مقالات کودک

سوالات کودکان درباره سوالات زناشویی

شاید اولین سوالی که اغلب والدین به آن با شرم و اشتباهی عمدی پاسخ می دهند ، « من از کجا آمده ام ! » اما سوال های بچه ها ، همیشه به این مورد و سال های اول زندگی محدود نمی شود. فرزند شما بعد از وارد شدن به مدرسه به اقتضای سن و البته وارد شدن به اجتماعی که آدم هایش با تجربه های متفاوتی در کنار او می نشینند ، با سوال های بی شماری رو به رو می شود که گاهی از سر ترس و گاهی شرم ، خارج از محدوده امن خانه به دنبال پاسخ شان می گردد. اما اگر نمی خواهید پاسخ سوال های فرزندتان ، مثل نوش داروی بعد از مرگ سهراب ، دیر به او برسد یا این که پاسخی اشتباه و گنراه کننده را خارج از خانه برای سوال هایش پیدا کند ، باید خودتان آستین ها را بالا بزنید و گاهی به خواسته او و گاهی داوطلبانه برخی موضوعات را برایش شرح دهید. ما در این مطلب ، چهار اسمشو نبر مهمی که اغلب کودکان و حتی نوجوانان به دنبال یافتن پاسخی برای شان هستند را با شما مطرح کرده ایم و به شما می گوییم چه طور باید در مورد آن ها با فرزندتان صحبت کنید.

چه زمانی باید در مورد اسمشو نبرها با فرزندتان حرف بزنید و به سوالات او پاسخ دهید ؟

اسمشو نبرهای عاشقانه

فرزند شما هنوز معنای دقیق عشق را نداند و آن قدر در این مورد بی تجربه باشد که هر احساسی را با عشق اشتباه بگیرد ؛ اما چه فرزند شما واقعا عاشق شده باشد ، چه در مورد این احساس از دوستانش شنیده باشد ، شما نباید در برابر سوال هایی که در این زمینه می پرسد سکوت کنید یا به خاطر به زبان آوردن این واژه ، او را سرزنش کرده یا شرمنده کنید. وقتی در مورد این احساس با کنجکاوی یا شرم از شما سوال می کند ، دستپاچه نشوید و او را دست به سر نکنید. مهم نیست که فرزند شما پنج ساله است یا 15 ساله ، شما باید در هر سن با توجه به قدرت درک او به سوالاتش پاسخ دهید. اگر فرزند شما هنوز به سن مدرسه نرسیده ، نیازی نیست که برای پاسخ دادن به این سوال وارد جزئیات شوید. باید با کلمات و جملاتی ساده ، دوشت داشتن و دلیل شکل گرفتن این احساس را برایش شرح دهید اما اگر با یک نوجوان طرف هستید باید پیش از آن که شروع به صحبت کنید ، مثل یک شنونده خوب و بی قضاوت ، حرف هایش را بشنوید ، به سوالاتش با جزئیات بیشتری پاسخ دهید و برای ایجاد صمیمیت بیشتر در خلال صحبت های تان نظر او را هم بپرسید.

هر جا که احساس کردید حرفی برای گفتن ندارید به جای این که با دادن پاسخ نا مناسب یا اشتباه فرزندتان را نا امید یا بی اعتماد کنید ، به او این گونه بگویید : « سوال خوبی پرسیدی. باید بیشتر به آن فکر کنم و بعدا مفصل در موردش صحبت کنیم. » بعد هم اگر جواب مناسبی برای این سوال پیدا نکردید ، سراغ یک روان شناس بروید و با کمک او بهترین پاسخ را انتخاب کنید.

* شما بادیگارد و نگهبان فرزندتان نیستید. به او در هر سن ، آزادی های متناسب با سنش دهید و بیش از اندازه نگران فرزندتان نباشید. اگر با مراقبت های بیش از اندازه راه ورود فرزندتان به اجتماع را ببندید و سوال های ذهنی اش را بی جواب بگذارید ، او را در آینده به مشکلات فردی و اجتماعی بی شماری دچار خواهید کرد.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های 22697906 الی 08 تماس حاصل فرمائید

اسمشو نبرهای زناشویی

اگر فرزند شما که سال های آخر دبستان را می گذراند ، با سوال هایی در مورد رابطه زناشویی و آینده بعد از ازدواج سراغ شما آمد ، باید با یک پیش فرض بسیار مهم آماده جواب دادن به سوال هایش شوید. پیش فرض شما باید میزان رشد و بلوغ ذهنی فرزندتان باشد. از یاد نبرید سن ، همیشه معیار درست و دقیقی برای قضاوت نیست و فرزند شما با وجود پا گذاشتن به دوران نوجوانی ، ممکن است از بلوغ فکری پایین تری برخوردار باشد. به همین دلیل پیش از پاسخ دادن به سوال هایش ، قدرت درک او را در نظر بگیرید. اصل دوم برای صحبت کردن در این موارد ، دادن اطلاعات لازم و کافی است. اگر مبهم و سربسته با فرزندتان صحبت کنید و سوال هایش را بی جواب بگذارید ، او برای دریافت اطلاعاات سراغ منابع دیگری مثل دوستان یا اینترنت می رود و بعید نیست در جریان این جست و جو ، اطلاعاتی را بدست بیاورد که برای سن و شرایطش نامناسب باشد یا راهنمایی های نادرست ، اطلاعات نادرستی را به او بدهند. پس بپذیرید شما می توانید بهترین گزینه برای پاسخ دادن به سوالات فرزندتان باشید و به جای طفره رفتن به دنبال بیان درست موضوع باشید.

اصل سوم برای پاسخ دادن به این سوالات ، دادن جواب های لازم و کافی است. زیاده روی نکنید و نگذارید اطلاعات سرریز کنند. اصل آخر هم که مثل همیشه ، باز گذاشتن راه گفت و گوست. با آرامش با فرزندتان صحبت کنید و به او بگویید اگر باز هم سوالی برایش مطرح شد ، شما آماده پاسخ دادن به آن هستید.

برخی مادران معتقدند حتی فرزندی که روی جزئی از بدن شان بوده ، نباید برخی بخش های بدن آن ها را مشاهده کند اما برخی معتقدند کنار گذاشتن این پرده پوشی ها ، می تواند به کنجکاوی کودکان در بعضی موارد پایان دهد و موضوعی مثل دیدن قسمت های مختلف بدن و سوالاتی که در این مورد در ذهن شان شکل می گیرد را عادی کند. از نظر شما حق با کدام گروه است ؟ این موضوع باید همیشه به عنوان یک اسمشو نبر و حیطه به شدت شخصی شناخته شود یا این که برای کودک عادی شود ؟

حق با گروه اول است. بدن هر شخص ، جزئی مهم از حریم شخصی اوست و نباید به سادگی در معرض دید دیگران قرار گیرد. اگر شما به بهانه این که مادرش هستید و بر همه چیز او محرم هستید به این حریم وارد شوید ، نمی توانید مفهوم شخصی بودن آن را به خوبی به کودک القا کنید. از زمانی که در ذهن فرزند شما سوالاتی در مورد بدن ، تفاوت های بدن خانم ها و آقایان و رابطه زن و مرد مطرح می شود ، بهتر است که در انتخاب لباس های راحتی تان دقت بیش تری به خرج دهید و هم خودتان و هم همسرتان با پوشش قابل قبولی در مقابل او ظاهر شوید.

گذشته از این ، از زمانی که کودک تان توانایی تنها حمام کردن را به دست می آورد ، بهتر است این مسئولیت را به خودش واگذار کنید و قبل از آن هم هنگام همراهی کردن او در حمام ، لباس زیر خود را حفظ کنید.

اسمشو نبرهای بهداشتی

به کودک تان توضیح داده اید که باید خودش را بعد از شست و شو خشک کند ؟ او چنین موضوع بهداشتی مهمی را از چه کسی باید یاد بگیرد ؟ باید سال ها بگذرد تا شاید مربیان مدرسه در این مورد برایش توضیح دهند؟

می دانیم برای بسیاری از مادرهایی که خودشان با چنین شرمی بار آمده اند و هرگز با مادرشان در این مورد حرف نزده اند ، صحبت کردن در این مورد آسان نیست اما وقت آن است که بنا به ضرورت گاهی شرم را کنار بگذارید و اطلاعاتی که فرزندتان به آن احتیاج دارد را در اختیارش قرار دهید. به او این موضوع را القا کنید که خصوصی ترین سوالاتش را می تواند از شما بپرسد.

اگر در مورد موضوعات بهداشتی زنانه با دخترتان صحبت می کنید ، با اشاره مختصر از کنار این موضوع نگذرید. برایش توضیح دهید که در صورت انجام ندادن این کار ، چطور سلامتش به خطر می افتد و به قارچ ها اجازه حمله کردن به بدنش را می دهد. به چشم های متعجب فرزندتان نگاه کنید و تا زمانی که احساس می کنید قانع نشده ، برایش در این باره توضیح دهید.

دختر شما قبل از 10 ساله شدن باید در مورد عادت ماهیانه خانم ها بداند. اگر هم فرزند پسر دارید ، باید قبل از 12 سالگی در مورد تغییراتی که در بدن پسرها رخ می دهد و نعوظ آقایان با او صحبت کنید. بهتر است والد هم جنس برای صحبت کردن در این مورد سراغ دختر برود و بد نیست که به او در مورد جنس مخالف و تغییرات بدنی اش هم اطلاعاتی دهد.

از زمانی که در ذهن فرزند شما سوالاتی در مورد بدن ، تفاوت های بدن خانم ها و آقایان مطرح می شود ، در انتخاب لباس های راحتی تان بیش تر دقت کنید.

 

ادامه مطلب...

جملاتی که نباید به کودکتان بگویید

تک تک واژه هایی که هر روز به زبان می آورید می توانند شخصیت فرزندتان را بسازند. پس به جای اینکه با امر و نهی کردن برای تربیت او تلاش کنید ، مراقب جمله هایی که به زبان می آورید باشید. بچه ها با هوش تر از آنند که شما فکر می کنید.

جمله هایی که نباید به کودکان گفته شود

دختر بد

هیچ وقت پس از آن که فرزندتان اشتباهی را مرتکب شد ، بر چسب « دختر بد » ، « پسر بد ! » روی او نچسبانید. شاید بدون آن که منظور خاصی داشته باشید و از سر عادت چنین جملاتی را به زبان بیاورید ، اما با این کار به کودک تان می گویید که تنها در صورتی که بی عیب و نقص باشد از محبت شما بهره مند می شود و به او ناخواسته آموزش می دهید که نقد رفتار هر کس ، مساوی است با نقد شخصیت او و یک رفتار نادرست به معنای داشتن شخصیتی منفی و غیر قابل پذیرش است.

رژیم دارم

می خواهید وزن کم کنید؟ بهت راست این خیال را در ذهن خودتان نگه دارید و برای کودک تان باز گویش نکنید. نگذارید کودک تان با وسواس لاغر کردن رشد کند و از همین کودکی به جای درک کردن مفهوم رژیم غذایی سالم ، با عذاب وجدان لقمه ها را در دهانش بگذارد. کودکی که با این نگرش بزرگ می شود ، بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به بی اشتهایی مرضی یا پر خوری بیمار گونه است. پس خودتان بروز این بیماری ها را در او فراهم نکنید.

به بابات بگو ...

به هیچ قیمتی کودک تان را واسطه جنگ های میان خود و همسرتان نکنید. درست است که دعواهای شما تأثیر منفی بر روان فرزندتان می گذارند اما واسطه کردن فرزندتان در این جنگ های زن و شوهری یا قاضی قرار دادن او می تواند به مراتب تأثیر بدتری را بر روانش بگذارد. اگر از فرزندتان بخواهید حق را به یکی از شما دو نفر بدهد یا از او بخواهید میان شما و همسرتان یکی را انتخاب کند ، کودک تان را به بحران های روانی وارد می کنید که تا پایان عمر می توانند بر نگرش و زندگی اش تأثیری منفی بگذارند.

