تگ - مراقبت از کودک

مراقبت بعد از مدرسه

پرستار کودک

پارسیان آوید(پرستار کودک در منزل): بعد از شش و هشت سالگی، کودکان به دنبال استقلال هستند.

آنها به سوی آرمان های خود و هم صحبتی با بزرگ ترهایی که پدر و مادر آنها نیستند.

مخصوصاً مربیان و سایر کودکان رو می آوردند. هر چند آنها در این سن می توانند چندین ساعت بدون مراقبت مستقیم بزرگتر ها سرکنند.

ولی هنوز هم از این که بدانند به جایی تعلق دارند، بسیار برایشان مفید خواهد بود.

یکی از پدرها یا مادرهای همسایه می توانند تا زمانی که مادر یا پدر کودک از سر کار بر می گردد، از او مراقبت کند.

مراکز بازی پس از مدرسه هم برای کودکان بسیار ارزشمند هستند، مخصوصاً برای آنهایی که مادرهایشان کار می کنند.

پرستار سالمند در منزل

پرستار بیمار در منزل

مراقبت کودکان بعد از مدرسه

کودکان قفل و کلیدی:

به علت کمبود مراکز بازی با کیفیت و ارزان قیمت پس از مدرسه، میلیون ها کودک آمریکایی قفل و کلیدی وجود دارند.

آنها بعد از مدرسه با کلید خودشان به خانه می روند و قفل و زنجیر در را می اندازند تا مادر یا پدر برگردند.

یک کودک مسئول و مطمئن به خود می تواند در این فاصله از خود مراقبت کند.

به شرط این که احساس امینت کند و واقعاً از امینت کافی برخوردار باشد.

برنامه ریزی  دقیق، هم به مادر و پدر و هم به کودک کمک می کند که از این بابت احساس  اطمینان کنند.

مهم است که کودکان قفل و کلیدی بدانند در صورت ضرورت، چگونه به پدر و مادر خود دسترسی داشته باشند.

باید به این کودکان مسائل ایمنی و حفاظتی را به شکلی کامل آموخت.

وقتی آدم غریبه ای در خانه  را می زند  چه بگویند و چه کار کنند.

آنها باید بدانند که تا نیامدن پدر و مادر چه کارهایی را می توانند انجام بدهند.

مثلاً  چقدر تلویزیون تماشا کنند و چه کارهایی را نباید بکنند.

هر چند ممکن است شما تصور کنید که کودکان بزرگ تر بهتر از بچه ها از خودشان مراقبت می کنند.

ولی همیشه هم این طور نیست. نوجوانانی که برای مدتهای طولانی بدون سرپرست سر میکنند.

بسیار بیشتر از بچه ها در معرض دست زدن به اعمال خطرناکی

چون سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر و الکل و ایجاد رابطه جنسی هستند.

نوجوانان در چهار چوب محدودیت های معقول در مورد رفتارهای خود، احساس راحتی بیشتری می کنند.

پرستار کودک

پرستار کودک خوب برای پدر و مادر نعمتی است و می تواند به کودک کمک کند که به شکل سالم و مناسبی،مستقل شود.

نکته مهم این است که شما و فرزندتان، پرستار بچه را خوب بشناسید. فرض کنیم که او یک زن است.

(هر چند دلیل خاصی وجود ندارد که پرستار بچه مردم باشد).

قرار است پرستار کودک، شب ها کنار کودکی باشد که از خواب نمی پرد.

تنها نکته ضروری این است که عاقل، حساس و قابل اعتماد باشد، ولی در مورد کودکی که دائماً از خواب می پرد.

باید پرستاری برای او آشنا باشد و دوستش داشته باشد.

اغلب بچه ها از این که از خواب بپرند و آدم غریبه ای را کنار تخت خود ببینند، وحشت می کنند.

شما می توانید برای پیدا کردن پرستار بچه مطمئن به یکی از آژانس های معتبر مراجعه کنید و یا از دوستان معتمد کمک بگیرید.

مدتی رفتار پرستار را کودک خود را زیر نظر بگیرید و ببینید که آیا حرف بچه ها را می فهمد و می تواند با مهربانی و جدیت آنها را اداره کند؟

مدتی را در کنار او و فرزندتان سپری کنید.

به این ترتیب کودکان بدون آن که تلاش چندانی به خرج بدهند و لازم باشد پرستار هم کوشش زیادی بکند.

به یکدیگر عادت می کنند. هنگامی که کودکان به تدریج پرستار را می پذیرند، او می تواند کارهای بیشتری را برایشان انجام دهد.

بهتر است نهایتاً بیش از یکی دوبار، پرستار بچه را تغییر ندهید.

برای این که کار پرستار آسان تر شود، بهتر است دفترچه یادداشتی داشته باشید.

