تگ - مادربزرگ

چطور با بدخلقی های افراد سالخورده برخورد کنیم؟

همه ما با بالا رفتن سنمان تغییر می کنیم. از نوزادی تا نوجوانی، و در آخر بزرگسالی. گفته می شود وقتی افراد بزرگسال پیرتر می شوند، کم کم به دوران کودکی خود بر میگردند و در اخر به اندازه یک نوزاد، ناتوان و نیازمند کمک دیگران می شوند. اگر قرار باشد از والدین یا پدربزرگ و مادربزرگ پیرمان مراقبت کنیم، گاهی کنترل احساساتمان بسیار سخت می شود. درست است که انها بسیار عاقل و دانا هستند اما خیلی وقت ها ممکن است لجوج و یک دنده شوند.

رفتار با بدخلقی های سالخوردگان

به همین دلیل، می خواهیم راهنمایی تان کنیم که در چنین مواقعی بهترین و درست ترین رفتار را داشته باشید.

مراحل

1- آرامشتان را حفظ کنید. بله، درست است که هر دو شما بزرگسال هستید و ممکن است بخواهید دعوا راه بیندازید، اما باید بدانید که عصبانیت همه چیز بدتر خواهد شد. فرد پیرتر خیلی بیشتر از شما سردرگم است و شاید هم فقط به دنبال جلب توجه تان باشد. وقتی آدم ها پیر می شوند احساس تنهایی بیشتری می کنند زیرا افراد جوان دور و برشان بیشتر از هم سن و سالانشان هستند.

وقتی احساس می کنید که فضای حاکم به سمت دعوا و مشاجره می رود، آرامشتان را حفظ کنید. گاهی اوقات ممکن است فکر کنید با چنین رفتاری آنها احساس خواهند کرد که به حرف‌هایشان گوش نداده‌اید و همین باعث خواهد شد که به طرزی بی ادبانه به آنها پاسخ دهید. متاسفانه افراد سالخورده ممکن است برای جلب توجه شما یا از بین بردن تنهایی خودشان، از قصد بخواهند دعوا راه بیندازند. در چنین مواقعی، آرام بمانید.

2- با آنها حرف بزنید. درمورد گذشته‌شان با آنها حرف بزنید اما اجازه ندهید وارد داستان‌های منفی و ناراحت‌کننده گذشته‌شان شوند چون این باعث استرس و فشار بیشتر در آنها خواهد شد.

3- آنها را به جاهای مختلف بیرون از خانه ببرید. برای یک فرد مسن خیلی سخت است که بیشتر از ۵ ساعت در خانه بماند، ممکن است خیلی فعال به نظر نرسند اما افسردگی در هر سنی ممکن است اتفاق بیفتد. ازاینرو آنها را از خانه بیرون ببرید تا کمی پیاده‌روی کنند. اینکار باعث می‌شود ذهن هر دو شما آزاد شود.

4- بخندانیدشان. خنده تنها راهی است که کمک می‌کند زندگی به نظرشان لذت‌بخش برسد. کاری کنید که بخندند. همانطور که از قدیم هم گفته‌اند، واقعاً خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. یک فیلم کمدی برایشان بگذارید تماشا کنند یا برایشان لطیفه تعریف کنید.

5- تنهایشان بگذارید. اگر همه این روش‌ها با شکست روبه‌رو شد، از آنها فاصله بگیرید. ممکن است به دلایل دیگری عصبانیتشان را سر شما خالی کرده باشند. همچنین اگر دیدید بطور مداوم شما را بخاطر همه‌چیز متهم می‌کنند، بهترین روش این است که از آنها فاصله بگیرید زیرا اگر اطرافشان باشید ممکن است از شما سوءاستفاده کنند که برای سلامت ذهنی شما اصلاً خوب نیست.