من مامانت نیستم

برای اصلاح اشتباهات رفتاری فرزندتان و متنبه کردنش ، هرگز محبت خود را از او دریغ نکنید. حتی اگر فرزندتان پس از شنیدن این جمله ، هرگز اشتباهش را تکرار نکند ، نمی توانید آن را عبارتی تربیت کننده بدانید. شما به عنوان والدین او ، باید محبتی بی قید و شرط را نثارش کنید. کودک شما باید بداند در صورت اشتباه کردن ، همه محبت شما را از دست نمی دهد و تنها دلخورتان می کند. او باید بداند با یک اشتباه همه وجودش زیر سؤال نمی رود و باید باور کند احساساتی که نسبت به او دارید ، ناپایدار و تغییر پذیر نیستند.

تو بی مسئولیتی !

هرگز روی کودک تان به خاطر انجام یک رفتار نادرست ، برچسب کلی نزنید. اگر در درسی نمره پایین گرفته ، از او به خاطر همین کاستی گلایه کنید نه به خاطر « بی مسئولیتی » اش. یادتان نرود این برچسب های کلی ، حاصل مجموعه ای از رفتارهاست و فرزندتان تنها به خاطر آویزان نکردن روپوش مدرسه اش « شلخته » نشده و تنها به خاطر یک بی دقتی « سر به هوا » نمی شود. پس این عبارت های کلی را فراموش کنید و از او تنها به خاطر همان اشتباهی که در لحظه انجام داده انتقاد کنید.

پولم نمی رسه

کودک تان به شما برای خرید یک اسباب بازی گران قیمت یا وسیله غیر ضروری اصرار می کند و شما می گویید که به اندازه خریدنش پول ندارید ؟ مراقب باشید ! شما با گفتن چنین جمله هایی به فرزندتان می گویید که از پس کنترل هزینه های تان بر نمی آیید و نمی توانید به خوبی دخل تان را با خرج تان تنظیم کنید. بهتر است به جای استفاده از چنین شیوه ای به فرزندتان بگویید پول ها را برای هزینه های مهم تر نگه می دارید و از این طریق در صورت تمایلش باب صحبت کردن در مورد این حساب و کتاب ها را باز کنید.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید.

ادامه مطلب...

آماده سازی فرزند اول برای ورود فرزند دوم

یکی از جذابیتهای کارهای کودکانی که چند سال تنها زندگی می کنند و خواهر یا برادری ندارند، جلب توجه کامل والدین است؛ بنابراین طبیعی است که ورود یک کوچولوی دیگر که او هم نیازمند توجه والدین است، رقیبی برای فرزند نخست محسوب شود و او هم هر کاری را که می تواند انجام دهد تا این رقیب را از میدان به در کند! تا جایی که حتی امنیت نوزاد بی دفاع به خطر بیفتد!

اما برای آماده سازی فرزند اول برای ورود خواهریا برادر کوچک چه باید کرد؟ فراموش نکنیم که این موضوع بسیار مهم است و در آینده هردو فرزند نیز تاثیر زیادی میگذارد.

آگاه کردن کودک
کودکان معمولا با تغییرات مهم زندگی، مانند تولد فرزند جدید، دچار هیجانات خاصی می شوند که ممکن است این هیجانات را به صورت های مختلف مانند خشم و عصبانیت یا افسردگی و بی اشتهایی و ... نشان دهند. ولی اگر از قبل آنها را برای این موضوع اماده کنیم و توضیحات لازم را بدهیم، قطعا آمادگی بیشتر داشته و واکنشهای هیجانی کمتری نیز خواهند داشت. یادمان باشد این مسئله نباید خیلی زود به کودک گفته شود؛ زیرا گاهی او بیش از حد نگران خواهد شد.

آماده کردن کودک
علی فرزند اول و مورد توجه خانواده است و شش سال دارد؛ والدینش به او گفته اند که به زودی صاحب یک خواهر یا برادر میشود و از زمانی هم که علی متوجه این موضوع شده، به شدت حسادت می کند و عصبانی و گوشه گیر شده است و ازترس کم شدن توجه والدینش به خود، طوری رفتار میکند تا توجه آنها را بیشتر و بیشتر به خود جلب کند.

کم کردن نگرانی های فرزند اول
اما پیش از همه چیز علی باید بداند که قرار نیست هیچکس جای او را بگیرد و رقابتی هم در کار نیست؛ پس نباید حسادت کند. برای همین از او خواسته شد احساس واقعی اش را نسبت به ورود فرزند جدید بگوید. این کار ابتدا خیلی سخت بود، ولی بالاخره همه فهمیدند که علی دوست دارد خودش یکه تاز باشد و چیزی را در هیچ زمینه ای با دیگری شریک نشود؛ حتی محبت والدینش را. برای همین به او اطمینان داده شد که قرار نیست کسی جایش را بگیرد و نیز در زندگی اجتماعی همه ما دیریا زود ناگزیریم در خیلی چیزها با دیگران سهیم شویم. همین طور از والدینش خواسته شد ازطرف فرزند جدید هدیه ای برای علی بخرند و ازطرف علی هم هدیه ای به نوزاد بدهند تا بدین ترتیب میان دو کودک محبت و علاقه به وجود بیاید.

پذیرش تغییرات
درضمن بهتر است ازقبل فرزند اول را برای تغییرات جدید آماده کنیم؛ مثلا از فرزندمان بخواهیم در انتخاب رنگ و شکل و نیز خرید و چیدمان وسائل نوزاد به ما کمک کند تا به این ترتیب او قدرت سازگاری بیشتری با شرایط و تغییرات جدید پیدا کند و تصورنکند به وی بی توجهی شده است.

تولد نوزاد
علی از قبل باید بداند نوزاد چه زمانی به دنیا می آید و هنگامی که مادر منزل نیست چه کسی پیش او می ماند و درنهایت چگونه او باید با خواهر یا برادر تازه متولد شده اش برخورد کند. البته همه اینها باید خیلی عادی و معمولی توضیح داده شود، نه به گونه ای که در او استرس مضاعف به وجود بیاورد و نه به اندازه ای که ابهامی برایش باقی بماند. حتی می توانیم عکس های نوزادی خود علی را به او نشان دهیم و ماجرای تولدش را به شکل داستان برایش توضیح دهیم تا او با نوزاد همذات پنداری داشته باشد.

ورود نوزاد به خانه
باید توجه داشته باشیم که با ورود فرزند دوم به خانه، شیوه و برنامه زندگی فرزند اول نباید آن قدر تغییرکند تا حس بدی درفرزند اول به وجود بیاید، مثلا باید در همان ساعت مقرر به مدرسه برود. زمان خوابیدن و بیدارشدن و درکل نظام زندگی اش نباید تغییری بکند. فراموش نکنیم که لازم است فرزند اول در جریان همه چیز قرار بگیرد و برای اینکه نگران حال مادرو دلتنگ او نشود، حتما بعد از تولد نوزاد باید او را به دیدارهردوی آنها را ببریم و زمانی هم که همه به نوزاد توجه دارند، مادر حتما توجه بیشتری به فرزند اول داشته باشد تا او احساس دلتنگی و دوری از خانواده نکنید. بهتراست جلوی دیگران از کمکهای فرزند اول در این مدت به نوزاد و والدینش، تعریف کنیم؛ همچنین نباید فرزند اول را برای داشتن آرامش بیشتر خودش با نوزاد به اقوام دیگر بسپریم؛ چون این احساس جدایی، فرزند اول را آزرده خاطرمی کند.

همکاری با فرزند اول
بهتر است در انجام کارهای نوزاد حتما از فرزند اول کمک بگیریم؛ مثلا لازم است برخی از این کارها، مثل لباس پوشاندن، آماده کردن شیر یا... را به علی یاد بدهیم و درضمن هنگامی که نوزاد خواب است، سعی کنیم وقت بیشتری را به وی اختصاص بدهیم و حتما هم به او یادآوری کنیم که برایمان خیلی عزیز است.

مزایای داشتن برادر یا خواهر
فرزند اول باید بداند که داشتن یک خواهریا برادرچقدر می تواند جذاب باشد؛ مثلا بهتر است به علی بگوییم که او به عنوان برادر بزرگتر می تواند به عضو جدید خانواده چیزهای زیادی یاد بدهد و در آینده هم حتما هم بازی های خوبی برای هم خواهند شد. او باید تعریف مشخصی از خانواده داشته باشد و بداند اعضای خانواده چطور باید درتمام شرایط به همدیگر کمک کنند. ضمن اینکه هیچ کی نمی تواند به اندازه افراد یک خانواده به همدیگر نزدیک و صمیمی باشد.

واکنش های طبیعی فرزند اول
دادن آگاهیهای لازم به کودک به او کمک زیادی خواهد کرد، ولی باز هم باعث نمی شود هنگام تولد نوزاد تمام واکنش های او درست و بدون آسیب باشد. قبول کنیم با وجود تمام توضیحات، طبیعی است که علی باز هم رفتارهای خاصی ناشی از حسادت و خشم نسبت به فرزند دوم از خود نشان دهد. مثلا یکی از مشکلات علی این است که لجبازی های او خیلی زیاد شده و برای هرچیز مانند بچه های خیلی کوچک گریه می کند و قشقرق راه می اندازد و مدام از همه چیز ایراد می گیرد و گریه می کند. درهرصورت باید کاری کنیم تا کودک با خواهر یا برادر نوزادش ارتباط برقرار کند؛ البته شاید اوایل نوزاد را با خشونت درآغوش بگیرد و رفتار مناسبی با او نداشته باشد، اما به هرحال با مراقبت کامل والدین باید این ارتباط شکل بگیرد. گاهی هم بهتراست والدین به کودک توجهی نکنند و تنها سعی کنند او را به کمک کردن بیشتر تشویق کنند؛ یعنی فرزند اول باید بفهمد با انجام این حرکات، به خصوص با رفتارهای بچگانه خود، نمی تواند توجه والدین را به خود جلب کند.

تطبیق با شرایط جدید
درحقیقات وقتی به رفتارهای ناخوشایند و بچگانه علی توجه زیادی نشود، او میفهمد که چاره ای جز پذیرش شرایط جدید ندارد؛ البته بازهم نباید فراموش کنیم که وقتی توجه اطرافیان به فرزند اول کم شود، او تمام تلاشش را میکند تا نظر دیگران را به خود جلب کند. در اینجا از والدین علی هم خواسته شد تا از رفتارهای او خیلی تعجب نکنند و ضمن اینکه به او حق میدهند که بعد از شش سال، ورود عضو جدید برایش کمی سخت باشد، لازم است به او کمک کنند تا بتواند شرایط جدید را بهتر و آسان تربپذیرد و زیاد هم به خودش سخت نگذرد.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل و همچنین مراقبت های قبل و بعد از بارداری، با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید

ادامه مطلب...

زندگی بعد از تولد بچه

بسیاری از والدین که پیش از بچه دار شدن زندگی منظم و با برنامه ای دارند و پس از ورود فرزندشان به جمع خانوادہ اتفاقاتی مثل خواب نامنظم نوزاد یا تغذیه ی او موجب آشفتگی و پریشانی آنها میشود. طبیعی است که والدین تمایل دارند، روزشان منظم و پیش بینی پذیر باشد.
اما آیا ضرورتی را که برای برنامه ی روزانه خود احساس می کنید، برای فرزند تان نیز بهترین گزینه است؟ پاسخ این است که برنامه ی روزانه می تواند کارایی مطلوبی داشته باشد، اما باید زمان شروع برپایی برنامه ی روزانه و بهترین روش برای تداوم بخشیدن به آن را با دقت بررسی کنید. نوزادان از دنیایی می آیند که برنامه ای برای تغذیه وجود نداشته و آنها بر اساس زمان ساعت بدن خود می خوابیدند و بیدار می شدند. بنابراین در روزهای نخست تولد فرزندتان فشار آوردن به او برای پیروی از برنامه ی روزانه احتمالا کاری دشوار است و اگر به درستی پیشرفت نکند، باعث احساس استرس و آشفتگی شما خواهد شد.

زندگی مادر بعد از تولد بچه

اکثر مادران می خواهند دو مورد را مدیریت کنند - زمان تغذیه و خواب فرزندشان:

زمان تغذیه
از آنجا که شیردهی پستانی برای کوچولویتان بسیار مفید است، ارزشش را دارد که بر تثبیت تولید شیر خود تمرکز کنید. بهترین روش برای این کار شیردهی پستانی بر اساس درخواست نوزاد است. پس برای حداقل شش تا هشت هفته ی نخست باید فرزند تان را بنابر تقاضایش تغذیه کنید، بدون اینکه اصلا برنامه ی تغذیه ای در نظر داشته باشید.

