادر کوچکترش دفتر تکالیفش را پاره می کند چه احساسی به او دست می دهد و به جای اینکه سرزنشش کنید که چرا دفتر را جلوی دست برادرش قرار داده راه حلی برای رفع این معضل پیدا کند.

شناخت هیجان به عنوان فرصتی برای گفتگو و آموزش

برخی والدین تلاش می کنند تا احساسات منفی فرزندان را نادیده بگیرند به این امید که این احساسات از بین خواهد رفت. اما این شیوه به ندرت کار ساز است. برعکس زمانی از بین خواهد رفت که کودک بتواند در مورد آنها صحبت کند. و احساس کند دیگران او را درک می کنند.

بهترین زمان آموزش هیجان هنگامی است که هیجان کودک بالا می گیرد. اگر کودک پنج ساله شما از رفتن به مطب دندانپزشکی می ترسد بهتر است ترس او را پیش از رفتن بررسی کنید تا اینکه صبر کنید بر روی صندلی دندانپزشکی بنشیند و گریه و زاری کند.

گوش دادن همدلانه و پذیرش احساسات کودک

هماهنگی با هیجانهای کودک مستلزم توجه داشتن به زبان بدن، حالات چهره و حرکت بدن اوست. همانطور که وی احساسش را ابراز می کند آنچه که شنیده یا فهمیده اید به او انعکاس دهیدتا مطمئن شود با دقت به او گوش می دهید و احساساتش را می پذیرید. در میان گذاشتن نمونه هایی از زندگی خودتان می تواند شیوه ای اثر بخش در نشان دادن درک شما باشد.

وقتی کودک شما به خاطر کادویی که خواهر کوچکترش گرفته ناراحت است به جای سرزنش کردن احساس حسادتش به او بگوئید” من هم وقتی کوچیک بودم و خواهر یا برادرم هدیه ای می گرفت حسودی می کردم”. با این کار او مطمئن می شود چنین احساساتی پذیرفتنی هستند. برای آرام کردنش بگوئید” تو هم حتما روز تولدت هدیه ای خواهی گرفت”.

درمان حسادت

  • ذهن کودک را نسبت به تولد یک نوزاد جدید آماده کنید، به گونه‌ای که کودک احساس کند خواهر یا برادری که تازه متولد شده است به منزله نوعی ثروت است و باید به داشتن او افتخار و خوش‌حالی کرد.
  • با کودک خود ساده و رُک صحبت کنید. مثلاً به او بگویید: «برادرک/خواهرک تو چون نمی‌تواند خودش غذا بخورد باید به او غذا داد و به همین خاطر ما گاهی مجبور می‌شویم وقت بیش‌تری را با او بگذرانیم. پس هر وقت ناراحت شدی، بگو.»
  • هرگاه کودک را در موقع صدمه زدن به نوزاد دیدید، فوراً او را از این کار بازدارید و راجع به انگیزه‌ی او از این کار صحبت کنید. مثلا به او بگویید: «فکر می‌کنی که او نمی‌گذارد تو را دوست داشته باشم؟ همه وقت مرا گرفته؟ هر موقع از دست‌اش عصبانی بودی بیا و به من بگو.»
  • اگر کودکی به دلیل مریضی یا معلولیت به توجه بیش‌تری نیاز دارد، دلیل توجه به این فرزند برای دیگر کودکان توضیح داده شود تا حس حسادت ایجاد نشود.
  • تلاش نکنید تا تفاوت بین کودکان را در خفا انجام دهید، زیرا کودکان به سرعت متوجه این تبعیض می‌گردند. نکته‌ی مهمی که باید به آن توجه کرد این است که وقتی را که با یکی از کودکان خود می‌گذرانید سعی کنید فقط با او باشید و به او تمرکز کنید.
ادامه مطلب...