6- در آغوششان بگیرید. بغل کردن یکی از بهترین داروهاست. آدم‌ها برای لمس کردن ساخته شده‌اند. افراد سالخورده‌ای که احساسات منفی دارند کسانی هستند که به ندرت در آغوش دیگران گرفته می‌شوند. ازاینرو، اگر می‌بینید عصبانی یا ناراحت هستند، بنشانیدشان و یا یک بغل گرم غافلگیرشان کنید. با اینکار حالتی را در آنها خواهید دید که قبلاً ندیده بودید.

نکات مهم

• صبور بودن لازمه برخورد با افراد سالخورده است. مغز جوان‌ها بسیار سریع‌تر از پیرها کار می‌کند.

• آدم‌های پیر دوست دارند همیشه تجربه‌هایی که به دردشان خورده است را در اختیار دیگران بگذارند. اما همیشه هم عمل کردن به آن توصیه‌ها درست نیست. فقط کافی است که به حرف‌هایشان گوش دهید و راه خودتان را بروید.

• اگر به اختلافی برخوردید، خیلی راحت بگویید، «خیلی متاسفم که با هم هم‌عقیده نبودیم. میشه دست از جنگیدن برداریم؟» درست است که شجاعت می‌خواهد اما ارزشش را دارد.

• وقتی فرد پیر علاقه‌ای به حرف زدن نشان می‌دهد. بگذارید کمی به حال خود باشند. مطمئناً بعد از مدتی بهتر شده و خودشان برمی‌گردند.

 

ادامه مطلب...

توصیه هایی برای همراهی با افراد سالمند

چگونه باید از افراد سالمند مراقبت کرد چه مواردی را باید رعایت کنیم و روانشناسسان چه توصیه هایی در این زمینه به اطرافیان سالخوردگان می کنند برخی از بهترین کارهایی که برای سالمندان می توانیم انجام دهیم تا احساس بهتری داشته باشند را در این مطلب آورده ایم.

همراهی با سالمندان

درست است که دوران سالمندی به لحاظ ناتوانی و ضعف آنها شباهت‌های زیادی به دوران کودکی دارد، اما یادمان باشد هر گز نباید با سالمندان‌مان چون کودک رفتار کنیم. برخی از ما در ارتباط با آنها اصلا مراقب به خطر افتادن‌شان و مرتبه‌شان نیستیم. گویی فراموش کرده‌ایم سالمند ناتوانی که با آن مواجه هستیم‌شان و مرتبه خاصی دارد، امر و نهی می‌کنیم، انجام کارهایشان را مدام متذکر می‌شویم و… گاهی نگرش مراقبت ما کاملا متضاد با سن والدین‌مان است، همان‌طور که از فرزندانمان مراقبت می‌کنیم با آنها نیز چنین برخورد می‌کنیم، انگار نمی‌دانیم ما هرگز نمی‌توانیم والد پدر و مادر خود باشیم.

مادربزرگ ها و پدربزرگ ها حالا آنقدر ناتوان شده‌اند که نمی‌توانند به‌تنهایی زندگی کنند و هر روز از روز پیش افسرده‌تر و غمگین‌تر می‌شوند.

سالمندان چشم و چراغ خانه‌های ما هستند، همه ما ایرانی‌ها به این فرهنگ بومی که احترام به سالمندان واجب است، معتقدیم و همه باور داریم وجود این جواهرهای گرانبها ‌ در زندگی‌مان مغتنم و عین برکت است و اگر خدای ناکرده روزی از کنارمان پر بکشند و در خانه ابدی‌شان بیارامند، جامه می‌دریم و آه و فغان سر می‌دهیم و… اما باز‌ به وقت بودن‌ گاهی آنها را نمی‌بینیم و نمی‌شنویم و گاه حتی از سر گله و شکایت به آنان نیش زبان می‌زنیم یا با رفتارمان روح لطیف‌شان را آزرده می‌کنیم.