برای مدیریت زمان در تغذیه نوزادتان به نکات زیر توجه داشته باشید.
اگر نوزاد زودهنگام متولد شده است یا وزن کسب نمی کند، شاید توصیه شود که او را از خواب بیدار کنید تا مطمئن شوید که او شبانه روزی حداقل هر سه ساعت یکبار تغذیه می شود.
اگر نوزاد رشد نمیکند شاید به شما توصیه شود که هنگام روز بر اساس درخواست تغذیه کنید، اما شب هنگام برای تغذیه او را از خواب بیدار کنید.

اجازه ندهید که فواصل تغذیه ای فرزنداتان هنگام روز بیش از چهار ساعت شود ترجیحاً سه ساعت و نیم پس از شروع تغذیه ی قبلی، اگر بچه هنوز خواب است، او را برای تغذیه از خواب بیدار کنید.
از شش هفتگی، اگر فرزندتان با شیر مادر در حال رشد است و هنوز هر دو ساعت شیر درخواست می کند، می توانید فواصل را به سمت تغذیه هر سه تا چهار ساعت افزایش دهید و برنامه ی تغذیه را در نظر بگیرید.

زمان خواب
از سوی دیگر اغلب برنامه ی خواب از همان آغاز باید مدیریت شود. در روزهای نخست، نوزاد به خواب زیادی نیاز دارد و احتمالا متوجه می شوید که بدون کمک شما، فرزندتان برای ده تا چهار ده روز نخست زندگی اش خوب میخوابد. اما حدود همین زمان، اکثر نوزادان هوشیارتر می شوند و شاید برای خوابیدن مبارزه کنند.

اگر فرزند تان خوابی را از دست داد یا برای مدت طولانی بیدار است، طبیعتا بیش از حد خسته یا ناراحت خواهد شد. این زمان خوبی برای شروع آشنا کردن فرزند تان با برنامه ی خواب است.
مسئله ی ضروری برای برنامه ی خواب بچه ها توجه کردن به زمان بیداری آنهاست. فقط پس از چهل و پنج دقیقه تا یک ساعت از بیداری، نوزاد باید برای خوابیدن آرام گیرد.

با توجه کردن به زمان بیداری او، آهنگ خواب روزانه ی انعطاف پذیری را برقرار می سازید که در حدود چهار ماهگی (که فواصل بیداری او طولانی تر می شوند) به برنامه ای روزانه بدل می شود.

شروع برنامه ی روزانه
زمانی که فرزند تان چهار ماهه است، می توانید برنامه ی روزانه ای را شروع کنید که پیش بینی پذیر و مناسب سن او باشد. این برنامه شامل موارد زیر خواهد بود:

تغذیه ی روزانه
سه تا چهار ساعت بین تغذیه های روزهنگام.

خواب روزانه
یک ساعت و نیم بین خوابهای روزهنگام.

برنامه ی خواب شبانه
زمان خواب منظم ساعت شش و نیم عصر، با برنامه ی استوار شبانگاهی که شامل موارد زیر باشد:
- حمام

- ماساژ بچه

- ماندن در اتاق بچه پس از حمام

- تغذیه به آرامی

- گذاشتن بچه در بستر هنگامی که او خواب آلوده، اما بیدار است.

برنامه ی خواب مادر
در روزهای نخست، برنامه ی شما پیرامون کوچولویتان می چرخخد و اگر انتظارات واقع بینانه ای داشته باشید، به احتمال زیاد برنامه ی جدید خود را با سهولت بیشتری می پذیرید. با در نظر داشتن این موارد، شما نیز نیازهایی دارید، پس برای آسان تر ساختن زندگی خود از این راهکارها بهره گیرید:

تغذیه ی شبانه را همیشه یک والد انجام دهد (که برای بچه های شیردهی پستانی شده مادر است)، در حالی که والد دیگر می خوابد.

والدی که شیردهی شبانه را انجام میدهد، پس از اولین تغذیه ی صبحگاهی می تواند بخوابد (خصوصا در تعطیلات آخر هفته).

برای ورزش برنامه ریزی کنید. اگر حامی یا شخصی را ندارید که فرزندتان را نزد او بگذارید، بین ساعت چهار و پنج بعد از ظهر پیاده روی با فرزند تان در کالسکه یا اویزی را برنامه ریزی کنید. به این ترتیب، از هوای تازه لذت می برید و از خانه بیرون می روید؛ به علاوه، این تحرک برای خواب فرزند تان مفید است.

برنامه ی شبانه را تعویض کنید تا مطمئن شوید که ساعت هشت و نیم شب به بستر می روید تا وقتی فرزند تان در خواب است، از خواب طولانی تری بهره برید.

خواب میان روز نیز برایتان عالی است. اما وقتی فرزندتان خوابید است، باید منظم باشید و از رسانه های اجتماعی، پست الکترونیک و خانه داری و کار دور بمانید.

پنج نکته ی مهم برای برپاسازی برنامه ای روزانه
۱. برای تنظیم و برقراری ،برنامه ی خواب روز هنگام ، به زمانهای بیداری فرزندتان توجه کنید.

۲. در چهار ماهگی، بر اساس زمان بین شیردهی ها، تغذیه ی روز هنگام باید نسبتا برقرار شده باشد.

۳. بنابر سن او، از فرزندتان انتظارات معقولی داشته باشید.

۴. انعطاف پذیر باشید؛ فرزند تان اطلاعات شما در مورد لزوم خواب و تغذیه منظم را ندارد!

۵. برای وقت به بستر رفتن شامگاهی  برنامه ای  را برپا سازید که آهنگ خواب شبانه را تنظیم کند.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید

ادامه مطلب...

علت دروغگویی در کودکان چیست؟

کودکان ذاتاً با کدهای اجتماعی به دنیا نیامده اند و این کدها را از والدینشان می آموزند! در حقیقت، آنها بیشتر عادتها و بایدها و نبایدها را با نگاه کردن به پدر و مادرشان یاد می گیرند. در ادامه، رفتارهای کودکان را از سه تا ده سالگی مورد بررسی قرار می دهیم تا دریابیم که میزان دروغگویی در این سنین به چه صورت است.

دروغگویی کودکان

کودکان ۳ تا ۷ سال: برای زنده ماندن، این کودکان بیش از اندازه به وجود والدینشان نیازمندند. به همین دلیل، نمی توان سخنان آنها را دروغ دانست؛ زیرا این کودکان شناخت چندانی از دنیا ندارند. پس بهتر است درباره سخنانشان به جای واژه «دروغ» از کلمه «اشتباه» استفاده کنیم؛ برای مثال، مادری از فرزند چهارساله اش می پرسد: «آیا تو این گلدان را شکسته ای؟» و فرزند پاسخ میدهد: «من نبودم!» در این کلام، کودک می خواهد از زیاده گویی برای اثبات بی گناهی خویش پرهیز کند!

کودکان بین ۷ تا ۱۰ سال: در این سنین، تا حدودی، کودکان دنیای اطراف خود را شناخته اند؛ ولی شاید از هر ده کلام ان ها شش یا هفت تایش دروغ باشد! بنابراین سن «دروغ گویی» کودکان همین سال هاست؛ اما ما چگونه این دروغ گوهای کوچک را بشناسیم و علت دروغ گویی شان را تشخیص دهیم؟!

به موارد زیر توجه کنید
اشتباهات: برای مثال، فرزند شما کار اشتباهی انجام داده و شما بازخواستش می کنید. او به اشتباهشی واقف است؛ همچنین میداند که شما نیز از اشتباه او مطلع هستید. پس علت دروغگویی او چیست؟! شاید شما جریمه ای را برای خطای او درنظر گرفته اید و او میداند که از آن چشم پوشی  نخواهید کرد؛ بنابراین ترجیح میدهد که اشتباه انجام شده گردن نگیرد! به همین سادگی!

ترس: شاید شما همیشه در برابر دروغ فرزنداتان موضع گیری می کنید و این موضع گیری کودک را از شما و رفتارتان میترساند. او می ترسد؛ زیرا میداند که به زودی باید صورت خشم آلود شما را مشاهده کند؛ حتی قهرکردن شما را نوعی تنبیه تلقی می کند یا در موارد شدیدتر می ترسد که شما به تنبیه بدنی متوسل شوید!

بزرگ نمایی در بین همسالان: با سرزدن به مدرسه فرزند تان، ملاحظه می کنید که کودکان زیادی در کنار او حضور دارند، اما فرزندتان تمایل دارد که از دیگران بالاتر باشد. بنابراین متوسل به گفتن حرفهای غیرواقعی می شود؛ یعنی، دروغ می گوید. زیرا بنا به تصور خود، باید کاری انجام دهد یا حرفی بزند که در گروه همسالانش برتر و متمایز شود؛ برای مثال، دوستش میگوید: «من یک اسباب بازی جدید خریدم.» و او در پاسخ میگوید: «آیا آن را از کارخانه اسباب بازی پدرمن تهیه کردی؟!»

والدین سخت گیر: اگر والدین آزادی نسبی را در اختیار فرزندشان قرار ندهند، آنها به طور خودکار برای پرکردن این خلا به دنبال راه حل یا راهکاری دیگر می گردند؛ در نتیجه بهترین راهکار را دروغگویی میدانند. زیرا در پی آن هستند که برای خودشان قلمرویی تعیین کنند و در ان احساسی آرامش داشته باشند. در این مواقع، مشاور خانواده از والدین میخواهد تا ازادی نسبی را در حضور خود در اختیار فرزند یا فرزندانشان قرار دهند. به این ترتیب، آنها دیگر مجبور به دروغگویی نخواهد بود.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید.

ادامه مطلب...

آموزش مدیریت مالی به کودکان

هرسال در ماه اسفند خوشحال بودیم که کم کم عید و تعطیلات نوروزی از راه میرسد و ما هم بی خیال مشق و مدرسه از همان لحظه ای که پای سفره هفت سین، می نشینیم، عیدی می گیریم تا آخرین خانه ای که برای دید وبازدید عید میرویم. اصلا یکی از شور و شوق های اصلی ما برای رسیدن سال نو، گرفتن عیدی و فکر خرج کردنش بود؛ اینکه حالا با این پولی که جمع کردم، چه می توانم بخرم و چه کار می توانم بکنم. البته عایدی های ما همیشه هم به پول ختم نمی شد؛ ولی معمولا برای شگونش هم که شده یک اسکناس همراهش بود که وقتی همه را با هم می شمردیم بالاخره یک چیزی می شد با آن خرید ... اون موقع که ما کلی با همین پول های عیدی ذوق می کردیم و خوش بودیم؛ حالا هرقدر هم که کم؛ ولی هرچی بود دوست داشتیم و برامون خیلی با ارزش بود ... . ولی الان بچه ها کمتر از قبل، از دیدن یک کارتون قشنگ، رفتن به پارک یا گرفتن هدیه با یک اسکناس متبرک عیدی شاد می شوند و دلخوش . شاید چون الان دیگه بچه ها امکانات و بازیهای بیشتری در اختیار دارند و همین موضوع باعث شده است کمترقدر چیزهایی را که دارند بدانند. با وجود این هنوز مشتاق گرفتن عیدی هستند و با رفتن به هر خانه ای منتظراضافه شدن میزان اسکناسهای در جیبشان . ولی چطور میتوانیم به بچه هایاد بدهیم که قدرهرچیزی را که دارند یا هر هدیه ای که می گیرند، بیشتر بدانند. آنها می توانند از همین حالا پس اندازکردن یا بهتر استفاده کردن از پول هاشان را یاد بگیرند تا در آینده نیز پول هایشان را بی رویه و بی حساب وکتاب خرج نکنند.

مھارتی به نام سواد مالی

تربیت کودک و آموزش مهارت های مختلف به او مقطعی نیست بلکه فرایندی است که باید از ابتدا آن را پایه گذاری کرد. یکی از این مهارت ها هم روش درست خرج کردن پول یا پس اندازکردن آن است که بهتراست از همان ابتدا کودک آن را فرا بگیرد. معمولا هنگام دید وبازدیدهای عید، کودکان پول بیشتری دستشان می آید ولی ما چگونه میتوانیم نقش آموزشی غیرمستقیمی برنحوه نگهداری یا خرج کردن پول های عیدی آنها برایشان داشته باشیم؛ زیرا بدین ترتیب استقلال کودک نیز حفظ می شود؛ درواقع ما نباید این حس را به او منتقل کنیم که می خواهیم برای نحوه خرج کردن پول هایش تعیین تکلیف کنیم. وقتی فرد در کودکی بتواند روش درستی را برای خرج کردن پول هایش داشته باشد، قطعا در بزرگسالی هم بهتر می تواند از پس این کاربرآید. توجه داشته باشیم مهارت سواد مالی و چگونگی خرج کردن پول در آینده، موفقیت بیشتری را ازلحاظ مالی برای فرد به ارمغان می آورد تا داشتن سواد دانشگاهی.