چگونه کودکان را به انجام تکالیف درسی علاقه مند کنیم؟

یکی از شکایت های والدین در طول سال تحصیلی از فرزندانشان انجام ندادن تکالیف درسی و مدرسه است. این مسئله به ویژه پس از تعطیلات نوروزی که دانش آموزان ۲ هفته تعطیل بوده اند به مراتب بیشتر هم می شود. بچه ها در طول تعطیلات دور کتاب و دفتر و تکلیف مدرسه را خط می کشند و از کلاس و درس فاصله می گیرند. به همین دلیل پس از حضور در مدرسه اشتیاق چندانی به انجام تکالیف از خود نشان نمی دهند.

علاقه مند کردن کودکان به انجام تکالیف درسی

واقعیت این است که برای بعضی از دبستانی ها هیچ کاری سخت تر از انجام تکالیف درسی نیست و والدین کلافه و خسته از تعیین انواع تنبیه و تشویق و تهدید و سرزنش درمی مانند که چگونه باید یک بار برای همیشه ضرورت انجام تکالیف درسی را به کودک بفهمانند.

شکی نیست که شیوه درس خواندن بچه ها در منزل ارتباط مستقیمی با سبک فرزند پروری والدین دارد و هر قدر والدین والدگری آگاهانه را اجرا کنند، در شیوه درس خواندن بچه ها کمتر با مشکل مواجه می شوند.

بنابراین تکالیف باید هدفمند و اصولی باشد نه کاری برای تلف کردن وقت کودک. این در حالی است که در بیشتر موارد بچه ها و والدین از حجم تکالیف درسی شکایت می کنند، آن را ملال آور و کسل کننده می دانند و انجام آن را در یادگیری بهتر دروس رد می کنند.

قاطعیت و جدیت والدین در انجام کارها نقش تعیین کننده ای در حرف شنوی بچه ها در انجام کارهایشان از جمله تکالیف درسی دارد. والدینی که قاطع و مصمم هستند، کارهایشان را به موقع انجام می دهند، در واقع الگوی عملی در اختیار کودک قرار می دهند. کودک باید بداند که اگر قرار است کاری را انجام بدهد، دلیلی ندارد بهانه تراشی کند یا به دنبال راه فرار بگردد زیرا هر کس در منزل وظیفه ای دارد که باید انجام بدهد. واقعیت این است که اگر والدین بتوانند اصول فرزند پروری را به درستی اجرا کنند، می توانند امیدوار باشند که نه فقط در انجام تکالیف بلکه در سایر امور، کودک وظیفه اش را انجام می دهد. بنابراین اولین اصل قاطعیت است که در همه امور باید رعایت شود. علاوه بر قاطعیت والدین باید مهربان باشند و با مهر و محبت از کودک بخواهند وظیفه خود را انجام دهد.

از طرفی برنامه درسی تنظیم شده در عین منظم بودن باید قابل انعطاف باشد و با مشورت و مشارکت بچه ها تنظیم شود. والدین باید دقیقا توقع خود را از کودک عنوان و مشخص کنند که پس از انجام تکالیف چه کار تفریحی می تواند انجام دهد. این استاد دانشگاه تصریح می کند: والدین باید توانایی کودک را در انجام تکالیف ارزیابی کنند و طبق آن از کودک توقع داشته باشند.

گاهی از او بپرسیم که تصمیم می گیرد تکالیفش را چگونه انجام دهد. این کار برای جلوگیری از بهانه تراشی کودکان بهترین شیوه است. از او بپرسیم با توجه به این که تکلیف زیادی داری، ترجیح می دهی چگونه آن را انجام بدهی اگر تکالیفت تمام شد، دوست داری چه کار کنی. اگر کودک به رفتن به پارک ابراز تمایل کرد به او بگویید اگر تا ساعت ۷ تکالیفت را انجام دهی می توانیم به پارک برویم.

تکرار چندین باره «تکلیفت را بنویس»، «چقدر طولش می دهی»، «چرا اذیت می کنی»، «تو شاگرد تنبلی» و... نه فقط به ترغیب کودک به انجام تکالیفش منجر نمی شود، بلکه باعث می شود او مقابله به مثل کند.