که در آن کارهای روزمره کودک و بعضی از چیزهایی را که به زیان خود درخواست می کند.

شماره تلفن های پزشک و همسایه ای معتمد برای مواقع اضطراری ( در صورتی که به شما دسترسی نباشد)،ساعات خواب، خوراک هایی که پرستار می تواند مصرف کند.

ملافه ها، لباس خواب و سایر لوازم ضروری، خاموش و روشن کردن اجاق گاز و امثال این ها را بنویسید.

از همه مهم تر این که شما باید پرستار بچه تان را بشناسید و مطمئن شوید که کودک به او اعتماد می کند.

جوان یا پیر؟ این مساله بیشتر به بلوغ عاطفی و روحیه فرد بستگی دارد و چندان به سن مربوط نیست.

نوجوانان چهارده ساله فراوانی هستند که بسیار توانا و قابل اعتمادند، هر چند عادلانه نیست.

که چنین قابلیتهای بالایی را از آدم های چهارده ساله توقع داشته باشیم.

بعضی از بزرگ تر ها ابداً قابل اعتماد نیستند، بلکه خشن و جاهل اند. بعضی از بزرگ ترها با کودکان راه  می آیند.

در حالی که بعضی ها بسیار غیر قابل انعطاف و عصبی هستند و به هیچ وجه نمی توانند با یک کودک کنار بیایند.

در بسیاری از جوامع، برای پرستاران بچه دوره های آموزشی می گذارند.

 

ادامه مطلب...

مراقبت های بهداشتی از بند ناف در دوران نوزادی و شیرخوارگی

پرستار کودک

پارسیان آوید(پرستار کودک در منزل):دوران نوزادی دورانی بسیار مهم و حساس در زندگی کودک است.

این دوران از تولد تا 28 روز اول زندگی کودک را تشکیل می دهد.

بالاترین درصد مرگ و میر کودکان در سال اول زندگی و به ویژه در ماه اول تولد اتفاق می افتد.

این مرحله از زندگی کودک در واقع تطابق از زندگی داخل رحمی به زندگی خارج رحمی است.

بسیاری از دستگاه های بدن مانند قلب، کلیه، دستگاه عصبی و غیره.

دچار تغییرات و تحولاتی می شوند تا با شرایط جدید زندگی کودک تطابق یابند.

لذا نحوه ی مراقبت از اندام های طفل و نیز تغذیه و بهداشت کودک بسیار اهمیت دارد.

و در این میان نقش پرستار کودک به عنوان فردی آگاه در ارائه خدمات بهداشتی و دادن آگاهی های لازم به جوانانی که به زودی نقش پدر و مادر را ایفا خواهند کرد از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

پرستار سالمند در منزل

پرستار بیمار در منزل

مراقبت از بند ناف

دورانی که جنین در رحم مادر قرار دارد، از طریق بند ناف که به جفت متصل است، تغذیه می شود.

بعد از تولد، این ارتباط قطع شده و نوزاد از طریق دهان تغذیه می شود.

در موقع زایمان، ماما یا پزشک اتصال بندناف و جفت را برای تمام شدن عمل زایمان قطع می کند.

در صورتی که بند ناف با اشیای آلوده یا ادرار و مدفوع تماس پیدا کند. میکروب های گوناگون از قسمت بریده شده بند ناف، وارد خون نوزاد می شود.

که  این باعث بیماری های وخیم و خطرناکی، از قبیل کزاز و یا عفونت خون را به دنبال خواهد داشت.

امروزه بیشتر زایمان ها در مراکز درمانی انجام میگیرد و آلودگی بند ناف به ندرت اتفاق می افتد.

اما در نقاط دور افتاده بر اساس بعضی از سنت های غلط مواد غیر بهداشتی را روی ناف بریده شده می گذارند.

و از این طریق میکروب های فراوانی را وارد بدن کودک می کنند.

برای تمیز کردن بند ناف  از هیچ گونه ماده ای استفاده نشود، تجربه نشان داده با استفاده از این رشو بند ناف زودتر خشک شده و می افتد.

گاهی، چند ساعت بعد از زایمان، خونریزی یا نشت خون در محل بند ناف دیده می شود.

که امکان دارد علت آن محکم نبودن گیره ای باشد که با آن بند ناف را بسته اند.

در صورت بروز چنین حادثه ای،باید فوراً به پزشک مراجعه کنید.

تایم زمانی جدا شدن بند ناف در نوزادان متفاوت است، ولی معمولا حدود 7 تا 10 روز طول می کشد.

بند ناف تدریجاً خشک می شود و سپس خود به خود می افتد و نیازی به دستکاری نیست.

ممکن است در بعضی موارد بند ناف، زودتر و گاهی دیرتر جدا شود که هر دو حالت طبیعی و جای نگرانی نیست.