آموزش های اولیه
معمولا بچه های یکی دوساله از ارزش پول آگاهی ندارند و چیزی از مفهوم عدد یا پول سردرنمی آورند، ولی می توانیم کم کم ارزش کاهش ضایعات را به انها یاد بدهیم؛ مثلا اگر یک لیوان شیر به کودک دادیم و فقط نصفش را خورد، باید به او یاد بدهیم که این نصفه هم ارزش دارد و نباید خراب شود. درواقع کودک باید بتواند ارزش هر چیزی را بداند و از آن لذت ببرد. ضمن اینکه می توان به تدریج مدیریت اقتصادی را در بچه های زیر ۳ سال به طور عملی آموزش داد؛ مثلا به آنها یاد داد که نباید هیچ چیزی را بی خودی دور ریخت و حتی اگر چیزی را میل نداشتی، می توانی بعدا آن را بخوری. معمولا در خانواده هایی که اقتصاد جایگاه تعریف شده ای دارد، اشفتگی و ناهماهنگی وجود ندارد که هرکسی هرطور دوست دارد رفتار کند و بیخودی پولش را هدر دهد و این الگو را کودک نیز کم کم از خانواده خود یاد میگیرد. به کودک هم می توان این مفاهیم را با زبان خودش یاد داد. برای بچه های ۳ سال به بالا داشتن قلک و مفهوم ارزش پس اندازکردن پول ضروری است؛ همان گونه که برای یک نوجوان داشتن حساب پس انداز با ارزش است. کم کم می توان به شکل بازی به کودک ارزش میزان سکه یا اسکناس را آموخت و اینکه برای مبادله و خرید هرچیز باید پول پرداخت. ضمن اینکه باید به تدریج فرق «نیاز» و «خواسته» را برای او مشخص کنیم؛ به این صورت که وقتی ما می رویم فروشگاه، خریدن مواد غذایی یک نیاز محسوب می شود؛ ولی هر روزلباس یا اسباب بازی نمی خریم و می توان رسیدگی و توجه به خواسته ها را اولویت بندی کرد؛ یعنی داشتن اسباب بازی یک خواسته محسوب می شود و نه یک نیاز که برای رسیدن به آن باید صبر کرد و باید بتوان بین موارد ضروری وغیرضروری تفکیک قائل شویم.

آموزش خرید کردن ومدیریت مالی
کودک از ۵ سالگی به بعد می تواند کم کم خرید کردن را یاد بگیرد؛ مثلا می توانیم به او بگوییم: «برو با این ۲ هزار تومن شیربخرو چون قیمت شیر ۱۵۰۰ تومانه ، تو باید ۵۰۰ تومان برگردونی» این گونه آموزش ها به تدریج ارزش پول را به کودک نشان می دهد. ضمن اینکه مفاهیمی چون کمتر و بیشتر و درواقع ارزش را نیز بهتر متوجه میشود و بعد مثلا می توانیم بگوییم: «ولی قیمت ماست ۵هزارتومانه و از شیر بیشتره. یعنی باید مفهوم اعداد را بدون اینکه حتی بتواند آنها را بنویسد کم کم یاد بگیرد و کمیت آنها را بفهمد. به این ترتیب کودک به طور غیرمستقیم با مفاهیم جمع و تفریق آشنا می شود.

آموزش مفهوم بودجه خانواده و پول توجیبی
در سنین ۷ سال به بالا و وقتی کودک به درستی با مفهوم اعداد آشنا می شود می توانیم به او بگوییم که با توجه به بودجه خانواده، ما چگونه باید خرید کنیم و به چه میزان باید برای آینده پس انداز داشته باشیم؛ بنابراین می توانیم به کودک بگوییم با توجه به درآمد خانواده، پول تو جیبی تو هم می تواند به چه میزان باشد و تو هم سعی کن برای خودت پس اندازی داشته باشی تا به موقع بتوانی از آنها استفاده کنی، تو باید بتوانی پولت را به بخش های کوچک تر تقسیم کنی؛ همان طور که ما این کار را انجام می دهیم؛ مثلا قسمتی از پولمان را به خرید مایحتاج ضروری اختصاص می دهیم، قسمتی را به تهیه خواسته های افراد خانواده، قسمتی را برای پرداخت قبض های مختلف برق، آب، گاز و ... بدین ترتیب کودک متوجه میشود که ارزش و کارایی چقدر است و چطور باید آن را تقسیم بندی یا خرج کرد. ضمن اینکه برای رسیدن به خواسته خود باید صبورباشیم و یا اگر چیزگران یا غیرقابل استفاده ای می خواهد می توانیم به او یاد دهیم که گاهی باید از داشتن آنچه خیلی دوست دارد صرف نظر کند و همیشه نمی تواند هرچیزی را که می خواهد داشته باشد. درکنار همه اینها می توانیم به او بخشش کردن را هم بیاموزیم و به او یاد دهیم خرید کردن برای دیگران و کسانی که دوستشان داریم می تواند به اندازه خرید کردن برای خودمان لذت بخش باشد.

اسکناس های عیدی
گاهی می توان به کودک گفت اگر چیزی می خواهد و دوست دارد حتما آن را داشته باشد میتواند آن را با پول های عیدی خودش تهیه کند و حالا اگر مقداری هم کم داشت ما می توانیم به او کمک کنیم. درواقع کودک باید ارزش پول و صبرکردن برای خرج کردن آن را بیاموزد. کاری که ما برای ایام عید می کنیم این است که قبل از فرارسیدن تعطیلات و گرفتن عیدی به کودک بگوییم یا خودش همه عایدی هایش را جمع کند یا اگر دوست دارد همراه ما به بانک بیاید و بازکردن حساب بانکی و پس انداز را یاد بگیرد: کمتر می توانیم کودک را به پس اندازکردن در همان قلکش تشویق کنیم. ولی حتما به او اجازه دهیم اختیار خرج کردن پول عیدی خودش را داشته باشد؛ چون متعلق به خود اوست. ضمن اینکه به او پیشنهاد یا جهت هایی هم می دهیم که بهتربتواند تشخیص دهد چه چیز مناسبی برای خودش تهیه کند. درواقع ما باید همان طور که به کودک در محیط خانه، مدیریت عاطفی - روانی را آموزش می دهیم، مدیریت داخل و خرج را هم بیاموزیم تا در آینده هم مدیریت مالی بهتری داشته باشد.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید.

 

ادامه مطلب...

ریشه یابی دروغگویی در کودکان

پارسیان آوید: اولین بار که شنید دخترش دارد برای دوستش چیزهایی تعریف میکند که به نظرش از واقعیت به دور بودند، خیلی نگران شد: (ما همیشه تابستونها میریم شمال، ویلای خودمون که خیلی بزرگ و قشنگه. خیلی هم خوش می گذره. من هم هر کاری بخوام می توانیم یکنم و...) . "چرا دختر کوچولوی من باید این حرفها را بزند یعنی او به راحتی دروغ می گوید؟ آخر ما که دروغ نمی گوییم: پس  بچه از کجا یاد گرفته است؟ حالا باید چه کار کنم؟ نکند اگر جلویش را نگیرم دروغگو باربیابد و… "

دروغ و دروغگویی چیزی است که اکثر افراد آن را تجربه کرده اند، ولی این موضوع درمورد کودکان کمی متفاوت است؛ اینکه کودکان واقعا از چه سنینی چیزهایی می گویند که میتوان نام دروغ را بر آنها گذاشت و اینکه در این موارد چگونه باید برخورد کنیم و اصلا ریشه و علل این رفتارها چیست موضوعی است که شاید برای همه ما جای سوال باشد.
درمورد دروغگویی کودکان، باید به این نکته توجه کنیم که مفهوم این واژه، در کودکان، نوجوانان و حتی در بعضی مشکلات و اختلالات یکسان نیست. درواقع بزرگسالان تشخیص می دهند که چه چیزی واقعیات و چه چیزی خیالی است و چه چیزی را خودشان عامدانه تحریف میکنند، ولی درمورد کودکان زمانی می توانیم بگوییم آنها دروغ می گویند که مرز خیال و رویاپردازی را بدانند و این رفتار را آگاهانه انجام بدهند. گاهی فرد چیزی میگوید که به نظر ما دروغ است، ولی خود او اگاه نیست چیزی که می گوید، واقعیت ندارد. گاهی نیز افراد فقط برای جلب توجه بیشتر دست به دروغگویی می زنند که در اینجا نیز نمیتوانیم صرفا برچسب دروغگویی را بزنیم؛ درواقع افراد دروغگو کسانی هستند که آگاهانه، عامدانه و با هدف مشخصی دروغ میگویند؛ مثلا خیلی حساب شده و برای رسیدن به خواسته هایشان دروغ میگویند و می خواهند به نتیجه خاصی برسند.

دروغ گوئی درکودکان

درمورد کودکان مفهوم دروغ را با توجه به مسائل رشدی آنها بررسی میکنیم. کودکان تا حدود ۵-۶ سالگی بیشتر خیالپردازی میکنند؛ چون هنوز درک مشخصی از دروغ در ذهنشان نقش نبسته است. حتی بازیهایی هم که بچه ها در سنین ۲-۳ سالگی می کنند، بازیهای اجتماعی نامیده نمیشوند و به اصطلاح به آنها بازیهای «موازی» میگویند، یعنی کودک برای هرچیزواقعی معادلی در دنیای خیالی اش دارد؛ مثلا قوطی کبریت یا یکی از اسباب بازی هایش را کنار گوشش نگه میدارد و وانمود می کند که دارد با تلفن صحبت می کند؛ درست همان طور که بزرگسالان با تلفن صحبت می کنند. بنابراین وقتی یک کودک سه ساله از خیالپردازی ها و رویاهایش صحبت می کند، نمی توانیم بگوییم که دارد دروغ میگوید؛ بلکه این رفتار می تواند بخشی از خلاقیت او باشد؛ یعنی اگردران سنین بتوان با کودک صحبت کرد و به او اجازه داد تا به راحتی درمورد تصورات ذهنی، خیال ها و فانتزی های خود سخن بگوید باعث رشد بیشتر خلاقیت دراو می شود. اما بسیاری از والدین با برخورد نامناسب باعث سرکوب یا درونی شدن این ویژگی در کودک می شوند.