فرزندان برای انجام تکالیف درسی باید دارای محیط آرامی باشند، آنان نمی‌توانند تکالیف خود را جلوی تلویزیون یا هنگامی که با تلفن صحبت می‌کنند انجام دهند. یا وقتی که حواسشان توسط خواهر و برادرهایشان مشغول می‌شود نمی‌توانند تکلیف خود را انجام دهند. بنابراین با رعایت نکات ذیل می‌توانید آنان را به انجام دادن تکالیف علاقه‌مند سازید.

زمان انجام تکالیف  درسی یک زمان از پیش برنامه ریزی شده و اختصاصی است که در طول آن زمان فرزندتان باید تکالیف خود را انجام دهد و باید درک کند که در این زمان بازی کردن، صحبت با دیگران، تماشای تلویزیون را خاتمه دهد و به محل انجام تکالیف برود.

برنامه ریزی روزانه برای طول هفته نوشته شود؛ که در کودکان زیر کلاس سوم، والدین این کار را انجام داده و برای دانش آموزان سوم تا دوم راهنمایی با همکاری والدین و خود کودک و از دوم راهنمایی تا آخر دبیرستان خود محصل باید زمان برنامه ریزی‌ها را مشخص کند.

بهترین زمان را به انجام تکالیف اختصاص دهید. برای کودکانی که تکالیف را سریع و بی توجه انجام می‌دهند زمان اجباری انجام تکالیف را مشخص نمایید و در صورت امکان تکلیف را ارزیابی کنید. بدین طریق بچه در می یابد که اگر تکلیف را غیر مسئولانه انجام دهد به او وقت آزاد جایزه داده نخواهد شد.

  • تلاش‌های فرزندانتان را به طور مستمر تحسین کنید؛ مثل : «از اینکه تکلیف درسی‌ات را هر روز به موقع شروع می‌کنی خوشحالم.» و «واقعاً به خاطر اینکه تکالیف درسی‌ات را بدون کمک دیگران انجام می‌دهی خوشحالم.» یا «از اینکه توانسته ای غلط املایی را کمتر کنی خوشحالم؛ چقدر زحمت می‌کشی.» به خاطر داشته باشید که در آغوش گرفتن یا دستی به شانه او زدن، اثر پیام شما را افزایش خواهد داد.
  • از تشویق‌های مورد علاقه کودکان جهت افزایش انگیزه در انجام تکالیف استفاده کنید. مثل پارک رفتن و مهمانی رفتن. حتی می‌توانید از تشویق‌های ساده استفاده کنید؛ حداقل زمان لازم برای بدست آوردن جایزه برای کودکان ابتدایی سه تا پنج روز، برای راهنمایی یک تا دو هفته و برای بچه‌های دبیرستان دو تا چهار هفته است؛ بدین صورت که یک جدول یا مربع مشخص کنید. هر موقع که تکلیف انجام گرفت یک مربع را پدر یا مادر امضاء کند و هر موقع به 10 مربع رسید جایزه‌ای با توجه به سن کودک برای وی در نظر بگیرید.

تکلیف درسی حلقه ارتباطی بین خانه و مدرسه است در نتیجه معلمین باید همیار شما در مدرسه باشند. در مواردی مشکلات تکلیف درسی فرزندانتان را می‌توان با یک تلاش هماهنگ شده بین شما و معلم حل کرد. معلمان خوب علاقه‌مندند تا از مشکلات شاگردانشان اطلاع داشته باشند. معلمان نظرات شما را با اشتیاق می‌پذیرند و از تبادل اطلاعات و ایده‌ها استقبال می‌کنند. بنابراین اگر کودک تکالیف درسی‌اش را انجام ندهد با معلمش تماس بگیرید. ممکن است کودک ناتوانی در یادگیری یا حواس پرتی داشته باشد.  اگر فرزندتان تکالیفش را به منزل نمی‌آورد یا به اتمام نمی‌رساند با معملش تماس بگیرید و با وی مشورت کنید. از معلم کودکتان بخواهید که کلیه تکالیف درسی را در یک جدول با تاریخ برای شما بنویسد. اگر هم فرزندتان تکالیف درسی‌اش را سر هم بندی می‌کند یا در انجام تکالیفش عادت‌های نادرستی دارد، بازهم با معلمش تماس بگیرید. کودک باید مطمئن شود که شما با معلمش هماهنگ هستید و معلم از شما خواسته که در این زمینه به وی کمک کنید.

