تگ - محبت

شکل گیری شخصیت

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل): کودکان باید هم از نظ شخصیتی و هم اجتماعی به خوبی با محیط خود سازگار باشند تا زندگی شادی داشته باشند. در فرهنگ کشور ما که در آن زندگی اجتماعی بسیار پیچید است، شکل گیری شخصیت از اهمیت زیادی برخوردار است. والدین باید بفهم که شخصیت فرزند آنها بیش از آنکه به چیزی که از آنها ارث می برد متکی باشد، به آنچه او از آنها یاد می گیرد. مرتبط است. نظریه " به پدرش رفته است" مدت هاست که از بین رفته است. یعنی والدین باید مسئولیت چگونگی رشد  کودکانشان را برعهده بگیرند و مراقب خصلت های در حال پرورش آنها که در زندگی آینده شان به خوبی نمود پیدا می کند، باشند. بسیاری از ویژگی های شخصیتی فرزندتان، دورنمای آینده او را تحت تاثیر قرار می دهد، مانند توانایی ارتباط برقرار کردن و کنار آمدن با مردم، درس گرفتن از اشتباهات، تمایل به زندگی جمعی و سخت کار کردن، توان مشاهده ، تمرکز، تحقیق ، توانایی خلاق بودن، کامل، مستعد و جاه طلب بودن. همه این ویژگی ها به فرزندانتان کمک می کنند. در حالی که ویژگی هایی مانند تنبلی،، کند فکر کردن و ناتوانی در اظهار نظر و عدم توانایی در تمرکز کردن جلوی موفقیت او را می گیرند. والدین می توانند بر روی کسب این ویژگی های شخصیتی بسیار تاثیر بگذارند و می توانند برای تقویت ویژگی های ذاتی مثل استقلال، حساسیت متقابل ، کمال، طبیعت آرام و خود اتکایی کارهای بسیاری انجام دهند.

پرستار بیمار در منزل

پرستار سالمند در منزل

شکل گیری شخصیت در کودکان

همچنین والدین باید مسئولیت تحمیل آگاهانه یا غیر تعمدی ویژگی های شخصیتی خود بر فرزندانشان را برعهده بگیرند. از یک پدر یا مادر کم طاقت، به ندرت فرزندی صبور به وجودمی آید؛ کودک سخت گیر اغلب، والدین زودرنجی هم دارد. معمولاً کودک سختگیر به طور طبیعی یه یک نظام خانوادگی سخت گیرانه جواب میدهد. به ندرت اتفاق می افتد که از پدر یا مادر آرامی که همه چیز را به راحتی می پذیرند، فرزندی سخت گیر به وجود آید. به خاطر داشته باشید که تمام زندگی کودک شما به همان سال های اول زندگی یا حتی ماه های اولیه شکل می گیرد. اگر نیازهای اصلی فرزندتان را برآورده سازید و محبت و توجه بسیاری به او بکنید و به او انگیزه بدهید، ممکن است به فردی شاد تبدیل شود.

کودک شما از روزی که متولد می شود، شخصیت مستقلی را از خود نشان می دهد. شما با توجه به فعالیت های اصلی او به این موضوع پی می برید. حتی ممکن است زمانی که خسته است، و خیلی کم گریه کند و بیشتر آرام و خوشحال باشد. یا ممکن است به توجه شما نیاز داشته باشد، زمان گرسنگی، خستگی و بی حوصلگی خود را گریه کردن ابراز کند و فعال و مستعد باشد. زمانی که به او غذا می دهید، ممکن است سینه شما یا شیشه شیر را به راحتی بگیرد، به خوبی مک بزند و راضی شود. یا ممکن است در چسبیدن به سینه و گرفتن شیشه مشکل داشته باشد، فقط یک دقیقه مک بزند، قیل و قال کند، گریه کند، جیغ بزند و شما را ناراحت کند. ممکن است به خوبی گرسنگی را تحمل کند، آرام باشد و زمانی که به او شیر می دهید، آرام دراز بکشد ؛ یا ممکن است نا آرامی کند و بعد از شیر خوردن، مقدار زیادی بالا بیاورد.

ممکن است بیشتر ساعات روز را بخوابد و به ندرت آرامش شما را به هم بزند. از سوی دیگر ممکن است ساعت ها بیدار باشد، در سن بسیار کم از چرت نیم روز خود دست بکشد و بخواهد در جمع حضور داشته باشد و بازی کند و حتی در هفته های اول از تنها ماندن سر باز بزند. ممکن است اجتماعی باشد- از در جمع بودن، در آغوش رفتن، اسباب بازی و مردم خوشش بیاد. یا ممکن است این طور نباشد. ممکن است ظاهراً به بیشتر چیزها بی اعتنا باشد.