جانشینی واقعیات به جای تخیلات
همزمان با رشد کودکان از چهار تا پنج سال به بعد، کم کم تخیلات جای خود را به واقعیت میدهند، ولی اگر کودکان در این رده سنی همچنان دوست های خیالی داشته باشند و از موضوعاتی سخن بگویند که به نظر واقعی نمی رسند بهتراست معنای دروغ را در آنها کنکاش کرد و به بررسی علل و عوامل آن پرداخت؛ البته این موضوع اغلب در بین کودکانی شایع است که گوشه گیر هستند و تمایلی به پیداکردن دوست و ارتباط گرفتن با آنها ندارند. کودکان از هفت سالگی به بعد به تدریج با معنی دروغ آشنا می شوند و می دانند که دروغ گفتن چیز خوبی نیست. البته بنا بر نظر برخی روان شناسان نظریه پرداز رشد اخلاقی کودک زیر ۷ سال بیشتر مبتنی برترس از تنبیه یا میل به تشویق یا تایید است؛ بنابراین کودکان در این سنین طوری رفتار می کنند که خوشایند والدینشان باشد و در واقع بیشتر درصدد جلب توجه والدین خود هستند. معمولا کودکان اگر نتوانند تایید والدین را دریافت کنند دچار اضطراب میشوند که در دوران بزرگسالی آنها را مستعد ابتلا به بعضی اختلالات می کند.
در روان شناسی اصطلاحی داریم به نام «انعکاس»؛ یعنی هویت کودک از نوع نگاه و برداشت مادراز کودکش شکل میگیرد. کودک در بدو تولد هویت شکل یافته و کاملی ندارد، بلکه با مجموعه ای از ویژگی های سرشتی به دنیا آمده است و آن چیزی که مادراز کودک می بیند درواقع آینه ای می شود برای کودک، تا خودش را همان گونه که مادرمی بیند باور کند؛ مثلا اگر ما جلوی کودک می گوییم که بچه ای بدقلق و بازیگوش است، خود او هم کم کم آن را باور می کند. زمانی هم که مادربگوید بچه سه ساله من دروغ میگوید به تدریج خود کودک هم باور میکند که دروغگوست؛ البته سرشت و مزاج کودک و همچنین میزان آگاهی مادر در ارزیابی او از فرزندش نقش مهمی دارد. اگر مادری افسرده باشد و گاهی صبر و تحمل کافی برای بعضی بدقلقی های طبیعی فرزندش را نداشته باشد؛ مجموعه و مدل و نوع رفتارهای مادر آینه ای می شود برای رفتار خود کودک. مثلا وقتی مادر با بی حوصلگی کودک را طرد یا با او قهرمی کند، کم کم احساس گناه در کودک شکل می گیرد، زیرا رفتار مادر حس خوب نبودن را به کودک منتقل می کند. به طورکلی می توان گفت عواملی مانند شخصیت، آگاهی مادر، سلامت روان مادر، تایید والدین، معلمان و مربیان و همچنین نوع پیام هایی که کودک از اطرافیان و دیگران می گیرد، در نوع رفتارو شکل گیری شخصیت او بسیار مهم است.

علل وعوامل دروغ گوئی کودکان
دروغ در کودکان زیرهفت سال، اغلب برای جلب توجه و تایید والدین گفته می شود. درواقع کودک وقتی نمی تواند از طریق رفتار مثبت توجه والدینش را جلب کند، سعی میکند ازطریق منفی توجه والدین را به خود جلب کند، حتی اگر توجه منفی، توأم با سرزنش باشد. بدین ترتیب هرقدر که والدین، کودک را بیشتر سرزنش میکنند، کودک هم بیشتر به این رفتار خود ادامه میدهد. یکی از عوامل مهم دروغگویی در نوجوانان احساس حقارت یا نداشتن اعتماد به نفس است. والدینی که در جمع های خانوادگی کودکان خود را توهین، سرزنش یا تحقیر می کنند یا معمولا از آنها ایراد میگیرند، باعث می شوند کودکان در دوران نوجوانی به دروغ پناه ببرند تا بتوانند ضعفهای خود را بپوشانند؛ بنابراین هرگاه نوجوان خود سرزنشگر، در جمع هایی حضور مییابد که میل به تایید و پذیرفته شدن ازسوی افراد دیگر داشته باشد، از روش های نادرستی مانند دروغگویی این تایید را دریافت میکند؛ زیرا وی خود واقعی اش را سزاوارتایید و احترام و توجه نمی داند.
گاهی دروغگویی کودکان به دلیل الگوبرداری از والدینشان است. کودکان به شدت تحت تاثیر رفتار والدین خود قرار دارند. گاهی والدین به صورت ناآگاهانه کودک را در جهت دروغ گفتن ترغیب می کنند و درواقع دروغگویی او را تایید می کنند و بدین ترتیب کودک نیز به دروغگویی ادامه میدهد. گاهی نوعی تعارض در رفتار والدین دیده می شود؛ یعنی جایی که قرار است کودک دروغی به مصلحت مادر یا خانواده بگوید، دروغگویی او را تایید می کنند، اما زمانی که کودک دروغ جدیدی را بگوید، تنبیه می شود. گاهی انتظارات بالا از کودک او را به سوی دروغگویی سوق می دهد؛ به ویژه در سنین شش سال به بالا وقتی از کودک بیش از توان و ظرفیت او انتظار داشته باشیم، کودک برای راضی کردن والدین از دروغ استفاده می کند. بعضی اوقات نیز کودک برای دفاع از خود دست به گفتن دروغ میزند؛ یعنی وقتی کودک در موقعیتی قرار می گیرد که می خواهد از خود دفاع کند گاه درمقابل فشاری که از داد زدن ها یا شماتت های والدین متحمل می شود ناچاردست به دروغگویی می زند و بدین ترتیب به نوعی از خود محافظت میکند.

به اندازه کافی خوب باشیم ...
قبل ازهرچیزوالدین باید حتما علت دروغگویی های فرزندشان را بدانند تا مانع ادامه یافتن آن شوند؛ مثلا اگر کودک به خاطر ترس از توقعات بیش از حد ماد روغ می گوید، باید سطح توقعاتمان را کم کنیم. همچنین لازم است ویژگی های ذاتی و شخصیتی فرزندمان را بشناسیم و متناسب با آنها رفتار کنیم و مراقبتهایمان نیز باید به اندازه کافی، لازم و متناسب با خواسته های کودک باشد. گاهی وقتی رفتارمان به اندازه کافی خوب نباشد و بخواهیم بیش از اندازه به کودک تذکردهیم و دائم او را سرزنش کنیم، او ترجیح میدهد کارها و رفتارهای خود را انکار کند و بیشتردروغ بگوید؛ ضمن اینکه در محیط خانواده باید اهمیت صداقت به خوبی شناخته شود و رفتارهای افراد خانواده هم مطابق با آن باشد. خیلی مهم است کودک به خاطر رفتارهای صادقانه خود تایید و توجه والدین را دریافت کند.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید.

 

ادامه مطلب...

تربیت صحیح فرزند با وضع قوانین

برای فرزند نوپای شما درک قوانین و محدودیت ها بسیار اهمیت دارند، گرچه شاید به عنوان والدین اجرای آن برایتان دشوار باشد. وقتی محدودیتهای کافی برپا شد، کودکان ایمنی و حمایت بیشتری را احساس خواهد کرد. این رهنمودها به فرزندتان نیز کمک می کند تا رفتارهای پسندیده و ناپسند را یاد بگیرد و با کنترل خود و خود انضباطی از بدی ها دور شود - حتی در آینده برای خودش نیز محدودیتهایی را برپا سازد. اما اجرای چنین قوانینی اغلب به بدخلقی و سرکشی کودکان منتهی می شود و والدین را سرگردان می کند که آیا این عمل ارزش چنین کارهایی را دارد. حقیقت این است که برقراری این محدودیتها ضروری است، خصوصا برای آینده فرزندتان - البته قرار نیست برقراری آنها به کابوس بینجامد.
باید از سن رشد فرزندتان و اینکه چه قوانینی در این سن مهم است، اگاه باشید. در تصمیمات خود اعتماد به نفس داشته باشید و روش مبارزه ی خود را دقیق برگزینید. مثلا اگر صبحها فرزندتان نمی خواهد لباس بپوشد و دلش میخواهد تلویزیون تماشا کند، بهتر است قانون و محدویتی برپا سازید که در آن تماشای تلویزیون هنگام صبح به طور کلی ممنوع باشد. این عمل از ادامه ی مشاجره ها پیشگیری می کند. اما در زمان مجاز تماشای تلویزیون و زمان پخش برنامه های کودکانه چنین قانونی را اجرا نکنید.

تربیت صحیح فرزندان

به زمان هایی که فرزند نوپای شما برای عبور از مرزها (محدودیتها) تلاش می کند، توجه کنید. اگر این عمل در مرکز خرید یا کنار دوستان است، از قبل فکر کنید و برای کاهش میزان جدل یا ناله ها راهکاری برنامه ریزی کنید. باید هر رفتاری را که به گونه ای فرزندتان یا دیگران را در معرض اسیب قرار میدهد، کنترل کنید.

ھمه ی چیز درباره ی انتخاب
بچه های نوپا می خواهند کنترل زندگی خود را در دست داشته باشند، اما واقعیت این است که در اختیار قرار دادن چنین امکانی برای فرزندتان می تواند موجب سردرگمی و کلافگی او گردد. با دادن حق انتخاب به فرزند کوچکتان و "نه" نگفتن به درخواستهایشان، به او اجازه می دهید که تا حدودی بر زندگی خود کنترل داشته باشد. این کار بر استقلال آینده ی او نیز اثر دارد. اگر دائماً به فرزنداتان بگویید که چه بکند و چه نکند، چگونه باید یاد بگیرد که انجام دادن چه کاری درست است و چه کاری نادرست! بهترین روش برای حق انتخاب دادن به فرزندتان و بدون اینکه او را رها کنید، این است که به او دو گزینه ی حق انتخاب دهید. مثلا اجازه دهید که او آنچه برای صبحانه می خواهد را انتخاب کند، اما مطمئن شوید که او فقط دو خوراکی برای انتخاب دارد( او می تواند میوه ها با ماست را برگزیند)

پرت کردن حواس، بهترین دوست
مادران :
آیا تا کنون متوجه شده اید که فرزندتان بدون داشتن تمرکز کافی فقط برای مدت کوتاهی با وسایل اطرافش سرگرم می شود! هنگامی که بچه ی نوپای شما بدخلف شده است یا در خطر آسیب رساندن به خود یا دیگران قرار دارد و نمی تواند رفتار خود را کنترل کند، شما می توانید با استفاده از همین تمرکز کوتاه فرزندتان او را از آن وضعیت خارج سازید - فرزند تان را بلند کنید و او را از اشیا یا اشخاصی که باعث تنشی او شده اند، دور کنید. دادن وقت تنفس به فرزندتان به او کمک می کند تا از آن وضعیت ناراحت کننده دور شود. در نتیجه، برای آرام کردن خود فرصت مناسبی در اختیار داشته باشد.

به واکنش خود دقت کنید:
بچه های نوپا عاشق شکستن محدودیتها هستند و به واکنش شما توجه می کنند. زود یا دیر عصبانی خواهید شد و میخواهید فریاد بکشید یا او را تنبیه کنید. سعی کنید رفتار خود را کنترل کنید، زیرا برقراری انضباط هنگام عصبانیت هرگز درست نیست. ترجیحا تا سطح فرزندتان پایین بیایید و درباره ی رفتارش با آوایی محکم و صمیمانه حرف بزنید. اما  توضیح ندهید که چرا چنین قانونی را گذاشته اید، یا اینکه چرا رفتار او بیش از یک بار پسندیده نبوده است - تکرار کردن خودتان فقط به کلافگی شما می افزاید و به همین ترتیب، به فرزندتان فرصتی میدهد تا در این باره با شما بحث کند. تلاش برای متقاعد کردن یا بحث با فرزند نوپا بی فایده است. نباید علت محدودیتها را بیش از یک بار توضیح دهید.

برمثبت اندیشی متمرکز شوید:
اگر کسی دائما برای هر رفتار "بد"ی که انجام داده است، توبیخ شود، تقریباً هیچ کس برای اجرای رفتار درست تلاشی نمی کند. بنابراین به جای تمرکز بر اشتباهات فرزند نو پایتان بر آنچه او درست انجام می دهد، متمرکز شوید. برای تثبیت رفتار درست، توجه نشان دادن به تغییرات مثبت در رفتار فرزنداتان مفید است. استفاده از روش پاداش دادن به رفتار های صحیح نیز راه گشاست، اما فقط برای مواردی از آن استفاده کنید که او هنوز برای اصلاح رفتارش نیاز به کمک دارد. جز این موارد، پاداشی بهتر از عشق ورزیدن و تشویق فرزندتان وجود ندارد.
هیچ کس دوست ندارد به او گفته شود، چه بکند و چه نکند. بنابراین، طبیعی است که در مقطعی کوچولوی شما ناراحت شود. امکان دارد بدخلقی و گریه کند یا فریاد بزند - شما میخواهید که زمین دهان باز کند و در آن فرو بروید. هرچند سخت باشد، سعی کنید به این فورانهای احساسی واکنش نشان ندهید یا فقط چون احساس ناراحتی یا شرمندگی می کنید، اوضاع را بپذیرید. هم به قوانین و محدودیتهای خود پایبند باشید، و هم به احساسات و واکنش فرزند نوپای خود توجه کنید. با بیان کردن نکات ضروری به فرزند تان اجازه دهید که او از چگونگی احساسات شما آگاه شود و به این ترتیب، شما نیز از احساسات ورای واکنش فرزنداتان مطلع خواهید شد. اگر فرزندتان پیش از شام بیسکویت دیگری می خواهد، به او بگویید: " یک بیسکویت دیگه امکان ندارد. می دونم که واقعا اون رو می خوای و می فهمم که تا چه اندازه ناراحت شدی، اما نمی تونی یکی دیگه بخوری." شاید این گفت و گو اوضاع را فوراً درست نکند، اما این عمل به فرزندتان یاد میدهد که در آینده چگونه با احساسات خود کنار بیاید.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید.