بی‌شک از حرف تا عمل راه بسیار بوده و بی‌گمان اندیشه و عمل به وظیفه نگهداری و احترام سالمندان نیازمند تاکید و آموزش بسیار است، ما به‌عنوان یک ایرانی که همیشه به فرهنگ غنی ارزش‌های ملی و دینی خود مفتخر بوده‌ایم، باید بیش از دیگر کشورها، سالمندان‌مان را چنان که بایسته و شایسته آنان است، ارج نهیم. بی‌تردید تغییر نگاه به سالمندان و کاهش سوء‌رفتار با آنان در خانواده نیازمند تمرین و تربیت است. اما پیش از هر چیز باید پاسخ این سوالات را بیابیم که چگونه باید با سالمندان رفتار ‌و از آنها پرستاری کنیم؟ مراقبت‌های ویژه سن آنها چیست؟ چطور با مشکلات جسمی و روانی آنها کنار بیاییم و مهم‌ترین نیازهای آنها کدام است و چگونه باید آنها را مرتفع ساخت؟

سالمندان را کودک ندانید

درست است که دوران سالمندی به لحاظ ناتوانی و ضعف آنها شباهت‌های زیادی به دوران کودکی دارد، اما یادمان باشد هر گز نباید با سالمندان‌مان چون کودک رفتار کنیم. برخی از ما در ارتباط با آنها اصلا مراقب به خطر افتادن‌شان و مرتبه‌شان نیستیم. گویی فراموش کرده‌ایم سالمند ناتوانی که با آن مواجه هستیم‌شان و مرتبه خاصی دارد، امر و نهی می‌کنیم، انجام کارهایشان را مدام متذکر می‌شویم و… گاهی نگرش مراقبت ما کاملا متضاد با سن والدین‌مان است، همان‌طور که از فرزندانمان مراقبت می‌کنیم با آنها نیز چنین برخورد می‌کنیم، انگار نمی‌دانیم ما هرگز نمی‌توانیم والد پدر و مادر خود باشیم و مواظبت از آنها نیازمند مهارت خاصی است. این مهارت‌ها آموختنی است و صرفا نمی‌توان با مهر و محبت این مهارت‌ها را در خود به وجود آورد.

به استقلال‌شان احترام بگذارید

نبود استقلال و سلب قدرت و اختیارات مدیریت خانه، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فکری و روانی بسیاری از سالمندان است که به واسطه بیماری یا زندگی کردن در خانه فرزندان مجبورند از آن چشم بپوشند. اگر اطرافیان هم فراموش کرده باشند آنان خود‌ بخوبی می‌دانند و به یاد می‌آورند که روزی رئیس و مدیر و همه‌کاره خانه‌شان بوده‌اند. این امر در حقیقت برای آنان به مثابه فقدان شخصیت، احترام و استقلال معنا می‌شود. سلب قدرت و اختیارات از یک پدر و مادر فرمانده ۷۰ یا ۸۰ ساله خانواده، چون ضربه کاری است که روح و روان آنها را ‌ یکباره در هم می‌پیچید، زیرا اینان به چشم خود می‌بینند که دیگر هیچ‌گونه اختیار، قدرت و استقلالی در جریان امور خانه و زندگی ندارند و این نه‌تنها در روحیه پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌های سالمند و از کار افتاده‌ تاثیر سوئی می‌گذارد، بلکه ممکن است آنان را به تقابل و جبهه‌گیری وا دارد که به موجب آن نیز‌ با فرزندان دچار اختلاف می‌شوند.