کارهایی که می توانید برای کمک به او انجام دهید:

  • ویژگی هایی از قبیل اعتماد، صمیمیت و معاشرتی بودن در اولین ماه های زندگی پرورش می یابند و در این زمان باید بیشتر روش های اصلی ارتباط با مردم را به او آموزش دهید. مهم تر از همه آن است که به تمام کارهایی که انجام می دهید خوشبینانه بنگرید و مقصود خود را شفاف بیان کنید؛
  • لبخند بزنید، مهمترین سلاح شما برای ابراز خوشنودی، رضایت، عشق و شادمانی می باشد. بعد از آن، صدایتان این وظیفه را برعهده دارد. کودکان در برابر صداهای دوست داشتنی، راضی، پر شور، و شاد با تن ملایم و بالا حساس هستند. همچنین به صداهای تسلی بخش، دلنواز و آرام واکنش نشان می دهند. از تولید صداهای تیز و منفی خودداری کنید؛
  • تماس بدنی- مانند نزدیکی، گرما و رایحه بدنتان هم مانند لمس کردن و ابراز فیزیکی محبت مهم هستند؛
  • بی وقفه او را تشویق کنید، اغلب به او جایزه بدهید، به طور مداوم او را  تحسینش کنید، بی دریغ رضایتتان را اعلام کنید و همواره به هنگام ابراز محبت، نام کودکتان را صدا بزنید. هر زمان که ممکن بود عبارت " دوستت دارم" را بر زبان بیاورید.
  • همواره به جلب توجه او پاسخ دهید، در غیر این صورت او تصور می کند فرد مهمی نیست و دیگر از شما چیزی نمی خواهد . با او ارتباط چشمی برقرار کنید، رودرویش قرار بگیرید و برای انتقال حس ارزشمند بودن به او از لمس کردن و ژست گرفتن استفاده کنید؛
  • منفی نباشید ، برای غلبه بر هر گونه حس منفی بینی که در کودک شما وجود دارد، سعی کنید حواس او را پرت کنید؛

 

 

ادامه مطلب...

توصیه هایی برای همراهی با افراد سالمند

چگونه باید از افراد سالمند مراقبت کرد چه مواردی را باید رعایت کنیم و روانشناسسان چه توصیه هایی در این زمینه به اطرافیان سالخوردگان می کنند برخی از بهترین کارهایی که برای سالمندان می توانیم انجام دهیم تا احساس بهتری داشته باشند را در این مطلب آورده ایم.

همراهی با سالمندان

درست است که دوران سالمندی به لحاظ ناتوانی و ضعف آنها شباهت‌های زیادی به دوران کودکی دارد، اما یادمان باشد هر گز نباید با سالمندان‌مان چون کودک رفتار کنیم. برخی از ما در ارتباط با آنها اصلا مراقب به خطر افتادن‌شان و مرتبه‌شان نیستیم. گویی فراموش کرده‌ایم سالمند ناتوانی که با آن مواجه هستیم‌شان و مرتبه خاصی دارد، امر و نهی می‌کنیم، انجام کارهایشان را مدام متذکر می‌شویم و… گاهی نگرش مراقبت ما کاملا متضاد با سن والدین‌مان است، همان‌طور که از فرزندانمان مراقبت می‌کنیم با آنها نیز چنین برخورد می‌کنیم، انگار نمی‌دانیم ما هرگز نمی‌توانیم والد پدر و مادر خود باشیم.

مادربزرگ ها و پدربزرگ ها حالا آنقدر ناتوان شده‌اند که نمی‌توانند به‌تنهایی زندگی کنند و هر روز از روز پیش افسرده‌تر و غمگین‌تر می‌شوند.

سالمندان چشم و چراغ خانه‌های ما هستند، همه ما ایرانی‌ها به این فرهنگ بومی که احترام به سالمندان واجب است، معتقدیم و همه باور داریم وجود این جواهرهای گرانبها ‌ در زندگی‌مان مغتنم و عین برکت است و اگر خدای ناکرده روزی از کنارمان پر بکشند و در خانه ابدی‌شان بیارامند، جامه می‌دریم و آه و فغان سر می‌دهیم و… اما باز‌ به وقت بودن‌ گاهی آنها را نمی‌بینیم و نمی‌شنویم و گاه حتی از سر گله و شکایت به آنان نیش زبان می‌زنیم یا با رفتارمان روح لطیف‌شان را آزرده می‌کنیم.