 

 

 

 

ادامه مطلب...

چگونه کودکان را با ذهن کارآفرین تربیت کنیم؟

کودکان توانایی تفکر را دارند و امکان رشد و پرورش مهارت های گوناگون را نیز دارا می باشند. کارآفرینی به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی و اجتماعی نقش اساسی در فرایند توسعه جوامع دارد. لذا ایجاد و پرورش تفکر کارآفرینی در کودکان علاوه بر این که امکانپذیر می باشد.

چگونه کودکانی کارآفرین داشته باشیم؟

ایجاد تفکر کارآفرینی در کودکان ضرورتی غیرقابل انکار و امکانپذیر می باشد. روانشناسان معتقدند پنج سال اول زندگی بیشترین تاثیر را در زندگی شخص دارد. این دوران، زمانی است که جو اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و روانی اطراف کودک، اثر همیشگی بر شخصیت او دارد.

مطالعات مربوط به گذشته کارآفرینان موفق نشان می دهد که آنان از خانواده هایی که ارزش های خاصی برای استقلال و اتکا به خود قائلند بیرون می آیند. آموزش پوشیدن لباس، بستن بند کفش، عبور از خیابان و انتخاب دوستان و در کل آموزش استقلال در دوران پیش دبستان گام کوچکی در راه تبدیل کودکان امروز به کارآفرینان فردا است.

کودکانی که یاد می گیرند چگونه اوقات فراغت خود را با کارهای هنری و ساخت کاردستی پرنمایند، دارای تفکر خلاق و توفیق طلبی هستند. داشتن اولایی در مشاغل تجارت و شبیه آن کمک بزرگی در پرورش تفکر کارآفرینی در کودکان است. افراد موفق در این حوزه در سنین کودکی با مفاهیمی همچون فروش، شمارش پول، پول خرد کردن و ... آشنا شده اند. ایجاد تفکر مثبت اندیشی و ایجاد تفکر خلاق در سوق دادن کودکان در این راه کمک شایانی می نماید.

فرهنگ خانواده و یا جامعه باید به گونه‌ای باشد که به کودکان ماهیگیری یاد بدهد نه آن‌که به او ماهی بدهد. در همین رابطه ضرب‌المثلی قدیمی با این مضمون وجود دارد که «اگر می‌خواهی به فردی یک روز غذا بدهی، به او ماهی بده. ولی اگر می‌خواهی همه عمر او را سیر کنی، به او ماهیگیری یاد بده.» در واقع این ضرب‌المثل بیان‌گر رسالت کارآفرینی در جامعه است و ضروری است که کودکان را با همین طرز فکر، فردی کارآفرین بار بیاوریم.

نظام آموزشی و تربیتی موجود به کودکان می‌آموزد که تنها دنبال مشاغل اصطلاحاً با پرستیژ اجتماعی باشند و کمتر شنیده می‌شود که کودکان تشویق به کارآفرین شدن بشوند. رسانه‌ها نیز مدام بر طبل مشاغل لوکس می‌کوبند و خوانندگی، مدلینگ و یا فوتبالیست شدن را در گوش کودکان زمزمه می‌کنند. حتی در سطوح بالاتر نیز عمده‌ی برنامه‌های آموزشی رشته MBA به جای نهادینه کردن تفکر راهبردی و اجرایی، افراد را تشویق می‌کنند که در شرکت‌های بزرگ به عنوان مدیر  و یا کارمند به استخدام درآیند.

حال آن‌که کارآفرینی منبع پایدار خلق ثروت و ارزش اجتماعی است و کارآفرینان هر جامعه‌ای مروج فرهنگ، روحیه رقابت‌پذیری، نواندیشی و پویایی اقتصادی آن جامعه هستند. یک کارآفرین، کارآفرین به دنیا نمی‌آید، و افراد می‌توانند از همان بدو کودکی به گونه‌ای تربیت شوند که با ذهنی جستجوگر و پویا به دنبال یادگیری و درک زاویه‌های پنهان هر پدیده باشند و روحیه کارآفرینی داشته باشند.