در بعضی از مواقع بند ناف به دلیل عدم رعایت بهداشت دچار عفونت می شود.

و اطراف ناف قرمز شده عفونت پیدا می کند، ممکن است قدری چرک در محل بند ناف جمع شده شود.

علت عفونت ناف، آلوده بودن وسیله ای است که با آن بند ناف را بریده اند و یا آلودگی ها و دستکاری های بعدی می باشد.

در چنین مواقعی، باید کودک را نزد پزشک برده، به توصیه های او عمل نمود.

زیرا گاهی همین عفونت های موضعی، تولید ناراحتی های عفونی شدید می کند.

پس از جدا شدن بند ناف، در محل اتصال آن با پوست بدن، پوسته ی نازک و حساسی به جا می ماند.

که به نام بند ناف مشهور است و چند روز و گاهی چند هفته طول می کشد تا بهبود یابد.

بهتر است تا زمانی که محل بند ناف التیام نیافته، کودک را در وان حمام داخل ننمود.

و اگر هنگام استحمام، جای بند ناف، خیس و یا مرطوب  شد،  آن را با پنبه ی استریل به خوبی خشک کرد.

پوشک نوزاد را باید طوری قرار داد که پایین تر از ناف قرار گیرد تا رطوبت پوشک به محل بند ناف سرایت نکند.

ادامه مطلب...

خود غذا خوردن

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل): تمرین اولیه: سنی که کودک، خودش شروع به غذا خوردن می کند، بستگی کامل به برخورد بزرگترها با کودک دارند. بعضی از نوزادان قبل از یکسالگی، می توانند به شیوه موثری با قاشق به دهان خود غذا بگذارند. از طرفی، مادرانی که بیش از حد از کودک خود مراقبت می کنند قسم می خورند که کودک دو ساله شده ولی ابداً نمی تواند خودش غذا بخورد. این مساله یه این بستگی دارد که شما چقد به کودکتان فرصت تمرین این کار را داده باشید اغلب بچه ها در فاصله 12- 9 ماهگی برای غذا خوردن با قاشق، اشتیاق زیادی دارند و اگر فرصت تمرین داشته باشند، در سن پانزده ماهگی، بدون کمک پدر و مادر و پرستارش می تواند به راحتی غذا بخورد. کودکان آمادگی برای غذا خوردن با قاشق را در سن شش ماهگی، یعنی زمانی که تکه های نان و سایر غذاها را با دست می خورند، پیدا می کنند. سپس در حدود نه ماهگی، هنگامی که غذاهای خرد شده را به آنها می دهید، دوست دارند تکه تکه غذاها را بردارند و داخل دهان بگذارند. بچه هایی که هیچ وقت اجازه نداشته اند خودشان با دست غذا بخورند، در به کارگیری قاشق برای غذا خوردن، دچار تاخیر می شوند.

پرستار سالمند در منزل

پرستار بیمار در منزل

کودکان خودشان در سن زیر یک سالگی میتوانند غذا بخورند و این رفتار بستگی به شما دارد

یک کودک 12- 10 ماهه ممکن است بخواهد موقع غذا خوردن دستش را روی دست پدر یا مادرش بگذارد، ولی اغلب بچه ها، وقتش که برسد، سعی می کنند قاشق را از دست مادرشان بقاپند. ابداً خیال نکنید که انها با اینکارشان اعلام جنگ می کنند! قاشق را به کودک بدهید و خودتان قاشق دیگری را بردارید. کودک خیلی زود کشف می کند که غذا دادن به خود بسیار پیچیده تر از تصاحب یک قاشق است! هفته ها طول می کشد تا کودک بتواند ذره ای از غذا را داخل قاشق بریزد و چندین و چند هفته دیگر هم طول می کشد تا وسط راه بشقاب را وارونه نکند.

ترک کنترل: هنگامی که کودک یک ساله شما می تواند به خودش غذا بدهد، بگذارید که این کار را به طور کامل انجام دهد. کافی نیست که بگذارید کودک قاشق به دست بگیرد و از آن استفاده کند. بهتر است به تدریج اجازه بدهید که به شکلی مستقل، این کار را بکند. در ابتدا، او نهایت سعی اش را می کند که خودش غذا بخورد، ولی بعد که متوجه می شود چقدر کار پیچیده ای است، تصمیم می گیرد به کلی از خیر این کار بگذرد و اگر شما بلافاصله،به تغذیه به او ادامه بدهید، بهسراغ این کار نخواهد رفت. در ابتدای تغذیه که کودک از همه وقت گرسنه تر است، کمی او را تنها بگذارید تا قطعات غذا را بردارد و در دهانش بگذارد. در این موقع، اشتهای کودک او را وادار می سازد به هر زحمتی که شده، غذا بخورد. هر چه مهارت کودک در این زمینه بالاتر می رود، باید به او فرصت بیشتری بدهید که خودش غذا بخورد.