بنابراین بزرگ‌ترین خدمتی که می‌توانیم به سالمندان کنیم این است که آنان را تا جایی که می‌شود، وابسته به دیگران نکنیم. به تعبیری دیگر، استقلال‌شان را نگیریم و آنها را برای انجام ساده‌ترین کارها یا تصمیم گیری‌ها، وابسته به خود نکنیم، چون کرامت و حرمت انسانی در پرتو استقلال محقق می‌شود. برای مواجهه با این امر توصیه می‌کنیم حتی‌المقدور اجازه دهید سالمندتان، خود‌ به کارهایش رسیدگی کند و فقط زمانی به کمک به او بشتابید که تقاضای کمک می‌کند و در صورت عدم توانایی افراطی و نیازمندی مدام به شما، با کلام شیرین و نگاه محبت آمیز به آنها تفهیم کنید که منتی برایشان نیست و از این که کنار آنها هستید احساس لذت و شادی می‌کنید.

حس مفید بودن سالمند را تقویت کنید

معمولا بسیاری از سالمندان با وجود ضعف قوای جسمانی و آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌ها‌ همواره در تلاشند که به خود و دیگران نشان دهند که هنوز هم مانند گذشته فردی موثر هستند. حال اگر اطرافیان بتوانند به طرق مختلف، به سالمندانشان کمک کنند که از نظر ذهنی حس موثر و مفید بودن را داشته باشند باعث می‌شوند نه‌تنها آنان جایگاهشان را مخاطره‌آمیز نبینند، بلکه کمتر احساس اضطراب کرده و دچار کاهش اعتماد به نفس شوند. مثلا می‌توانید در تربیت فرزندان از آنها طلب مساعدت کنید یا در حوزه‌های مختلف، نظر آنها را بخواهید. بی‌تردید اکثر سالمندان توانمندی‌های خاصی دارند که اگر به آنها فرصت و موقعیت اجرا دهید و در رفتارها‌یتان نیز حضور آنها را در پیشبرد فعالیت‌تان حتمی قلمداد کنید، نه‌تنها آنان احساس سرباربودن و غیرموثر بودن نخواهند کرد، بلکه به موجب آن بسیاری از مسائل و مشکلات‌‌مان هم حل خواهد شد.

به اندازه محبت کنید

درست است که شما به‌عنوان فرزند وظیفه‌تان است از والدین کهنسالتان مراقبت کنید اما افراط و تفریط در این امر هرگز پسندیده نیست. از سر دلسوزی یا محبت زیاد، هرگز انجام امور شخصی سالمندان را به‌‌عهده نگیرید، رسیدگی‌های بدون ضرورت گاهی نتایج معکوس به بار می‌آورد. رفتارهای محبت‌آمیز افراطی اگر چه در ظاهر مثبت است، اما در باطن خیانتی بزرگ در حق والدین سالمند محسوب می‌شوند. چرا که ممکن است با این انجام این نوع کارها، حس پیری و زود ازکارافتادگی پیش از موعد مقرر به آنان تلقین و تزریق شود.

از سوی دیگر، اگر نیازمندی آنان به شما محرز است بهتر است یک تنه مسئولیت مراقبت از آنان را برعهده نگیرید، شما هم به مانند دیگران باید زندگی کنید و اجازه ندهید نگهداری شبانه‌روزی از سالمند بیمارتان، شما را از پا در بیاورد یا از زندگی خانوادگی و شغلی دورتان کند.

در چنین شرایطی بهتر است متوجه موقعیت و شرایط امروز زندگی‌تان باشید و برای حل این مساله هم شده، هرگز مشکلی به مشکلاتتان اضافه نکنید. بنابراین توصیه می‌کنیم از دیگر خواهران و برادران خود در انجام این امر مساعدت بخواهید و با یکدیگر برای ساعات حضور خود در کنار سالمند هماهنگ باشید. تاکید می‌کنیم این هماهنگی‌ها را به دور از چشم سالمند انجام دهید، چه بسا مشاهده این اوضاع برای ایشان ناخوشایند خواهد بود و حس استیصال و درماندگی مفرطی را به آنها القاء خواهد کرد.