حتی عوامل درونی و  ذاتی مرتبط با کارآفرینی را می‌توان با آموزش، تقویت و یا ترمیم کرد. کارآفرینان احساسی ریشه‌دار درون خود دارند که مدام آن‌ها را به سمت تولید و خلق ثروت و یا ایجاد و راه‌اندازی کسب و کارهای جدید سوق می‌دهد و این نیاز درونی و ارضای آن همواره موجی از شادی و رضایت را درونشان پدید می‌آورد.

از این رو می‌توان کودکان را به گونه‌ای بار آورد که استراتژیک فکر کنند، مثبت‌اندیش باشند و عزت نفس بالایی داشته باشند، با آغوش باز انوع مخاطرات را به جان بخرند، تکرار گریز باشند، استقلال داشته باشند، به پول احترام بگذارند و کار را نوعی تفریح در نظر بگیرند.

 

  • به کودکان خود مسئولیت دهید و آن‌ها را با پس‌انداز آشنا کنید
  • به کودکان خود بیاموزید که چگونه فرصت‌ها را کشف و از آن‌ها بهره‌برداری کنند.
  • ارزش پول را به آنها یادآور شوید
  • تفکر تحول‌گرا و ریسک‌پذیر را به کودکتان بیاموزید
  • کودکان خود را به کسب مدارج علمی دانشگاهی تشویق کنید
  • کودکانی سالم پرورش دهید

مهارت مذاکره و پرهیز از نق زدن را به آن‌ها بیاموزید. گاه به جای این‌که شما برای کودکان‌تان قصه‌گویی کنید، از آن‌ها بخواهید که برای شما داستان بگویند، این کار موجب شکوفایی تفکر خلاق، عزت نفس و مهارت فروش را به آن‌ها می‌آموزد. روش‌های تعامل با افراد بد و خوب را به آن‌ها بیاموزید تا در آینده بتوانند به خوبی از عهده‌ی اداره‌ی کارمندان‌شان بر بیایند. کودکان خود را جلوی جمع ببرید و از آن‌ها بخواهید که گاهی برای دیگران سخنرانی کنند. زمانی که با هم بیرون می‌روید مثلاً به یک رستوران، به او بیاموزید که فرق بین خدمات بد و خوب چیست و چرا نباید به مشتری خدمات نامناسب ارائه کرد.

به آن‌ها اجازه دهید که وسایل و اسباب بازی‌های کهنه خود را به دیگران بفروشند.

باز هم یادآور می‌شوم تیپ شخصیتی انسان تا قبل از ۱۵ سالگی شکل می‌گیرد. در بزرگسالی سعی نکنید فردی را با آموزش کارآفرین کنید، چون کارآفرینان از تیپ‌های شخصیتی حرکتی  برخوردار هستند. اینان قدرت ریسک پذیری بالایی دارند، اما اگر کسی تیپ شخصیتی ذهنی داشته باشد، او انسان محتاطی است که برای شغل‌های مطالعاتی و محاسباتی مناسب است اما برای کارآفرینی توصیه نمی‌شود. به زبان ساده بگویم، کارآفرینی به حوزه دل (به قول ایرانیها فرد باید جگر داشته باشد) برمی‌گردد. اما آموزش مربوط به حوزه مغز است. ما با آموزش انسان را عامل می‌کنیم، اما نمی‌توانیم  با آموزش او را عامل بار بیاوریم. بهترین راه این است که انسانهای دارای تیپ‌های شخصیتی حرکتی را که ذاتا عامل هستند را با آموزش در مسیر صحیح‌تر قرار دهیم. پس توصیه می‌کنم اگر می‌خواهید فرزندتان کارآفرین بار بیاید، از کودکی تعلیم او را شروع کنید.

 

 

 

ادامه مطلب...
تماس با خدمات پرستاری