هنگامی که کودک می تواند بشقابش را در ظرف ده دقیقه خالی کند، وقا آن است که صحنه را ترک کنید. این درست لحظه ای است که اغلب مادرها اشتباه می کنند و به خود می گویند، " او  می تواند خودش علات و میوه اش را بخورد، ولی من هنوز باید سبزی و سیب زمینی را به او بدهم" این برخورد، همراه با ریسک است. اگر او بتواند بک نوع غذا را بخورد، به اندازه کافی مهارت دارد که بقیه را هم بخورد. اگر شما به دادن غذاهایی که او تمایلی به خوردن آنها نشان نمی دهد، ادامه بدهید، به تدریج مرز بین غذاهایی که خود کودک دوست دارد و غذاهایی که شما دلتان می خواهد او بخورد، در ذهن او روشن تر و واکنش او نسبت به غذاهایی که مورد علاقه اش نیستند، شدیدتر می شود و در دراز مدت، اشتهای او نسبت به این نوع غذاها به کلی از بین می رود. ولی اگر رژیم غذایی متعادلی را در میان غذاهای مورد علاقه او رعایت کنید و بگذارید خودش غذا بخورد، احتمال این که بتواند خود به خود رژیم غذایی درستی را مراعات کند، بسیار زیاد است.

ادامه مطلب...

کنترل مدفوع در کودکان

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل): معمولاً کنترل مدفوع قبل از کنترل ادرار اتفاق می افتد اما زمان موفقیت در کنترل مدفوع، نوسانات زیادی دارد. به نظر می رسد که بعضی از کودکان به راحتی از دفع غیر ارادی مدفوع بعد از هر وعده غذایی به تخلیه ارادی مدفوع که کاملاً به راحتی تحت کنترل آنهاست، حرکت می کنند از طرف دیگر، باقی کودکان تا بعد از سن دو سالگی نمی توانند خود را کنترل کنند. این امر نشان می دهد که گستردگی بسیار وضعیت طبیعی آنهاست. همچنین کودکان در یک بازه سنی گسترده ، از 12 ماهگی تا 2.5 سالگی، ممکن است با مدفوع خود بازی کرده و آن رابه خود بمالد. این کار به معنای کثیف کاری و عمل ناپسند نیست، بلکه به این دلیل است که جذب چیز می شوند که از بدنشان خارج می شود. بنابراین این موضوع را در ذهن داشته باشید و حواس آنها را پرت کنید؛ هرگز برای این امر طبیعی آنها را سرزنش نکنید. از آنجایی که کودکان دوست دارند با کنترل ادرار خود در مرکز توجه والدین را به خود جذب کنند، بنابراین اگر وسواس خود را در این زمینه به او نشان دهید، به سرعت یاد میگرند تا از کل فرآیند کنترل مدفوع، نشستن بر روی لگن و دفع مدفوع برای جلب توجه شما استفاده نمایند. او به سرعت می آموزد که در صورت دفع نکردن مدفوع، شما قیل و قال می کنید بنابراین، این رفتار نادرست شما می تواند سبب ایجاد یبوست در او شو د. و به خاطر داشته باشید که پیروزی هیچ وقت نصیب شما نمی شود. هر چقدر بیشتر قیل و قال کنید، کودکتان هم خوشحال تر می شود چرا که کنترل بیشتری روی شما دارد. بنابراین مانند مورد کنترل ادرار، نقش شما آن است که بگذارید با سرعت خودش پیش برود و انجام این کار را برایش آسان سازید. در مورد استفاده از لگن بیش از حد اشتیاق نشان ندهید اما وقتی خود را خراب نمی کند، بسیار تحسینش کنید و اگر اتفاقی خود را خراب کرد، قیل و قال نکنید.

پرستار بیمار در منزل

پرستار سالمند در منزل

کنترل مدفوع

15 تا 18 ماهگی

کودک شما به علت واکنش پیچش معده بعد از خوردن غذا، مدفوع خود را دفع می کند. هنوز آمادگی استفاده از لگن را ندارد، اما می توانید بعد از وعده های غذایی او را برای مدتی روی لگن بنشانید.