در همه حال به سالمندان احترام بگذارید

حرمت گذاشتن به سالمندان نشانه قدرشناسی از زحمات بی‌دریغ آنان در یک عمر زندگی پربرکت‌شان است. وقتی پدر و مادر یا یکی از بستگان به پیری می‌رسند، هم به مراقبت بیشتری نیازمندند و هم متوقع‌اند که در این سنین علاوه‌بر برخورداری از احترام بیشتر، جایگاه‌شان نیز در خانواده محفوظ بماند. بسیاری از سالمندان حساسیت‌های بیش از حد و زودرنجی‌های سریع دارند، در این سن و سال، باید بیشتر به آنان توجه و محبت نشان داد تا احساس زیادی بودن یا سربار بودن نکنند. خوب است اگر برای هزارمین بار هم داستان‌های تکراری زندگی‌شان را می‌شنوید، خم به ابرو نیاورید و هر بار چون نخستین بار شنوای حرف‌هایشان باشید، با آنها مشورت کنید و در صورت لزوم از تجارب‌شان استفاده کنید، چرا که به قول قدیمی‌ترها آنچه جوان در آیینه می‌بیند، پیر در خشت خام مشاهده می‌کند.

گوش دل شنوای سالمندی که خوب نمی‌شنود

در نظر گرفتن شرایط و مشکلات جسمانی و تندرستی سالمندان در برقراری ارتباط و تعامل بهینه با آنان نقش بسزایی دارد. برخی از سالمندان مشکل شنیدن دارند و برخی نیز، در صحبت کردن یا تفهیم صحبت‌هایشان به دیگران تحت فشار هستند، بی‌شک این عوامل تعامل را دشوار می‌کنند. اگر چنین سالمندی در منزل دارید، پیشنهاد می‌کنیم در برقراری ارتباط با آنان به نکات زیر توجه کنید:

* هنگام تعامل با سالمندان به شرایط محیط گفت‌وگو مثل وجود عوامل مزاحم برای شنیدن یا حرف زدن توجه داشته باشید. آیا سروصدای مزاحم وجود دارد؟ صدای تلویزیون یا رادیو بلند است؟ آیا تعداد زیادی در این فضا در حال صحبت با هم هستند؟ و… اگر احساس می‌کنید فضا به اندازه کافی مناسب نیست، سعی کنید با حذف اصوات مزاحم، محیط را مهیا و مساعد برای گفت‌وگو کنید.

* اگر سالمند شما مشکل شنوایی دارد، ضمن حفظ تماس چشمی، واضح و شمرده حرف بزنید. روبه‌روی او و چهره به چهره با وی ارتباط برقرار کنید، کلمات را تندتند یا بریده بریده بیان نکنید. حتی‌المقدور با زبان سالمند با وی سخن بگویید، چه بسا استفاده از کلمات عامیانه یا تکیه‌کلام‌های نسل جدید، گفتار را مبهم و نامفهوم می‌کند.

* در گفت‌وگو با افراد سالخورده‌ای که حافظه کوتاه‌مدت یا مشکل شنوایی دارند، هرگز از جملات و سوالات مبهم و غیرواضح استفاده نکنید، حتی‌المقدور زبان صریح و روشنی داشته باشید چرا که فهم آن آسان‌تر است. اگر درک و فهم سوال یا جملات شما برای سالمندتان دشوار است، اصراری بر تکرار چندین باره نداشته باشید. همچنین بهتر است تن صدای‌تان را نیز مناسب کنید. بین بلند حرف زدن و روشن و واضح حرف زدن تفاوت بسیار است، هرگز با صدای بلند فریاد نزنید، بهتر است نزدیک گوشی که شنوایی بهتری دارد، با او صحبت کنید.