بی‌شک از حرف تا عمل راه بسیار بوده و بی‌گمان اندیشه و عمل به وظیفه نگهداری و احترام سالمندان نیازمند تاکید و آموزش بسیار است، ما به‌عنوان یک ایرانی که همیشه به فرهنگ غنی ارزش‌های ملی و دینی خود مفتخر بوده‌ایم، باید بیش از دیگر کشورها، سالمندان‌مان را چنان که بایسته و شایسته آنان است، ارج نهیم. بی‌تردید تغییر نگاه به سالمندان و کاهش سوء‌رفتار با آنان در خانواده نیازمند تمرین و تربیت است. اما پیش از هر چیز باید پاسخ این سوالات را بیابیم که چگونه باید با سالمندان رفتار ‌و از آنها پرستاری کنیم؟ مراقبت‌های ویژه سن آنها چیست؟ چطور با مشکلات جسمی و روانی آنها کنار بیاییم و مهم‌ترین نیازهای آنها کدام است و چگونه باید آنها را مرتفع ساخت؟

سالمندان را کودک ندانید

درست است که دوران سالمندی به لحاظ ناتوانی و ضعف آنها شباهت‌های زیادی به دوران کودکی دارد، اما یادمان باشد هر گز نباید با سالمندان‌مان چون کودک رفتار کنیم. برخی از ما در ارتباط با آنها اصلا مراقب به خطر افتادن‌شان و مرتبه‌شان نیستیم. گویی فراموش کرده‌ایم سالمند ناتوانی که با آن مواجه هستیم‌شان و مرتبه خاصی دارد، امر و نهی می‌کنیم، انجام کارهایشان را مدام متذکر می‌شویم و… گاهی نگرش مراقبت ما کاملا متضاد با سن والدین‌مان است، همان‌طور که از فرزندانمان مراقبت می‌کنیم با آنها نیز چنین برخورد می‌کنیم، انگار نمی‌دانیم ما هرگز نمی‌توانیم والد پدر و مادر خود باشیم و مواظبت از آنها نیازمند مهارت خاصی است. این مهارت‌ها آموختنی است و صرفا نمی‌توان با مهر و محبت این مهارت‌ها را در خود به وجود آورد.

به استقلال‌شان احترام بگذارید

نبود استقلال و سلب قدرت و اختیارات مدیریت خانه، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فکری و روانی بسیاری از سالمندان است که به واسطه بیماری یا زندگی کردن در خانه فرزندان مجبورند از آن چشم بپوشند. اگر اطرافیان هم فراموش کرده باشند آنان خود‌ بخوبی می‌دانند و به یاد می‌آورند که روزی رئیس و مدیر و همه‌کاره خانه‌شان بوده‌اند. این امر در حقیقت برای آنان به مثابه فقدان شخصیت، احترام و استقلال معنا می‌شود. سلب قدرت و اختیارات از یک پدر و مادر فرمانده ۷۰ یا ۸۰ ساله خانواده، چون ضربه کاری است که روح و روان آنها را ‌ یکباره در هم می‌پیچید، زیرا اینان به چشم خود می‌بینند که دیگر هیچ‌گونه اختیار، قدرت و استقلالی در جریان امور خانه و زندگی ندارند و این نه‌تنها در روحیه پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌های سالمند و از کار افتاده‌ تاثیر سوئی می‌گذارد، بلکه ممکن است آنان را به تقابل و جبهه‌گیری وا دارد که به موجب آن نیز‌ با فرزندان دچار اختلاف می‌شوند.

بنابراین بزرگ‌ترین خدمتی که می‌توانیم به سالمندان کنیم این است که آنان را تا جایی که می‌شود، وابسته به دیگران نکنیم. به تعبیری دیگر، استقلال‌شان را نگیریم و آنها را برای انجام ساده‌ترین کارها یا تصمیم گیری‌ها، وابسته به خود نکنیم، چون کرامت و حرمت انسانی در پرتو استقلال محقق می‌شود. برای مواجهه با این امر توصیه می‌کنیم حتی‌المقدور اجازه دهید سالمندتان، خود‌ به کارهایش رسیدگی کند و فقط زمانی به کمک به او بشتابید که تقاضای کمک می‌کند و در صورت عدم توانایی افراطی و نیازمندی مدام به شما، با کلام شیرین و نگاه محبت آمیز به آنها تفهیم کنید که منتی برایشان نیست و از این که کنار آنها هستید احساس لذت و شادی می‌کنید.