کارهایی که می توانید برای کمک به او انجام دهید

  • استفاده از لگن در این سن برای او زود است، اما شما می توانید او را به نشستن بر روی لگن عادت داده ؛
  • به محض آنکه توانست روی پاهای خود بنشیند، بعد از هر وعده غذایی او را روی لگن بگذارید؛
  • هیچ گاه بیش از چند لحظه او را در آن وضعیت قرار ندهید و اگر خسته شد، بگذارید بلند شود؛
  • هیچ گاه بیش از چند لحظه او را در آن وضعیت قرار دهید و اگر خسته شد، بگذارید بلند شود؛
  • اگر مدفوع خود را تخلیه نمود، به او " آفرین " بگویید اما اگر این کار را نکرد، هیچ اظهار نظری درباره او نداشته باشید؛
  • او را به استفاده از لگن عادت دهید: زمانی که توانست روی پاهای خود بنشیند، بعد از وعده غذایی، او را در مدت زمانی که خودش می خواهد روی لگن قرار دهید اما نباید بیش از چند دقیقه طول روی لگن بنشیند؛

18 ماهگی تا 2 سالگی

او از نشستن بر روی لگن یا بازی کردن با آن احساس خوشحالی و راحتی می کند.

کارهایی که می توانید برای کمک به او انجام دهید:

  • همیشه به او اجازه دهید با شما به دستشویی بیاید، با این کار می تواند از کارهایی که شما در آنجا انجام می دهید تقلید کند؛
  • حس خوشحالی و راحتی او را به هنگام انجام هر کاری که با لگن می کند، تقویت نمایید.
  •  فرزندتان را از آمدن به دستشویی به همراه خود منع نکنید. زمانی که آمادگی لازم برای دفع ادراری مدفوع را پیدا کرد، از کارهای شما تقلید می کند.

2 تا 2.5 سالگی

تمایل زیادی به تمیزی و استقلال دارد. اما در مورد استفاده از لگن، بر او پیش قدم شوید.

کارهایی که می توانید برای کمک به او انجام دهید:

  • بعد از آنکه یک شب خود را کثیف نکرد، او را تحسین و تشویق کنید؛
  • در مورد تمیز ماندن او خیلی مضطرب نباشید. منتظر باشید تا نشانه ای از او ببینید یا از شما بخواهد.
  • اگر خود را کثیف نکرد تحسینش کنید: کودکان اغلب، مدفوع را قبل از ادرار تحت کنترل در می آورند. بنابراین این دو مقوله باید تفاوت قائل شد و زمانی که او در هر کدام از آنها به موفقیت دست یافت ، جداگانه باید تحسین شود.

2.5 تا 5 سالگی

اکنون او می تواند مدفوع خود را کنترل کرده ، بنابراین برای رفتن به دستشویی، بدون آنکه اتفاقی کنترلش را از دست بدهد، مدت زمانی را در اختیار دارد.

کارهایی که می توانید برای کمک به او انجام دهید:

  • بیشتر بچه ها تا سن 5 سالگی می توانند خود را تمیز نگه دارند، اما لزوما همگی آنها این طور نیستند؛
  • لباسی را به او بپوشانید که در زمان استفاده از دستشویی به راحتی بتواند آن را در آورد و با آن راحت باشد.
  • او را مجبور نکنید؛ قیل و قال نکنید: خیلی از بچه ها حتی بعد از آنکه توانستند مدتی خود را نگه دارند، کاهش کنترلشان را از دست می دهند. اگر چنین اتفاقی افتاد، قیل و قال نکنید.
ادامه مطلب...

فحش دادن و یکی به دو کردن در کودکان

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل): حرف های زشت: در حدود چهار سالگی، کودکان از مرحله ای رد می شوند  که در آن از کلمات "توالتی" استفاده می کنند. آنها شادمانه به یکدیگر فحش و بدو بیراه می گویند و عباراتی مثل " تو کثافت لجن" و " میندازمت توی توالت و  یه سیفون هم روش" برایشان عادی است و فکر می کنند با گفتن این جور حرفها، شجاع و با نمک شده اند. شما باید این مرحله را به عنوان یکی از مراحل طبیعی رشد که زود میگذرد در نظر بگیرید. من بنا به تجربه هایی که داشتم  به این نتیجه رسیده ام، کودکانی که از استفاده ی لغات زشت لذت میبرند، غالباً کسانی هستند که پدر و مادرشان از شنیدن این نوع حرفها، سخت یکه می خورند و آنها را تهدید می کنند که اگر یک بار دیگر از چنین حرف های زشتی استفاده کنی، هر چه دیدی از چشم خودت دیدی.

این نوع برخوردها معمولا نتیجه عکس دارد. کودک با خودش فکر می کند : " هی! عجب راه خوبی برای درآوردن لج پدر و مادرم پیدا کردم. چقدر لذت دارد! به این ترتیب بر آنها تسلط پیدا می کنم." پدر و مادر او هم در مقابل، دائماً ناراحت تر و عصبانی تر می شوند.

پرستار بیمار در منزل

پرستار سالمند در منزل

فحش دادن در کودکان

آسان ترین راه برای این که کودک، دیگر از این کلمات استفاده نکند این است که این حرفها را نشنیده بگیرید. اگر کودک این حرفها را بزند و عکس العملی از کسی نبیند، علاقه اش را نسبت به این حرف ها کم می شود و یا به طور کلی آن را از دست می دهد.