 

 

ادامه مطلب...

کارتون درمانی و آموزش مفاهیم به کودکان

شاید تا امروز کارتون ها و انیمیشن هایی که برای فرزند تان تهیه می کردید، فقط نقش «قوطی بگیر و بنشان» را داشتند که هروقت سر هر مساله ای با فرزند تان دچار مشکل می شدید یا زمانی که حوصله بازی و گوش دادن به حرفهایش را نداشتید با گذاشتن یک سی دی در دستگاه پخش، همه سر و صداها را می خواباندید و با فراغ بال و بدون مزاحمت یک کودک کنجکاو به کارهای خودتان مشغول می شدید. اما هیچ می دانید که از همین کارتون ها می توانید برای تربیت فرزند تان استفاده کنید؟ تا به حال عبارت «کارتون درمانی» به گوش تان خورده؟! که اگر نخورده باشد هم تعجبی ندارد چون کارشناسان معتقدند کار چندانی در این زمینه در کشور ما انجام نشده است. اما خوب است بدانید در بسیاری از  کشورهای دنیا، متخصصان دست به دامان شخصیتهای کارتونی می شوند. تا مسائل مختلف و مفاهیم متفاوت را به کودکان بیاموزند - مثلا همین انیمیشن «پاندای کونگ فوکار» که تا امروز سه فیلم بلند و سریال ۸۰ قسمتی از آن ساخته شده در انتقال مفاهیم بی شماری به کودکان موثر است. در این مطلب قصد داریم از دریچه چشم یک کارشناسی به این انیمیشن نگاه کنیم و ببینیم تماشای این کارتون، چه پیامدهایی برای فرزندان ما در پی دارد.

کارتون درمانی

قهرمان آنها، قهرمان ما هم هست؟
در این کارتون سعی شده یک سری باورهای اجتماعی که از نظر فرهنگی، فردی یا جامعه شناسی مورد نیاز است به بچه ها داده شود که شاید بعضی از این  باورهای جامعه ما همخوانی نداشته و به همین خاطر مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته باشد. اما از طرفی هم نباید فراموشی کنیم بچه ها زیاد کارتون میبینند با قهرمان قصه هایشان ارتباط برقرار میکنند و آنها را دوست دارند. کارتونها می توانند یکی از بهترین وسایل آموزشی برای بچه ها باشند و ما باید غیر از مدرسه و کتاب و در شب انباری پر از وسایل آموزشی داشته باشیم که کارتون یکی از آنهاست. این موضوع در کشور ما کمرنگ است و به نظر من هنوز نتوانسته ایم باورهای مذهبی و اجتماعی مان را درست و حسابی به بچه ها نشان بدهیم. در این انیمیشن قهرمان داستان در ارتباط با فرهنگ و جامعه خودشان ( چین باستان )انتخاب شده است. با توجه به اینکه بچه ها را با فرهنگ و تاریخ جامعه پیوند می زنیم، انر کداری اتفاقات آن داستان و شخصیت قهرمانانی بر کودکی بیشتر میشود و همین موضوع، هرچند برای ماخوشایند نباشد اما برای آن جامعه یک اتفاق مثبت است.

مثبت ها بیشتراز منفی ها
جدا از بحث مثبت و منفی بودن انیمیشنی مثل «پاندای کونگ فوکار» باید توجه کنیم که بچه ها به هر حال این کارتونها را می بینند و توصیه اکید ما به والدین این است که حداقل یک بار، همراه فرزندشان، هر کارتونی را تماشا کنند. بچه ها یک کارتون را چندین و چند بار می بینند و ما به عنوان پدر و مادرشان، فقط وظیفه تهیه این کارتونها را نداریم، باید سعی کنیم حداقل یک بار همراه انها کارتون را تماشا کنیم تا نقاط مثبت را برایش پررنگ سازیم. اتفاقا در همین انیمیشن می بینیم که در کنار «پو» هم شخصیت های جورواجوری حضور دارند اما پو در عین حالی که سعی می کند «خود» خودش را حفظ کند (میبینیم که تا آخرین سری همان شوخ طبعی، مهربانی و سادگی را که در قسمت اول دیده ایم، همچنان دارد) تلاش میکند از آدمهای دور و برش هم نقاط مثبت شان را بگیرد. مسلما این کارتون برای فرهنگ ما ساخته نشده، پس نباید انتظار داشته باشیم همه ارزشهای ما را به فرزندمان منتقل کند اما برای مخاطبشی که یک کودک است، نکات مثبت زیادی دارد. یادمان باشد فرزند ما با مخاطب اصلی این فیلم هایک وجه اشتراک بزرگ دارد؛ اینکه هر دو کودک هستند!

تپل ورزشکار
این کارتون نکته مثبت دیگری که برای بچه ها دارد این است که تو خوابش را هم نمی دیده که قهرمان شود اما وقتی این اتفاق بسیار مهم می افتد، او همچنان سادگی، مهربانی و شوخ طبعی اش را حفظ میکند و این نکته برای بچه ها بسیار اموزنده است. «ناامید نباشید، شما هر ویژگی که داشته باشید، می توانید در همان، خاصی باشید» که این یکی دیگر از پیامهای این انیمیشن است. باوجود اینکه پو، تپل و تنبلی است اما قهرمان کونگ فو می شود! حتی با وجودی که استاد شیفو نسبت به یادگیری پو امیدوار نیست، او با کمک دوستانش موفق و قهرمان می شود. در حقیقت والدین باید به این نکته توجه کنند که دنیا در حال حرکت به این سمت است که علاوه بر ارزیابی محور هوش، استعدادهای بچه ها را بشناسند؛ یعنی بیشتر از آنکه بر «هوشی» تاکید داشته باشیم، باید بر استعداد تاکید کنیم. در این کارتون از میان استعدادهای هشتگانه که شامل استعداد درون فردی (خودم را چطور می بینم)، استعداد بین فردی (در ارتباط با دیگران چطور هستم)، استعداد جنبشی، استعداد موسیقی، استعداد کلامی، استعداد ریاضی و... . است به سه استعداد درون فردی، بین فردی (مصادیق هوش هیجانی) و جنبشی تاکید دارد که بچه ها با این سه استعداد بسیار درگیر هستند. در واقع همین هوش هیجانی (EQ) است که مسوول ۷۰ تا ۹۰ درصد موفقیت افراد بزرگ و نامدار است؛ نه هوشی (IQ)! هوش هیجانی یعنی استعدادی که من ایجاد می کنم و فقط فاکتور هوش در آن دخیل نیست.

تیزهوشی لازمه موفقیت نیست.
والدین نباید تک بعدی باشند؛ لازم نیست فرزند ما تیزهوش شد اما او را به کلاس ریاضی ببریم! اولی باید اموزشی اغاز شود و کودک در مسیر شکوفایی استعداد قرار گیرد تا بعد میزان توانمندی اش مشخصی شود. برای پرورش استعداد، نباید بچه ها قضاوت کرد. اگر این طور بود، «پو» نهایتامشکلی پدرش اشپز می شد چون غم زیاد غذا می خورد و هم شاغل پدرش آسان است! اما میبینیم که با وجود وزن زیاد شی، قهرمان کونگ فو می شود و باورهای والدینش را میشکند! همین استعداد درون فردی است که پورا درگیر می کند و او که ابتدا اصلا باور ندارد بتواند قهرمان شود، کم کم در طول مسیر، خودش را می شناسد. همین طور در مورد استعداد بین فردی و مفاهیم ارزشی جاری بین افراد (صداقت، دوستی، کمک به دیگران و...) مدام در آن تکرار و تمرین میشود. در این کارتون همین طور بر استعداد جنبشی -حرکتی بسیار تاکید می شود. در این روزگار که بچه ها روزبهروز چاق تر و بی تحرک تر و ورزش گریزتر می شوند، قراردادن بچه تنبلی و پرخوری مثل پودر قالب قهرمان کونگ فو، انگیزه ای برای تحرک بچه هاست.

شیفو نمونه یک والد سخت گیر
این کارتون با اینکه جنبه طنز هم دارد و شخصیتهایش حیوانات هستند اما نمودی از دنیای واقعی است؛ استاد شیفو و بقیه اساتیدی که در فیلم هستند، نمادی از والدین هستند. یکی از اساسی ترین وظایف والدین در ارتباط با چیستی، چگونگی کشف و رشد استعداد بچه هاست که این موضوع، در این کارتون مسیر بسیار خوبی را طی می کند. اوایل فیلم والدین (اساتید) امیدی ندارند، بعد کارهایی برای کمک به او انجام میدهند. استاد شیفو بسیار مقرراتی است و همیشه نسبت به پو ناامید؛ درست نمونه یک والد ساختگیر است. مدام می گوید: «نمی تونه! نمی شاه!» او چارچوبی در ذهن خود دارد، بسیار خشک است و بسیار منظم؛ حتی تا آخر داستان نسبت به شوخیهای پو بی توجه است! اما این خشکی باید بشکند! و همان طور که میبینیم، استاد شیفو به توصیه «او گ وی» و با کمک دوستان پو، او را باور کرده و کمک می کند این استعداد در او هم شکوفا شود و او به یک قهرمان تبدیل شود. همان طور که شایفو به «او گو ی» می گوید: «ولی یه هلو نمیتونه تایلانگ روشکسـت بده»، اوگوى می گوید: «شاید بتونه؛ اگه هدایتش کنی، تغذیه اش کنی و باورش داشته باشی؛ تو فقط به باور نیاز داری بهم قول بده
شیفو، قول بده باور کنی.»

باور منفی، ممنوع!
عوامل انگیزشی که برای کشف یک استعداد رشد و یک پیشرفت وجود دارد و عوامل انگیزشی که برای مدد دهی و باورهای مثبت نیاز است، در این کارتون بسیار زیاد است. عوامل بازدارندهای که مانع از رشد فرد و جامعه می شود. باورهای منفی اند که در این انیمیشن می بینیم شدید با باورهای منفی میجنگند؛ می بینیم که هر کدام از شخصیت ها که باوری منفی را بیان می کند، با یک باور مثبت قوی تر جلویش بسته می شود. یادمان باشد بچه ها همه این حرفها را درونی می کنند که هرقدر به خودشان اعتماد داشته باشند، موفق ترند. در قسمت اول می بینیم که خود پو اصلا باور ندارد که بتواند کونگ فو یاد بگیرد و موفق شود؛ این همان اتفاقی است که در بچه های ما می افتد؛ نحوه ارتباط کودک با استعداد خودش، این طور نیست که ما بگوییم «بیا و در فلان زمینه، برتر باش!» کودک در ابتدا خودش را نمی شناسد، مقاومت می کند درست مثل پول بعد کم کم یاد می گیرد که در این مسیر با استعدادهای خودش ارتباط برقرار کند. والدین بسیار مهم هستند و تاثیر بسیار زیادی بر کودکان دارند.

تحت تاثیر باورهایی که من در او ایجاد می کنم، استعداد او شکوفا میشود و در مسیر درست قرار می گیرد. درست است که من به عنوان یک والد ادم کاملی نیستم و قرار نیست فرزند مهم در اینده انسان کاملی شود، اما در مجموع انسان موفقی خواهد شد پس به او امید میدهم، باور میدهم، نظام می دهم و در مواقع لزوم ساختگیری هم می کنم اما با او دوست هستم، مثل استاد شیفو! یک لک لک همیشه کنار فرزندش نمیماند، زمانی می رسد که او را رها می کند تا ببیند فرزندش در کنار دیگران چه می کند؛ ما هم نمی توانیم همیشه کنار فرزندمان باشیم، زمانی باید او را به پزشک، معلم، روانشناسی و... بسپاریم. نمی توانیم همه کارها را خودمان برایش انجام دهیم وگرنه فرزندمان در خوشبینانه ترین حالت همان آشپز پرخور باقی می ماند.