حس مفید بودن سالمند را تقویت کنید

معمولا بسیاری از سالمندان با وجود ضعف قوای جسمانی و آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌ها‌ همواره در تلاشند که به خود و دیگران نشان دهند که هنوز هم مانند گذشته فردی موثر هستند. حال اگر اطرافیان بتوانند به طرق مختلف، به سالمندانشان کمک کنند که از نظر ذهنی حس موثر و مفید بودن را داشته باشند باعث می‌شوند نه‌تنها آنان جایگاهشان را مخاطره‌آمیز نبینند، بلکه کمتر احساس اضطراب کرده و دچار کاهش اعتماد به نفس شوند. مثلا می‌توانید در تربیت فرزندان از آنها طلب مساعدت کنید یا در حوزه‌های مختلف، نظر آنها را بخواهید. بی‌تردید اکثر سالمندان توانمندی‌های خاصی دارند که اگر به آنها فرصت و موقعیت اجرا دهید و در رفتارها‌یتان نیز حضور آنها را در پیشبرد فعالیت‌تان حتمی قلمداد کنید، نه‌تنها آنان احساس سرباربودن و غیرموثر بودن نخواهند کرد، بلکه به موجب آن بسیاری از مسائل و مشکلات‌‌مان هم حل خواهد شد.

به اندازه محبت کنید

درست است که شما به‌عنوان فرزند وظیفه‌تان است از والدین کهنسالتان مراقبت کنید اما افراط و تفریط در این امر هرگز پسندیده نیست. از سر دلسوزی یا محبت زیاد، هرگز انجام امور شخصی سالمندان را به‌‌عهده نگیرید، رسیدگی‌های بدون ضرورت گاهی نتایج معکوس به بار می‌آورد. رفتارهای محبت‌آمیز افراطی اگر چه در ظاهر مثبت است، اما در باطن خیانتی بزرگ در حق والدین سالمند محسوب می‌شوند. چرا که ممکن است با این انجام این نوع کارها، حس پیری و زود ازکارافتادگی پیش از موعد مقرر به آنان تلقین و تزریق شود.

از سوی دیگر، اگر نیازمندی آنان به شما محرز است بهتر است یک تنه مسئولیت مراقبت از آنان را برعهده نگیرید، شما هم به مانند دیگران باید زندگی کنید و اجازه ندهید نگهداری شبانه‌روزی از سالمند بیمارتان، شما را از پا در بیاورد یا از زندگی خانوادگی و شغلی دورتان کند.

در چنین شرایطی بهتر است متوجه موقعیت و شرایط امروز زندگی‌تان باشید و برای حل این مساله هم شده، هرگز مشکلی به مشکلاتتان اضافه نکنید. بنابراین توصیه می‌کنیم از دیگر خواهران و برادران خود در انجام این امر مساعدت بخواهید و با یکدیگر برای ساعات حضور خود در کنار سالمند هماهنگ باشید. تاکید می‌کنیم این هماهنگی‌ها را به دور از چشم سالمند انجام دهید، چه بسا مشاهده این اوضاع برای ایشان ناخوشایند خواهد بود و حس استیصال و درماندگی مفرطی را به آنها القاء خواهد کرد.

در همه حال به سالمندان احترام بگذارید

حرمت گذاشتن به سالمندان نشانه قدرشناسی از زحمات بی‌دریغ آنان در یک عمر زندگی پربرکت‌شان است. وقتی پدر و مادر یا یکی از بستگان به پیری می‌رسند، هم به مراقبت بیشتری نیازمندند و هم متوقع‌اند که در این سنین علاوه‌بر برخورداری از احترام بیشتر، جایگاه‌شان نیز در خانواده محفوظ بماند. بسیاری از سالمندان حساسیت‌های بیش از حد و زودرنجی‌های سریع دارند، در این سن و سال، باید بیشتر به آنان توجه و محبت نشان داد تا احساس زیادی بودن یا سربار بودن نکنند. خوب است اگر برای هزارمین بار هم داستان‌های تکراری زندگی‌شان را می‌شنوید، خم به ابرو نیاورید و هر بار چون نخستین بار شنوای حرف‌هایشان باشید، با آنها مشورت کنید و در صورت لزوم از تجارب‌شان استفاده کنید، چرا که به قول قدیمی‌ترها آنچه جوان در آیینه می‌بیند، پیر در خشت خام مشاهده می‌کند.