فحش دادن در سنین مدرسه: همه بچه ها وقتی بزرگ می شوند، فحش و ملمات زشت را از دوستانشان یاد میگیرند. آنها مدتها قبل از این که بدانند معنی این کلمات چیست، می دانند که بی ادبانه است. از آنجا که بچه ها هم انسان هستند، این کلمات را تکرار می کنند تا به همه نشان بدهد که خیلی بزرگ و عاقل شده اند و از این که کمی هم بد باشند نمیترسند، اما بزرگترها و والدین وظیفه شناس غالباً از این که چنین کلماتی از دهان کودکان شیرین و معصوم آنها بیرون می آید، بهت زده می شوند.

یک پدر و مادر خوب باید چه کنند؟ درست مثل مورد کودکان 4-3 ساله، در مورد بچه های دبستانی هم بهتر است خیلی بهت زده نشوید و کودکان ترسو و خجالتی، وقتی چنین واکنشی را می بینند، به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند و این که در اطراف کودکانی باشند که این حرفها  را می زنند، وحشت می کنند. ولی بعضی از بچه ها، از این کاری کرده اند که پدر و مادرشان یکه خورده اند، بسیار خوشحال می شوند و حتی حس این را دارند که که ته دلشان قند آب می کنند. بعضی ها در خانه میچرخند و یک ریز فحش می دهند، با این امید که کفر بزرگترها را درآورند. بعضی ها در خانه به خاطر این که تهدید شده اند فحش نمی دهند، اما در جاهای دیگر از زبان بدی استفاده می کنند. نکته مهم این است که وقتی شما به کودکان نشان می دهید که قدرت دارند همه دنیا را زیر رگبار فحش بگیرند، درست مثل این است که به دستشان ترقه بدهید و فقط تجمل کنید . شما می توانید با لحنی جدی به کودک خود بگویید که شما و بسیاری از افراد دیگر از شنیدن این جور کلمات خوششان نمی آید و شما هم دوست ندارید این حرفها را بشنوید. همین و بس! اگر کودک شما اصرار داشت که با شما چالش داشته باشد، می توانید به عنوان یک نتیجه گیری منطقی او را از چیزی که به آن علاقه دارد، محروم کنید.

نوجوان ها: آخر از همه، نوبت نوجوانهاست که آزادانه در بسیاری از مکالمات خود از فحش استفاده کنند. هدف آنها از این کار چند چیز است: بیان نفرت یا تحقیر( که در بسیاری از نوجوانها احساس شایع است)، مشخص کردن اهمیت موضوع بیان شده، بیرون ریختن عواطف،نشان دادن بی توجهی صریح به تابلوهای قدیمی و اجتماعی. ولی فحش دادن در این سن، نشانه تعلق به گروه همسالان هم هست.

مطمئن باشید که اگر بحث بر سر خوب یا بد بودن فحش دادن را شروع کنید، بازنده خواهید شد و فرزند شما تا به حال خیلی خوب متوجه شده است که بعضی از رفتارها، شما را ناراحت می کند ، ولی منطقی خواهد بود که از نوجوان خود بخواهید فحش دادنش را به زمان هایی محدود کند که به دیگران توهین نمی شود و یا به خود او صدمه ای نمی رسد. برای مثالل، در مقابل شما، برادر کوچک ترش و در مدرسه نباید فحش بدهد. در مورد نوجوانها مثل بچه های کوچک تر، اگر به خاطر فحش ندادن با او معامله بزرگی بکنید، تنها نتیجه های که به دست می آید این است که نوجوان احساس می کند بهترین راه را برای نشان دادن استقلال و قدرت خود پیدا  کرده است. به خصوص در مورد نوجوانها، بد نیست که به جای چگونگی بیان حرفهایی که می زنند روی آنچه که می گیوند تمرکز پیدا کنید.

یکی به دو کردن: در مورد یکی به دو کردن هم مثل فحش دادن، راه حل اصلی این است که روی آنچه که کودک می گوید متمرکز شوید، و به چگونگی بیان آنها توجه نکنید. بچه ها معمولاً سعی می کنند با یکی به دو کردن، حد و مرزهایی را که برایشان تعیین می کنید امتحانش کنند و به این شکل قدرتشان را به رخ بکشند. بد نیست که بگذارید کودک بداند که حرفهایش را شنیده اید، ولی هنوز بر سر قوانین و مقررات  خود ایستاده اند، " من می دانم که الان نمی خواهی دست از این حرفها برداری، ولی وقتش که برسد متوجه خواهی شد." ( که همین مقدمه ای برای متوجه شدن او خواهد بود).