* سعی کنید عبارات و نظرات خود را به طور منطقی و معقول و با نگاه مستقیم در چشمان سالمند مطرح کنید، حواستان باشد از درهم آمیختن مطالب و موضوعات مختلف، به‌شدت خودداری کنید، چرا که اگر چند مساله متفاوت را با هم ترکیب کنید، ممکن است فهم آن برای سالمند سخت و دشوار شود. در هر ارتباط تلاش کنید فقط یک منظور را به فرد سالخورده انتقال دهید، مثلا نگویید: «اول غذایتان را بخورید بعد صدایم کنید شماره خاله را بگیرم تا با او صحبت کنید»؛ بلکه بگویید: «غذایت را بخور»، سپس بعد از انجام این کار بگویید: «حالا وقت آن است که شماره بگیرم تا با خاله احوالپرسی کنید.»

* اگر سالمندتان مشکلات حافظه یا شنوایی دارد، لازم است از امکانات بصری برای تفهیم سخنان‌تان استفاده کنید. همزمان با بیان عبارات خود درباره هر آنچه که قصد صحبت کردنش را دارید با نشان دادن توضیحات تصویری نیز، کلام‌تان را تکمیل کنید، مثلا در حالی که به سرتان اشاره می‌کنید، بگویید:‌ «سرتان درد می‌کرد، بهتر شده است؟»

 

 

 

ادامه مطلب...

مادران مسن

زنان در زندگی روزمره بسیاری از مشکلات و فشارها را در جنبه‌های مختلف زندگی تحمل کنند اما این فشارها ناشی از زندگی کنونی نیست، بلکه بسیاری از آنها از وحشت از آینده سرچشمه می‌گیرد. وحشت از اینکه به هنگام پیری تنها نمانند. وحشت از تنهایی نه‌تنها حوزه زندگی و عمل زنان را در زندگی کنونی محدود می‌سازد، بلکه افق دید آنان را از توانایی‌هایشان و حوزه عملشان در آینده تنگ می‌کند.

مادران مسن

اما زنان نمی‌دانند که به هنگام پیری نقش مهم و پراهمیتی در خانواده دارند و می‌توانند نقش مهمی هم در تربیت نوه‌ها ایفا کنند. به‌طور کلی زنان و مردان به‌طور متفاوتی سالخورده می‌شوند. زنان بیشتر از مردان عمر می‌کنند. بخشی از این مزیت زنان در ارتباط با امید به زندگی می‌باشد. برخلاف ضعیف‌تر بودن جنسیت به‌نظر می‌رسد زنان در همه سنین مخصوصا در اوایل کودکی بیش از مردان قابل انعطاف باشند. با اینکه ممکن است برخی از زنان از آینده و پیری ترس داشته باشند ، بیشتر زنان در زمان بزرگسالی هم مزیت امید به زندگی را دارا هستند. به‌طور کلی امید به زندگی زنان در بدو تولد در کشورهای توسعه‌یافته اندکی بالاتر از 50سال و در بسیاری از کشورهای پیشرفته بیش از 70 سال است.

در جامعه سنتی افراد سالمند نقش پراهمیت و پراحترامی در خانواده‌ها دارند.

بیشتر زنان سالمند به دلیل تغییر نسل و فرهنگ دچار بیماری‌های مختلفی می‌شوند. هنگامی که مادربزرگ برحسب نسبت انتظار محبت، توجه و فرمانبری از فرزندان و نوه‌های خود را دارد و می‌خواهد با آنها زندگی کند چون می‌بیند که مورد بی‌توجهی قرار گرفته و تنها مانده است به بیماری روانی و یا روان‌تنی دچار می‌شود. در این صورت این بیماری موجب می‌شود تا فرزندان و نوه‌ها دوباره به او توجه کنند و او را مورد مهر و محبت قرار دهند، با این توجهات، زن سالمند بهبود می‌یابد، در نتیجه بار دیگر از مرکز توجه خارج شده و او را به‌دلیل اینکه بهبود یافته است، دوباره به خانه خودش بازمی‌گرداند.