گوش دل شنوای سالمندی که خوب نمی‌شنود

در نظر گرفتن شرایط و مشکلات جسمانی و تندرستی سالمندان در برقراری ارتباط و تعامل بهینه با آنان نقش بسزایی دارد. برخی از سالمندان مشکل شنیدن دارند و برخی نیز، در صحبت کردن یا تفهیم صحبت‌هایشان به دیگران تحت فشار هستند، بی‌شک این عوامل تعامل را دشوار می‌کنند. اگر چنین سالمندی در منزل دارید، پیشنهاد می‌کنیم در برقراری ارتباط با آنان به نکات زیر توجه کنید:

* هنگام تعامل با سالمندان به شرایط محیط گفت‌وگو مثل وجود عوامل مزاحم برای شنیدن یا حرف زدن توجه داشته باشید. آیا سروصدای مزاحم وجود دارد؟ صدای تلویزیون یا رادیو بلند است؟ آیا تعداد زیادی در این فضا در حال صحبت با هم هستند؟ و… اگر احساس می‌کنید فضا به اندازه کافی مناسب نیست، سعی کنید با حذف اصوات مزاحم، محیط را مهیا و مساعد برای گفت‌وگو کنید.

* اگر سالمند شما مشکل شنوایی دارد، ضمن حفظ تماس چشمی، واضح و شمرده حرف بزنید. روبه‌روی او و چهره به چهره با وی ارتباط برقرار کنید، کلمات را تندتند یا بریده بریده بیان نکنید. حتی‌المقدور با زبان سالمند با وی سخن بگویید، چه بسا استفاده از کلمات عامیانه یا تکیه‌کلام‌های نسل جدید، گفتار را مبهم و نامفهوم می‌کند.

* در گفت‌وگو با افراد سالخورده‌ای که حافظه کوتاه‌مدت یا مشکل شنوایی دارند، هرگز از جملات و سوالات مبهم و غیرواضح استفاده نکنید، حتی‌المقدور زبان صریح و روشنی داشته باشید چرا که فهم آن آسان‌تر است. اگر درک و فهم سوال یا جملات شما برای سالمندتان دشوار است، اصراری بر تکرار چندین باره نداشته باشید. همچنین بهتر است تن صدای‌تان را نیز مناسب کنید. بین بلند حرف زدن و روشن و واضح حرف زدن تفاوت بسیار است، هرگز با صدای بلند فریاد نزنید، بهتر است نزدیک گوشی که شنوایی بهتری دارد، با او صحبت کنید.

* سعی کنید عبارات و نظرات خود را به طور منطقی و معقول و با نگاه مستقیم در چشمان سالمند مطرح کنید، حواستان باشد از درهم آمیختن مطالب و موضوعات مختلف، به‌شدت خودداری کنید، چرا که اگر چند مساله متفاوت را با هم ترکیب کنید، ممکن است فهم آن برای سالمند سخت و دشوار شود. در هر ارتباط تلاش کنید فقط یک منظور را به فرد سالخورده انتقال دهید، مثلا نگویید: «اول غذایتان را بخورید بعد صدایم کنید شماره خاله را بگیرم تا با او صحبت کنید»؛ بلکه بگویید: «غذایت را بخور»، سپس بعد از انجام این کار بگویید: «حالا وقت آن است که شماره بگیرم تا با خاله احوالپرسی کنید.»

* اگر سالمندتان مشکلات حافظه یا شنوایی دارد، لازم است از امکانات بصری برای تفهیم سخنان‌تان استفاده کنید. همزمان با بیان عبارات خود درباره هر آنچه که قصد صحبت کردنش را دارید با نشان دادن توضیحات تصویری نیز، کلام‌تان را تکمیل کنید، مثلا در حالی که به سرتان اشاره می‌کنید، بگویید:‌ «سرتان درد می‌کرد، بهتر شده است؟»

 

 

 

ادامه مطلب...

با سالمندان بی حوصله چگونه رفتار کنیم؟

محبت به سالمندان از جمله بارزترین و برجسته ترین علامت های  اخلاق و انسانیت است .زیرا محبت به سالمندان مانند محبت به همسر دوطرفه نیست و مانند محبت به کودکان شیرین و جذاب هم نیست بلکه متحمل زحمت و شاید آزار و اذیت هم باشد.بنابراین حسن رفتار ما با سالمندان ملاک انسانیت و نمره اخلاق ماست .در توصیه های اخلاقی همواره صحبت از نیکی به سالمندان و نگهداری آنها در جمع گرم خانواده  می شود در حالیکه تحمل بدخویی بعضی از سالمندان دشوار است.