اگر خود شما به شکلی منطقی نسبت به فرزنداتان مودب هستید، این حق را دارید که در مقابل به شکلی منطقی از او انتظار مودب بودن داشته باشید. گاهی اوقات باید به کودکان یادآوری کرد که طرز بیان و حرف زدنشان، بی ادبانه است. یک عبارت  صحیح و بدون عصبانیت، معمولاً بهترین نتیجه را می دهد: " وقتی این طور و با این لحن با من حرف می زنی، احساس می کنم که به من احترام نمی گذاری و همین مساله، مرا عصبانی می کند." رویکرد دیگر این است که از کودک بپرسیم منظورش از این که با این لحن با ما حرف می زند، چیست: " آیا با این طرز حرف زدن می خواهی نیش بزنی؟ من فقط می خواهم مطمئن بشوم که آیا منظور تو را درست متوجه شده ام یا نه؟"

ادامه مطلب...

سن مدرسه

پارسیان آوید:(پرستار کودک در منزل): پس از 6-5 سالگی، کودکان دوباره به حالت نوزادی بر میگردند و رابطه با پدر و مادر، هر چند هنوز هم به شدت مهم است، به پس زمینه خود باز می گردد. کودکان به شدت درباره آنچه که بقیه بچه ها می گویند و انجام می دهند، حساس هستند. ابتدا به شکل کم و بیش نامحسوس و سپس به طرزی فراینده، از والدین خود مستقل و حتی نسبت به آنها بی صبر می شوند و درباره مسائلی که تصور می کنند مهم هستند، احساس مسئولیت شدیدی پیدا می کنند.

کودکان در این سن به موضوعاتی چون ریاضی و موتور علاقه پیدا می کنند. به طور خلاصه، آنها به تدریج خود را از خانواده جدا می بینند و جایگاه خود را به عنوان شهروند، در جهان بیرون جستجو می کنند.

پرستار بیمار در منزل

پرستار سالمند در منزل

کنار آمدن با دنیای خارج

تسلط بر خود: کودکان پس از شش سالگی درباره بعضی از چیزها، بسیار جدی می شوند و در این سن، از برخی از بازیها لذت می برند. آنها دیگر علاقه ندارند که بدون طرح و برنامه، به خیال پردازی بپردازند، بلکه دنبال بازیهایی هستند که قانون دارند و نیازمند مهارت هستند  . در همه بازیها (منظورمان بازیهای ویدئویی نیستند)، بازیکن ناچار است همه کارها را بر اساس نظم خاصی انجام بدهد و هر چه پیش می رود، بازی سخت تر می شود. اگر اشتباه کنید، امتیازی را از دست می دهید و به اول بر می گردید و دوباره شروع می کنید. در این سن، جدی بودن قوانین بازی موجب می گردد که کودکان به آنها جلب شوند. در این سن، کودکان شروع به گردآوری مجموعه ها، از جمله تمبر، کارت یا سنگ می کنند. علاقه به مجموعه سازی، نظم و تکمیل کردن را به کودک می آموزد. در این سن، بچه ها دوست دارند وسایل خود را منظم کنند. آنها ناگهان به فکر تمیز و مرتب کردن میز، قرار دادن برچسب روی کشوها یا مرتب کردن کوهی از کتابهای مصور خود می افتند. البته این وسایل برای مدت طولانی مرتب باقی نمی مانند و برای این که بار دیگر چنین کاری را انجام بدهند باید اشتیاق و انگیزه کافی داشته باشند.

استقلال پدر و مادر: بچه های شش ساله هر چند در ته دلشان عاشق پدر و مادر خود هستند ، اما معمولاً این علاقه را بروز نمی دهند. رفتار آنها در برابر سایر بزرگ ترها از این سردتر است. انها دیگر دوست ندارند به عنوان کودک نازنازی مورد علاقه دیگران باشند. در این سن، کودکان برای خود شان و منزلت خاصی را قائل اند و دلشان می خواهد دیگران با آنها بر اساس این منزلت رفتار کنند. از آنجا که کودکان در این سن سعی می کنند از پدر و مادر خود مستقل باشند، برای کسب آرا و دانش و علاقه کودک، اشتباه کنند و بگوید که گلبول های  سفید هستند، پدر و مادر هر قدر هم تلاش کنند، نمی توانند عقیده کودک را تغییر دهند. درست و غلطی که پدر و مادر به کودک یاد می دهند، فراموش نشده است، اما در اعماق ذهن کودک فرو رفته است، به طوری که حالا و احساس می کند همه این ها مخلوقات خود او هستند. کودکان هنگامی که می بینند پدر و مارشان پیوسته به آنها یادآوری می کنند که چه کاری را باید انجام دهند، عصبی می شوند، زیرا انها تصور می کنند که این نکات را پیشاپیش می دانستند و می خواهند که پدر و مادر، آنها را افراد مسئولی بدانند.