هدف داشته باشید
در هر سه سری از فیلم های «پاندای کونگ فوکار» و همین طور در تمام قسمتهای سریالی که بعد از این فیلم ساخته شد و مسیر موفقیت پو و تبدیل شدنش به جنگجوی اژدها» را به تصویر میکشد، میبینیم که پو هدفی را دنبال می کند. همیشه یک هدف دارد و این خیلی مهم است چون یکی از مشکلاتی که والدین امروز با فرزندان شان دارند همین بی هدفی است اگر از یک یچه هشت ساله ۲۰ سال پیش میپرسیدیم در آینده می خواهی چه کاره شوی؟ راحت تر جواب می داد تا یک بچه هشت ساله امروز. حتی شاید همان کلیشه ای «دکتر و مهندس و خلبان و...» را می گفت اما بچه های امروزی معمولا نمی دانند، نه اینکه به این سوال فکر کرده باشند و جوابی پیدا نکرده باشند. بلکه اصلا به این موضوع فکر نکرده اند! بچه های امروزی آنقدر بی نیاز بزرگ می شوند و آنقدر امکانات دارند یا ما والدین در تامین خواسته هایشان افراط می کنیم و به یک حمایت گر افراطی بدل می شویم که گاهی وقتها نمی گذاریم خلاقیت و کنجکاوی برای ایجه ایجاد شد که برای خودش هدفی تعریف کند اینکه پو همیشه هدفی را دنبال کند، برای فرزند من مفید است و هم دوست دارد کنار قهرمان داستانش، هدفیی داشته باشد حتما همین تاتیر را در زندگی خودش هم دارد.

پو خودش را پذیرفته است
این فیلم، محیط پو را واقع بینانه نشان می دهد و اینجاست که استعداد بین فردی مهم می شود، در عین اینکه پو با استعداد درون فردی اش خوب کنار آمده و وقتی به اومی گویند توپولی! خپلی قلنبه ای! همه را به شوخی می گیرد و یادش نمی آید؛ یعنی خودش را پذیرفته که همان مجموعه ای از نقاط ضعف و نقاط قوت را دارم و میخواهم رشد کتی» چون پذیرش خوبی نسبت به خودش دارد. در مورد دیگران هم پذیرش بی قید و شرط دارد و در هوش و استعداد بین قردی، قدرت پذیرش از مدیریت، سازگاری و یادگیری از اجتماع او افزایش می یابد. به عنوان مثال «میمون» شخصیت پرجنب و جوش و بازیگوشی دارد یا «ببری» زیاد اهل رابطه عاطفی نیست اما در مواقع لازم به دوستانشان کمک می کنند؛ پس هم نقاط مثبت دارند و هم منفی، بقیه دوستان پو هم همین طور هستند و در مجموع، با وجود نقاط ضعف و قوت هر کدام، رابطه بین فردی خوبی با هم دارند و «پو» با تک تک آنها به نوعی دوست است و در توانایی بین فردی، پذیرش بی قید و شرط دارد، نکات منفی را پررنگ نمی کند؛ یا گذشت می کند یا نادیده میگیرد. بچه ها هم در محیط مهد کودک و مدرسه همین وضعیت را دارند و بچه های مختلفی در اطراف شان هستند؛ یکی لوسی است، یکی شوخ، یکی بازیگوش و یکی بی ادب! هر فردی روابط خود را مدیریت می کند. پس این به فرزند من و میزان آسیب پذیری اش بستگی دارد که چه چیزی از اطرافیانش بگیرد؛ چون اوست که روابطش با دیگران را مدیریت می کند. پس من به عنوان بزرگ تر نباید محیط کودک را ایزوله کنم که مبادا از دیگران حرفها و کارهای بد یاد بگیرد! هویت و حضور اجتماعی بسیار مهم است. پس نباید کودک را محدود به رابطه با آدمهای خاص و محیطهای خاصی کنیم. نباید با تمرکز بر نقاط منفی بچه های دیگر، فرزندمان را از حضور در کنار دوستانش محروم کنیم. نگوییم: «فلانی مدام دستش در دهانش است! بازیگوش است و.... با او نگرد!» بگوییم: «فلانی درست است که همیشه دستش در دهانش است، بازیگوش است و... امافلان خوبی راهم دارد، این کار را از او یاد بگیر!» درست مثل پو که یادگیری منفی از دوستانش ندارد و رابطه خوبی با دوستانش دارد. نمی توان بچه را در یک اتاق شیشه ای گذاشت که مبادا چیزی او را تهدید کند. طبیعت و واقعیت این است که آدم های مختلفی دور همه ما وجود دارند و این ما هستیم که باید نوع رابطه مان با دیگران و چیزهایی را که از ایشان یاد می گیریم انتخاب کنیم.

که قهرمانیها هم خانواده می خواهند! در سری سوم، وقتی می بینیم که پو به دنبال خانواده اش می گردد و پدرش «لی» را پیدا می کند و... متوجه می شویم که پو (یا فرزند ما) به عنوان یک فرد اجتماعی که قرار است به دنیا کمک کند، قهرمان می شود، مورد تحسین قرار می گیرد و بسیار هم بزرگ می شود و... ولی در نهایت باز تعلق به خانواده را حسی می کند؛ یعنی هر کدام از ما به صرفا پیدا کردن جایگاههای اجتماعی مان، جامعه اولیه مان را که همان خانواده است گم نمی کنیم! پاسی کودک من متوجه می شود حتی وقتی در جامعه پذیرفته شده و به اصطلاح «اسم و رسمی» دارد، باز والدین و اصالت خانواده بسیار مهم است و به خانواده ها هم این پیام را می دهد که «بچه ها اگر قهرمان هم شوند، باز به حضور شما و ارتباط با شما نیاز دارند.»

باور کنیم خاص هستیم
از این بحث که بگذریم پاندای کونگ فو کار پر است از نکته های خوب برای بچه ها و البته بزرگ ترها! شخصیت اصلی داستان پو بچه ای ساده، مهربان، شوخ طبع، پرخور و تنبل است. یعنی مجموعه ای از صفات منفی و مثبت را با هم دارد و این موضوع در مورد بیشتر شخصیت های این انیمیشن از آقای پینگ که پدرخوانده پو است تا حتی استاد شیفو که نقش والدی دراین داستان دارد، صدق میکند و این پیام را به بچه ها میدهد که برای قهرمان بودن و موفق شدن نیازی نیست کامل باشید، حتی نیازی نیست چیزی باشید! پو در ابتدای کارتون یک شخصیت خیلی خیلی عادی است و باورش برای هر کسی بسیار سخت است که به قول شخصیتهای کارتون تا بتوان «یک دنبه را قهرمان کرد». پس برای مفید بودن نیازی به ویژگی های خاص نداریم اما نیاز به آموزش خاص
داریم درست مثل جمله معروفی که آقای پینگ در مورد ترکیب سری سوپ هایش به پو می گوید: «نیازی به ترکیب سری نیست برای خاص کردن چیزی فقط باید باور کنی که اون چیز خاصه» همین پیام برای والدین هم بسیار مهم است. اینکه لازم نیست فرزند ما موجود خاصی باشد یا استعداد خاصی داشته باشد، کافی است من او را باور داشته باشم و این باور را به او منتقل کنم و در نهایت استعدادش را کشف کرده و او را درست آموزش دهیم. یادمان باشد یک جمله و حتی یک کلمه، می تواند تمام باور و دنیای یک فرد را زیر و رو کند. پس حواس مان باشد که چه حرفی را به فرزندمان می گوییم.

برای بهتر بودن، موفق و شاد بودن مدام منتظریم که یک اتفاق خاصی برای مان بیفتد یا کار خاصی برای کودک انجام دهیم.

یک کلاس ویژه با یک استاد خاص اما این یعنی شرطی سازی موفقیت! اما باورهای درون است کننده مسیر و موفقیت هستند.

هرچه باور دارید، همان می شود.
این انیمیشن، هم در روایات خود داستان و هم در دیالوگها، تاکید زیادی بر باورها دارد؛ اولا اینکه چه باوری نسبت به دشمن مان، خودمان و ایرادهای خودمان داریم! اگر دشمن را زیادی بزرگ ببینیم، حاضر نمی شویم حتی با او مبارزه کنیم! اگر نقطه های ضعف خودمان را خیلی بزرگ بدانیم، باز برای تغییرشان حرکتی نمی کنیم. اما اگر باور کنیم که خودمان قهرمانیم یا به دیگری به عنوان قهرمان باور داشته باشیم، موفق خواهیم شد. درست مثل جایی که شیفو به او گاوی می گوید: «یک خبر بدن دارم؛ تایلانسگی از زندان فرار کرده!» و اوگی وی جواب می دهسد: «بله، این خبر بده! اما به شرطی که قهرمان مونرو باور نداشته باشیم!» پسنی اینکه من چه باوری نسبت به خودم داشته باشیم، باعث پیشرفت، در جا زدن یسا عقبگیرد ما می شود و تاکید بر این موضوع که «ما چه باوری به فرزندان مان می دهیم» برای والدین نکته بسیار مهمی است. ضمن اینکه این سوال مطرح میشود که «سنین کودکی چرا سنین مهمی در تربیت و آموزشی است؟» چون بیشترین باورهای هسسته ای کودک در دوران کودکی شکل می گیرد؛ اینکه باور داشسته باشیم جامعه به من کمک می کند، باور داشته باشیم که باید برای جامعه ام مفید باشم، باور داشته باشم که حتما می توانم انفاق مثبتی ایجاد کنم، می توانم تغییر کنم، باور کنم که ایرادهای زیادی ندارم و نقاط مثبت هم دارم و خیلی باورهای دیگر، با توجه بسیاه تربیت والدین، جامعه، مدرسسه و محیط، اما باور می کنیم که مسوولیتی نسبت به محیط مان داریم، درست مثل پو که اگر این طسور نبود و به حال خودش رها می شد، در خوشبینانه ترین حالت شاید فقط آشپزی پرخور میشد اما اثرگذاری محیط و دادن باورهاست که به او کمک کرده و به یک قهرمان تبدیلش می کند.
یادآوری هایی برای بزرگترها!

ناکید بر این نکته که «هیچ چیز تصادفی نیست: اما موجودات انتخاب گری هستیم» بسیار مهم و آموزنده است، «پو» تصادفی قهرمان نشد. تلاش کرد تا به مقام «جنگجوی اژدها» رسید.
تاکید بر زمان حال هم در این فیلم بسیار مهم است و مدام این نکته تکرار میشود که «به زمان حال فکر کن، به دمی که الان وجود دارد.» خیلی اوقات ما نباید به بچه ها و حتی بزرگترها اضطراب آینده را بدهیم. باید بگوییم الان، در این زمان و مکان تلاش کن! اکنون و اینجا فعال باش و به پیش بینی آینده نپرداز.

ما برای آینده به پیش بینی نیازی نداریم بلکه باورهای مثبت لازم داریم. در این انیمیشن دیالوگی نداریم که بگوید: «اگر ببازم چه؟» و این دادن باورهای مثبت است.

نکته دیگری که در فیلم به آن تاکید میشود. دوری از بیکاری و بطالت است. وقتی پو به شیفو میگوید: «تو استاد من نیستی شیفو منم جنگجوی اژدهها نیستم» و شیفو میپرسد: «چرا همون اول نرفتی می دونستی که میخوام از شرت خلاص بشم ولی وایسادی» پوجواب میدهد: «وایسادم که وایسادم ! اوایسادم چون هر دفعه که با آجر میزدی توی سرم یا می گفتی که بو می دم بهم برمیخورد ولی هیچ کدوم به سختی اون نبود که هر روز زندگیم رو به بطالت می گذاروندم» و واقعا هیچ چیز بدتر از بیکاری و بطالت، خلق یک کودک را تنگ نمیکند.

باید برای فرزندم برنامه داشته باشم حتی اگر از نظر جسمی خسته میشود، نباید حمایتگر افراطی باشیم و با فکر اینکه مبادا فرزندمان خسته شود، او را تشویق به بیکاری و تنبلی کنیم آسیب بیکاری بسیار بیشتر از خستگی و سختی مسوولیتهایی است که به آنها می سپاریم: چرا که وقتی کودک کار مفیدی انجام دهد( از لباس پهن کردن و گرم کردن غذا گرفته تا شستن ماشین و...) در نهایت رضایت از خویشتن دارد؛ وقت گذرانی زیادی برای بازی کامپیوتری و... حس مفید بودن در پی ندارد.