رفتار با سالمندان بی حوصله

باید پذیرفت که گاهی از اوقات آنچه افراد در دوره سالمندی تجربه می کنند محصول طبیعی اعمال خودشان است .گاهی ما مجبور به نگهداری از سالمندانی هستیم که  خلقیات ناپسندشان ما را رنج می دهد مثل پدر بزرگ شکاکی که به هر گونه عملکرد اعضای خانواده خود سوءظن دارد.همچنین گاهی احساسات بد و خاطرات ناخوشایندمان موجب کاهش صبر و طاقتمان در مقابل سالمندان می شود.

با نیکی کردن به سالمندان و تحمل اخلاق و رفتار بدشان  می توانیم حسن خلق را تمرین کرده و صبور و مقاوم شویم .نیکی کردن به کسی که به ما بدی کرده می تواند موجب احساس فرح درونی و سلامت روحی ما گردد.هیچ گاه گمان نکنید کسانی که این مشکلات را ندارند خوشبختی هایی دارند که شما ندارید .چه بسا گرفتاریهایی که به خاطر این نیکی از شما سلب شده باشد . علاوه بر این ،حضور سالمندان در خانواده می تواند فرصتی طلایی برای آموزش رفتار ها و اخلاقهای نیک به فرزندان را به وجود آورد .اما اگر به هر دلیلی آنها را به خانه سالمندان فرستادید بازهم به آنها محبت کنید.مبادا چیزی را بهانه کنید که از ایشان فاصله بگیرید .فراموش کردن آنها اگر چه ظاهرا تکالیف شما را کم می کند شما را گرفتار عذاب وجدان می کند ،چه بسا خودتان هم متوجه نباشید.یادتان باشد هر انسانی در روح خودش به محبت کردن به دیگران نیازمند است.

بی حوصلگی بسیاری از بیماری های عصبی و ناآرامی ها و نگرانیهای پنهان ما که حاصل عذاب وجدان است .احسان کردن به پیران ،از برجسته ترین اشکال احسان است که می تواند تغذیه روحی و معنوی مناسبی برای ما باشد. اگر بداخلاقی سالمندان عارضه پیری باشد مثلا در اثر بیماریهای این دوران یا معلول احساس بی کفایتی به خاطر از دست دادن کار و همکاران یا به خاطر احساس مزاحمت و سربار بودن و از این قبیل باشد ،با فراهم آوردن شرایط بهتر و با تلقین مفید بودن و رحمت بودنشان در خانواده می توانید بدخلقی هایشان را چاره کنید.

اما اگر بد خلقی جزء رفتارشان بوده و هست؛  ما مامور به تربیت سالمندان نیستیم .هر چند اگر هم بودیم چندان موفقیتی به دست نمی آوردیم .دوران پیری دوران تثبیت خلقیات و ملکه شدن عادات است .تغییر اخلاق و رفتار کسی در دوران پیری تقریبا بعید است .تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که از ایجاد تنش جلوگیری کنیم .با مدارا و حفظ آرامش می توانیم به راحتی با آنها کنار بیاییم .اصرار نداشته باشید تا چیزی را به ایشان اثبات کنید.اگر مهربان باشید و حسن نیتتان را نشان بدهید به خاطر ضعف و رقت قلبی دوران سالخوردگی خیلی زود به شما وابسته می شوند .اگر خوش بین باشید و با باورهای منفی کار را برای خود سخت نکنید با سالمندان بداخلاق هم می تواند دوست شوید و فضای خوبی را در خانواده ایجاد کنید.

ادامه مطلب...

احساسات ناخوشایند را از سالمندان دور کنید

اگر هنوز وارد مرحله پیری نشده اید خوب است بدانید که این سن علاوه بر یک دسته احساسات  خوشایند می تواند احساسات ناخوشایند را نیز به همراه داشته باشد.توجه به بهداشت روان و احساسات سالمندان بسیار اهمیت دارد احساسات ناخوشایند می تواند بر عملکرد و سلامت جسمی سالمندان تاثیر مخربی داشته باشد .

احساسات ناخوش سالمندان

احساساتی که بخش زیادی از آن محصول بی توجهی اطرافیان است. احساس غم و اندوه بخاطر بی توجهی فرزندان و اطرافیان که عمری برای رفاه آنان تلاش کرده اید، احساس تنهایی به علت طرد شدن، احساس یاس و ناامیدی، احساس اضطراب و نگرانی، احساس هرز رفتن و بیهوده بودن ، احساس سربار بودن و …این دسته احساسات منفی در واقع جدی ترین خطرهایی است که فرد سالمند را تهدید می کند و ارتباط مستقیم با در انزوا قرار گرفتن او از سوی اطرافیان دارد