بیشتر زنان سالمند به دلیل تغییر نسل و فرهنگ دچار بیماری‌های مختلفی می‌شوند. هنگامی که مادربزرگ برحسب نسبت انتظار محبت، توجه و فرمانبری از فرزندان و نوه‌های خود را دارد و می‌خواهد با آنها زندگی کند چون می‌بیند که مورد بی‌توجهی قرار گرفته و تنها مانده است به بیماری روانی و یا روان‌تنی دچار می‌شود.در این صورت نیاز به مهر و محبت باعث می‌شود تا زن سالمند بار دیگر ناخودآگاه دست به کار دیگری بزند تا مورد مهر و محبت قرار گیرد و سامانه خانواده را حفظ کند. در چنین مواردی باید ریشه اصلی بیماری را شناخت که همان دگرگونی جایگاه فرد در سامانه خانواده است و تا این مشکل حل نشود، بیماری‌ها یا مشکلات رفتاری متعدد زن سالمند، مانند کج‌خلقی، افسردگی، بیقراری و دردهای گوناگون برطرف نخواهد شد.بهتر است در چنین مواردی زن سالمند با دوستان خود و کلاس‌های گوناگون هنری و یا ورزشی، این تنهایی را پر کند تا بتواند خودش به درمان بیماری خود بپردازد.گاهی زن سالمند از نظر مادری و مادربزرگی وارد خانواده دختر یا پسر خود می‌شود و روابط جدیدی برقرار می‌گردد، بنابراین زن سالمند وارد سیستمی شده که باید خود را با این سیستم هماهنگ کند، کاری که برای او دشوار است، در نتیجه ناسازگاری‌ها و ناهماهنگی‌ها باعث بروز بیماری روحی در ضعیف‌ترین و آسیب‌پذیرترین عضو خانواده یعنی همان زن سالمند می‌شود. البته این وضعیت برحسب الگوهای فرهنگی به شکل بیماری واقعی و یا احساس کسالت ظاهر می‌گردد.در این مواقع، زن سالمند ممکن است ازدواج را راه‌حل خود بداند، ممکن است او وقتی ببیند که نمی‌تواند با نسل‌های جلوتر از خود کنار بیاید، به این فکر می‌افتد با یکی از هم‌نسل‌های خود زندگی کند و نیاز خود که همان مهر و محبت است را از وی طلب کند. بنابراین در سن بالا مجددا ازدواج و زندگی جدیدی را آغاز می‌کند و خوشبخت هم می‌شود. البته ازدواج همه سالمندان به این دلیل نیست.

به‌طور کلی زنان سالمند نسبت به آقایان از مشکلات بیشتری برخوردارند و بهتر است تا توجه بیشتری به این قشر در جامعه شود، چرا که زنان سالمند با توجه به روحیه لطیفشان که مخصوص زنان است با هر نوع بی‌مهری دچار بیماری و یا ضعف شده و نمی‌توانند در جامعه به خوبی زندگی کنند. البته امروز در جامعه می‌بینیم که زنان سالمند هنوز هم نقش مادربزرگ مهربان و مادر خوب را برعهده دارند و مورد احترام هستند، بنابراین باید تلاش کرد تا زن سالمند را از هرگونه بیماری برهانیم، چرا که زن سالمند فشارهای روانی ـ زیستی ـ اجتماعی را به شکل بیماری روانی، تظاهرات رفتار ضداجتماعی و یا بیماری جسمی آشکار می‌سازد ، از این‌رو چاره کار و درمان او نیز توجه به همه عواملی است که در زندگی وی وجود دارد. این درمان تنها در چارچوب خانواده انجام‌پذیر است و همان‌طور که خانواده نقش مهمی در تربیت فرزندان دارند، نقش مهمی هم در زندگی افراد سالمند و به‌خصوص زنان سالمند دارند.

بیایید این رفاه و آرامش عمیق را برای همه ی سالمندان عزیزمان فراهم کنیم. پارسیان آوید این رفاه و آرامش را برای سالمندان عزیز شما فراهم می کند.

ادامه مطلب...
تماس با خدمات پرستاری