بچه ها را با هم مقایسه نکنیم وقتی او گ وی به شیفو می گوید: «هر کارکنی اون هسته هلو تبدیل به درخت هلو می شه، شاید دوست داشته باشی سیب بشه، ولی به هلو می رسه» شاید والدین با دیدن بچه های دوست و فامیل آرزو کنند. فرزندشان مثل آنها شود اما نمیشود: همانطور که هسته هلو، سیب نمیشود اما هسته هلو می تواند هلوی درشت و سالمی باشد. پس باید استعداد کودک خود را درست بشناسیم و بنابر ظرفیتش از او نوقع داشته باشیم و کمکش کنیم و استعدادش را شکوفا کنیم نه اینکه فرزندمان را شبیه فرزند دوست و آشنا کنیم !
نکته دیگر اینکه تاکید بر کار گروهی در این مجموعه بسیار زیاد است. درست است که به نظر، «پو» قهرمان است اما وقتی کودک کارتون را می بیند، مجموعه را قهرمان میداند و متوجه میشود که پو با کمک دوستانش موفق و قهرمان می شود. تک تک ما نیاز داریم به جامعه خدمت کنیم و جامعه به ما خدمت کند و با وجودی که آدمها تفاوتهای بسیار زیادی با هم دارند. وقتی هدف مشترکی در میان باشد، ویژگی های مثبت شان را در قالب کار گروهی به کار میگیرند و نتیجه مطلوب حاصل میشود؛ ضمن اینکه تفاوتهای پو و دوستانش با هم همیشه باعث دردسر و اختلاف بین آنهاست اما در نهایت به یک نتیجه ای میرسند و این اهمیت مهارت حل مساله را میرساند. قرار نیست اما با دوستانمان دعوایمان نشود، دوستان خوبی دوستانی نیستند که هیچ وقت دعوا نکنند دوستان آمد، بتوانند آن را حل کنند، چون هدف بزرگ تری دارند و این مسئله در انجام کارهای گروهی بسیار مهم است و بچه های ما معمولا در این مساله ضعیف هستند

انیمیشن های مختلف نکات جالبی را به شما و کودکان یاد می دهند
درس های کارتونی
می خواهید روحیه کار تیمی را تقویت کنید؟ Sponge out of Water/2015
سال ها است که با شخصیت باب اسفنجی آشنا شده ایم که برای همیشه در تمام فیلمها و سریالهایش تاکید بر کار گروهی او دانستن قدر و ارزش دوستان، برای بچه ها تکرار شده است. «فیلم باب اسفنجی: اسفنج بیرون از اب» هم از این قاعدہ نیست اما صحنه های خشن و ناخوشایندی هم دارد که شاید صلاح ندانید فرزندتان آنها را ببیند!

می خواهید احساس تان را بشناسید؟ Insideout/2015
این فیلم باعث بیان احساسات می شود و کمک می کند کودکان احساسی شان را شناسایی کرده و در موردشی صحبت کنند؛ ضمن اینکه برخلاف تصور غالب، بچه ها با تماشای این فیلم متوجه می شوند که حس «غمگین» بودن همیشه هم بد نیست و حتی می تواند اعضای خانواده را به هم نزدیک کند!

می خواهید روابط ایده آل مادر و دختر را نشان دهید؟  Brave/2012
مریدا، دختری مغرور است و با همین غرور، مادرش را به خطر می اندازد اما در نهایت مجبور می شود همه تلاشش را به کار بگیرد تا بتواند مادرش را به ظاهری انسانی و به خانه برگرداند. شاید «شجاع» رمانتیک و عاشقانه نباشد اما بدون شک به عشق میان اعضای خانواده پرداخته و با این یاداوری، رابطه پرچالش مریدا و مادرش را نشان می دهد.

می خواهید خودباوری را تقویت کنید؟ Boxtrolls/2014
ظاهربین نباشیدوگول شایعات را نخورید!Boxtrollها نه بچه دزدند و نه آدم خوار؛ اتفاقا موجودات آرامی هستند که برای نترسیدن آدمها از ظاهرشان، خودرا پنهان می کنند. البته در این فیلم تاکید بر این پیام هم وجود دارد که «نو می توانی هر کسی یا هر چیزی که می خواهی باشی و دیگران نمی توانند باعث محدودیت توشوند.»

می خواهید مفهوم دوستی را بدانید؟ SHAUNTHESHEEPMOVIE/2015
این انیمیشن با اینکه خالی از هر دیالوگی است و صرفا با صدای حیوانات وحرکات اغراق آمیز آنها همراه است اما در تمام قسمتهایش قهرمان دوست داشتنی آن، بره مهربان
وباهوشی است که پیامهای مثبتی از جمله اهمیت کار گروهی، دوستی و پذیرش اشتباه و جبران یا تصحیح خطاها را به بچه ها گوشزد می کند.

می خواهید مفهوم برابری و برادری را توضیح دهید؟ Big Hero6/2014
داستان این فیلم در شهری تخیلی به نام «سانفرانسوکیو» رخ میدهد که از پیوند «سانفرانسیسکو» (نماد غرب) و «توکیو» (نماد شرق) حاصل شده و زیادی اغراق آمیز است اما مهم ترین پیامش پاک کردن نژادپرستی است. همه چیز در این داستان، چندملیتی و چندفرهنگی است و هر کدام از شخصیتها از یک گوشه دنیا آمده اند. این همان دنیای مدرنی است که همگی آرزویش را داریم!

می خواهید برترس های تان غلبه کنید؟ Home/2015
درک بیگانه ها، شناخت خود، امید داشتن حتی در بدترین شرایط و غلبه بر ترس ها از جمله پیامهای مثبت فیلم است ه البته پیامهای کوچک تری هم در این فیلم هست؛ مثل اینکه همه ما آدمها درگیر لوازم و وسایل بیخودی هستیم که فقط پایمان را به این دنیا بسته اند وبادور ریختن شان سبک می شویم و راحت تر پرواز می کنیم!

می خواهید مفهوم انسانیت را بیانی کنید؟ IceAge4/2012
شاید شخصیتها و حال وهوای داستان مشابه نسخه های پیشین آن باشد اما پیامهای انسان دوستانه فیلم برای کودکان می تواند آموزنده باشد؛ مثلا اینکه همیشه هوای دوست نان را داشته باشید یا اینکه زندگی جمعی ودر کنارهم بهتر از زندگی انفرادی است و اگر می توانیم باید برای همنوعان خود فداکاری و جانفشانی کنیم.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید

ادامه مطلب...

عوارض بوتاکس در سنین مختلف

این روزها خوشبختانه روش های مختلفی برای پیشگیری و برطرف کردن رد پیری از چهره باب شده که یکی از پرکاربردترین آنها در سراسر جهان تزریق بوتاکس است که نه تنها کاربردهای زیبایی زیادی دارد که از آن برای درمان برخی بیماریها مانند سردردهای میگرنی، کنترل تعریق بدن، اسپاسم های گردن و... نیز استفاده می کنند، اما یکی از پرطرفدارترین کاربردهای بوتاکس رفع چین وچروک درنواحی مختلف صورت مثل پیشانی، چین های دور لب، چانه، گردن، دور چشم و ابروهاست که این روزها خواهان بسیاری دارد. اما بهترین سن برای تزریق بوتاکس چه سنی است؟ آیا سن افراد می تواند ارتباط مستقیم باعوارض تزریق بوتاکس داشته باشد؟

بوتاکس

سن مناسب برای تزریق بوتاکس
سازمان دارویی امریکا PDA سان استفاده از بوتاکس را حداقل ۱۸ تا ۶۵سال ذکر کرده است، اما واقعیت این است که جز در موارد خاص غالب افراد تا قبل از ۲۵-۲۴ سالگی چین و چروکی روی پوستشان ندارند. اگرچه در این سن و سال باید پیشگیریهای لازم را برای کنترل بروز چین و چروک ها آغاز کنند. با وجود این بیشتر متخصصان زیبایی در سراسر جهان بر این باورند که بهتر است افراد از ۲۳ سالگی به بعد از بوتاکس برای جنبه های زیبایی آن بهره ببرند چرا که وقتی افراد اثرات جادویی بوتاکسی بر پوستشان را می بینند درصدد تجدید آن برمی آیند و تجدید تزریق معمولا هر ۴تا۶ماه یک بار اتفاق می افتد. از این رو با افزایش سن تزریق بوتاکسی به ۲۳ سال به کاهش دوز دارو در بدن کمک می کنند، چرا که استفاده از بوتاکس حدود یک دهه در جهان باب شده و هنوز اطلاعات جامعی درباره عوارض احتمالی ان وجود ندارد.

تزریق بوتاکس برای چه کسانی ممنوع است؟
یکی از مهم ترین مواردی که هر متخصصی پیش از تزریق بوتاکس در برنامه کاری خود قرار می دهد بررسی سابقه حساسیت یا احتمال بروز حساسیت به داروی بوتاکس است، بنابراین این احتمال بررسی میشود و در صورت وجود حساسیت فرد نباید این روش را تجربه کند. افرادی که سابقه بیماریهای عصبی-عضلانی مانند ام اس، میاستنی، نفروپاتی یا نارسایی کلیه نیز دارند باید از تزریق بوتاکس پرهیز کنند. علاوه بر این در شرایطی که موضع مورد نظر برای تزریق دچار عفونت و جراحت باشد نیز باید تا بهبودی کامل موضع از تزریق بوتاکس ممانعت کرد. در نهایت متخصصان به خانم های باردار و شیرده توصیه می کنند در این دوران دور همه کاربردهای زیبایی و درمانی بوتاکس خط بکشند و استفاده از آن را به دوران بعد از بارداری و شیردهی موکول کنند.

این عوارض سن وسال نمیشناسد
اگر برای تزریق بوتاکس نزد متخصص این کارنروید و ان را با فردی غیرمتخصص مثلادرآرایشگاهها تجربه کنید، ممکن است عوارض متعددی انتظارتان را بکشد. این عوارضی به سن و سال شما ربطی ندارد و کاملا ناشی از انتخاب نامناسب شما در انتخاب متخصصی است. در این صورت ممکن است دارو به موضع نادرستی تزریق شود یا دوز دارو درست انتخاب نشده باشد. در این شرایط ممکن است عضلات دیگری از صورت مثل عضله پلک، گونه یالب دچار افتادگی شوند. اگرچه این عوارض مقطعی و گذراست اما به هرحالی شما باید تا زمانی که تاثیر بوتاکس از بین میرود، توان تحمل چهره تان را داشته باشید.

اگر بالای ۵۰ سال دارید، بخوانید
افرادی که بالای ۵۰ سال دارند و چین و چروک های صورت به خصوص در نواحی خاصی مثل اطراف چشم و لب ها عمیق و پررنگ شده هم می توانند از بوتاکسی استفاده کنند، اما این افراد باید پیش از اقدام به تزریق از متخصص بخواهند درباره روند کار و تاثیر بوتاکسی بر پوستشان اطلاعات کاملی را در اختیارشان بگذارند. گاهی در سنین بالا استفاده از بوتاکسی برای صاف کردن چین و چروکها بخشی از صورت می تواند بخشهای دیگر صورت را که بوتاکسی نشده اند تحت تاثیر قرار دهد و نگاه را به سمت ان نواحی سوق دهد.

این نکته را آویزه گوش کنید
سازمان FDA از بوتاکس به عنوان یک درمان غیرجراحی با کمترین میزان تهاجم نام برده که به زمان ترمیم ونقاهت احتیاج ندارد و اثربخشی خوبی هم در شرایط استاندارد به همراه داشته است، بنابراین در شرایطی که همه مختصات کار را رعایت کنید یعنی به متخصص زبده مراجعه و به توصیه های درمانی او توجه کنید سایه این عوارض را نخواهید دید چه برسد به خودشان.

پارسیان آوید در زمینه نگهداری، مراقبت و مشاوره از کودک، سالمند و یا بیمارتان در منزل با سابقه درخشان و کادر مجرب و باتجربه و تایید شده، خدمت گذار شما خواهد بود. . جهت ارتباط با این مرکز با شماره های ۲۲۶۹۷۹۰۶ الی ۰۸ تماس حاصل فرمائید.

ادامه مطلب...
تماس با خدمات پرستاری