اگر این شرایط را با دسته ای از اتفاقات دیگر که حس بیشتری از ناتوانی و ناکارآمدی را به سالمند یا میانسال القا می کند جمع کنید ، اتفاقاتی مثل بازنشستگی ، فوت دوستان ، تعویض محل زندگی بخاطر کم شدن تعداد نفرات و گرانی مسکن و دیگر مسائل ، زن یا مردی که خود را زمانی صاحب قدرت و نفوذ  می دانست یکباره خود را تنها و فاقد قدرت می یابد و این ناراحتی گاهی به حوادثی نامناسب می انجامد و موجب ناراحتی روانی سالمند می شود

تنهایی یا احساس تنهایی اثرات بسیار عمیقی بر فرد بر جای می نهد و حتی بر میزان خوردن غذا و متابولیسم  و تغییرات بیولوژیکی نیز موثر است شاید با خود بگویید یک سالمند نیز براحتی می تواند با دیگران دوست شود و به محیط دیگر عادت کند ولی این واقعیت ندارد.

اغلب سالمندان توانایی خود را برای انطباق با محیط از دست می دهند و انگیزه کافی ندارند تا برای سالهای کم عمر که پیش رو دارند زحمت آشنایی با دیگران و ریسک داشتن دوست ها و ارتباطات جدید را بپذیرند. سالمندان فاقد منابع مجدد دوستی هستند زیرا اکثر آنها کار نمی کنند و موقعیت ایجاد روابط دوستانه در محیط کار را ندارند و دوستان هم سن و سالشان را به نوعی از دست داده اند. این مسئله تنهایی آنها را افزایش می دهد.

سالمندان به دلیل بازنشستگی و دوری از فرزندان  نیاز به ارتباط و توجه عاطفی بیشتری را در خود احساس می کنند که این نیاز باید مورد توجه قرار گرفته و پاسخ داده شود.

برنامه ریزی صحیح و استفاده از وجود سالمندان و  تجربیات آنان هم تنهایی آنها را برطرف می کند و هم منبعی مفید و ارزشمند از معلومات و تجربیات را در اختیار جوانان نسل بعد قرار می دهد. سالمندان نیاز های گسترده ای ندارند. تنها امیدوارند فرزندان و بستگانی که سالمند زندگی خویش را به پای رفاه ، شادی و سلامت آنان گذاشته است، قدردان زحمات و رنجهای وی باشند. سالمندان نیازمند محبت و احترامند. خواستار آنند که از سوی فرزندان و نوه های خود مورد مشورت قرار گیرند و رای و نظر آنان بعنوان فرد با تجربه خانواده محترم داشته شود.

.

ادامه مطلب...

چگونه از سالمندان نگهداری کنیم؟

درست است که دوران سالمندی به لحاظ ناتوانی و ضعف آنها شباهت‌های زیادی به دوران کودکی دارد، اما یادمان باشد هر گز نباید با سالمندان‌مان چون کودک رفتار کنیم. برخی از ما در ارتباط با آنها اصلا مراقب به خطر افتادن‌شان و مرتبه‌شان نیستیم. گویی فراموش کرده‌ایم سالمند ناتوانی که با آن مواجه هستیم‌شان و مرتبه خاصی دارد، امر و نهی می‌کنیم، انجام کارهایشان را مدام متذکر می‌شویم و... گاهی نگرش مراقبت ما کاملا متضاد با سن والدین‌مان است، همان‌طور که از فرزندانمان مراقبت می‌کنیم با آنها نیز چنین برخورد می‌کنیم، انگار نمی‌دانیم ما هرگز نمی‌توانیم والد پدر و مادر خود باشیم.

نگهداری و مراقبت از سالمندان

سالمندان چشم و چراغ خانه‌های ما هستند، همه ما ایرانی‌ها به این فرهنگ بومی که احترام به سالمندان واجب است، معتقدیم و همه باور داریم وجود این جواهرهای گرانبها ‌ در زندگی‌مان مغتنم و عین برکت است و اگر خدای ناکرده روزی از کنارمان پر بکشند و در خانه ابدی‌شان بیارامند، جامه می‌دریم و آه و فغان سر می‌دهیم و... اما باز‌ به وقت بودن‌ گاهی آنها را نمی‌بینیم و نمی‌شنویم و گاه حتی از سر گله و شکایت به آنان نیش زبان می‌زنیم یا با رفتارمان روح لطیف‌شان را آزرده می‌کنیم.

سالمندان را کودک ندانید:
درست است که دوران سالمندی به لحاظ ناتوانی و ضعف آنها شباهت‌های زیادی به دوران کودکی دارد، اما یادمان باشد هر گز نباید با سالمندان‌مان چون کودک رفتار کنیم. برخی از ما در ارتباط با آنها اصلا مراقب به خطر افتادن‌شان و مرتبه‌شان نیستیم. گویی فراموش کرده‌ایم سالمند ناتوانی که با آن مواجه هستیم‌شان و مرتبه خاصی دارد، امر و نهی می‌کنیم، انجام کارهایشان را مدام متذکر می‌شویم و... گاهی نگرش مراقبت ما کاملا متضاد با سن والدین‌مان است، همان‌طور که از فرزندانمان مراقبت می‌کنیم با آنها نیز چنین برخورد می‌کنیم، انگار نمی‌دانیم ما هرگز نمی‌توانیم والد پدر و مادر خود باشیم و مواظبت از آنها نیازمند مهارت خاصی است. این مهارت‌ها آموختنی است و صرفا نمی‌توان با مهر و محبت این مهارت‌ها را در خود به وجود آورد.
‌به اندازه محبت کنید:
درست است که شما به‌عنوان فرزند وظیفه‌تان است از والدین کهنسالتان مراقبت کنید اما افراط و تفریط در این امر هرگز پسندیده نیست. از سر دلسوزی یا محبت زیاد، هرگز انجام امور شخصی سالمندان را به‌‌عهده نگیرید، رسیدگی‌های بدون ضرورت گاهی نتایج معکوس به بار می‌آورد. رفتارهای محبت‌آمیز افراطی اگر چه در ظاهر مثبت است، اما در باطن خیانتی بزرگ در حق والدین سالمند محسوب می‌شوند. چرا که ممکن است با این انجام این نوع کارها، حس پیری و زود ازکارافتادگی پیش از موعد مقرر به آنان تلقین و تزریق شود.
از سوی دیگر، اگر نیازمندی آنان به شما محرز است بهتر است یک تنه مسئولیت مراقبت از آنان را برعهده نگیرید، شما هم به مانند دیگران باید زندگی کنید و اجازه ندهید نگهداری شبانه‌روزی از سالمند بیمارتان، شما را از پا در بیاورد یا از زندگی خانوادگی و شغلی دورتان کند.
در چنین شرایطی بهتر است متوجه موقعیت و شرایط امروز زندگی‌تان باشید و برای حل این مساله هم شده، هرگز مشکلی به مشکلاتتان اضافه نکنید. بنابراین توصیه می‌کنیم از دیگر خواهران و برادران خود در انجام این امر مساعدت بخواهید و با یکدیگر برای ساعات حضور خود در کنار سالمند هماهنگ باشید. تاکید می‌کنیم این هماهنگی‌ها را به دور از چشم سالمند انجام دهید، چه بسا مشاهده این اوضاع برای ایشان ناخوشایند خواهد بود و حس استیصال و درماندگی مفرطی را به آنها القاء خواهد کرد. همچنین بهتر است مراقبی را بر بالین سالمند بیمار بنشانید که خود از سلامت جسمی و روحی مساعدی برخوردار باشد، چه بسا مراقبی که بیمار است، عصبی یا وسواسی است، به شکل افراطی از بیمار حمایت می‌کند یا او را به حال خودش رها می‌کند و... قطعا دردسرساز می‌شود.
حس مفید بودن سالمند را تقویت کنید:
معمولا بسیاری از سالمندان با وجود ضعف قوای جسمانی و آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌ها‌ همواره در تلاشند که به خود و دیگران نشان دهند که هنوز هم مانند گذشته فردی موثر هستند. حال اگر اطرافیان بتوانند به طرق مختلف، به سالمندانشان کمک کنند که از نظر ذهنی حس موثر و مفید بودن را داشته باشند باعث می‌شوند نه‌تنها آنان جایگاهشان را مخاطره‌آمیز نبینند، بلکه کمتر احساس اضطراب کرده و دچار کاهش اعتماد به نفس شوند. مثلا می‌توانید در تربیت فرزندان از آنها طلب مساعدت کنید یا در حوزه‌های مختلف، نظر آنها را بخواهید. بی‌تردید اکثر سالمندان توانمندی‌های خاصی دارند که اگر به آنها فرصت و موقعیت اجرا دهید و در رفتارها‌یتان نیز حضور آنها را در پیشبرد فعالیت‌تان حتمی قلمداد کنید، نه‌تنها آنان احساس سرباربودن و غیرموثر بودن نخواهند کرد، بلکه به موجب آن بسیاری از مسائل و مشکلات‌‌مان هم حل خواهد شد.
ادامه مطلب...
تماس با خدمات پرستاری