بدرفتاری: کودکان در این سرن کلماتی راکه پدر و مادرشان استفاده می کنند، تا حدی کنار می گذارند و با زبان خشن و تا حدی بی ادبانه صحبت می کنند. آنها دوست دارندلباس و مدل مویشان مثل بقیه بچه ها باشد. آنها ممکن است با استدلالی، شبیه به افرادی که با لباس و مدل مویشان مثل بقیه بچه ها باشد. آنها ممکن است با استدلالی، شبیه به افرادی که با لباس مهمانی در انتخابات سیاسی شرکت می کنند، بندهای کفش خود را عمداً باز می گذارند. آنها ممکن است آداب غذا خوردن را کنار بگذارند و دستهای کثیف، سر میز بنشینند، ظرف غذایشان را پر کنند و لقمه های بسیار بزرگ بردارند. شاید هم بدون آنکه حواسشان باشد، به پایه میز لگد بزنند، لباس خود را کف اتاق بیندازند و در را محکم بکوبند. کودکان در این سن بی آنکه متوجه بانشد، سه کار را همزمان انجام می دهند. اول: برای الگو برداری رفتاری، به بچه های همسن و سال خود نگاه می کنند. دوم: اعلام می کنند که حق دارند از پدر و مادر خود مستقل باشند. سوم: کاملا متقاعد شده اند که از نظر اخلاقی هیچ کار غلطی را انجام نمی دهند.

این بدرفتاری ها و عادات زشت، پدر و ماد رآنها را ناراحت می کند. والدین تصور می کنند کودک همه نکاتی که آنها با نهایت دقت یادش داده اند، به فراموشی سپرده است. در واقع، این تغییرات دلیل محکمی است بر اینکه کودک، دقیقاً می داند رفتار درست چیست، و گرنه علیه آنها عصیان نمی کرد. هنگامی که مطمئن شود استقلالش را به دست آورده است، استاندارد های رفتاری خانواده اش را تعقیب می کند. کودکان در این سن، جهنمی نیستند کودکی که با پدر و مادر آسان گیری روبه روست، شاید اصلا نشانه ای از عصیان را نشان ندهد، ولی اگر به دقت نگاه کنید ، در هر حال نشانه هایی از تغییر رفتاری را در او خواهید دید.

شما چه باید بکنید؟ بدیهی است که بچه ها هر چند وقت یکبار باید حمام بگیرند و درهنگام تعطیلات نیز به تمیز کردن خود بپردازند. شما شاید بتوانید برخی از نکات جزئی را نادیده بگیرید، ولی در مورد مسائلی که برایتان مهم هستند باید جدی باشید. هنگامی که از آنها می خواهید قبل از صرف غذا دستهایشان را بشویند، بهتر است این کار را با خوشرویی و طوری که انگار برایتان مهم نیست، انجام دهید، کودکان در مقابل لحن سرزنش کننده و ریاست مآ بانه، جبه گیری می کنند و عصبانی می شوند و خود به خود تمایل پید ا می کنند که زیر بار حرف پدر و مادر نروند.

ادامه مطلب...

ترس های یک سالگی

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل): ترس از جدایی:  بسیاری از بچه های سالم ، در حدود یک سالگی از این که از مادرشان جدا شوند، می ترسند. این احتمالاً همان غریزه ای است که بچه های حیواناتی چون گوسفند و بز را هم وادار می سازد که محکم به مادرانشان بچسبند و وقتی مادر از آنها دور می شود، سرو صدا راه بیندازند. اگر بزغاله چنین غریزه ای نداشته باشد، ممکن است راهش را بگیرد و برود و گم شود.

 

اضطراب جدایی در انسانها هم حدوداً در یک سالگی یعنی همان زمان پدید می آید که کودک می تواند راه برود و برای خودش در اطراف چرخی بزند. بعضی از بچه ها شلوغ و شجاع هستند و چندان اضطراب جدایی ندارند. ولی بعضی ها به شدت آشفته می شوند. این تفاوت رفتاری، ربط چندانی به شیوه مادری کردن مادر ندارد، بلکه نوعی خوی مادرزادی است. شما نمی توانید یک کودک ترسو را به کودکی شجاع تبدیل کند، ولی می توانید به چنین کودکی کمک کنید که به تدریج در سایه صبر و حوصله و تشویق شما، به تدریج اعتماد به نفس خود را به دست آورد.

پرستار بیمار در منزل

پرستار سالمند در منزل

ترس های کودکان

بسیاری از کودکانی که کاشفان سرحال و با نشاطی بوده اند، در حدود هیجده سالگی، ناگهان به دامان مادرشان می چسبند و دچار ترس از جدایی می شوند. در این سن، کودک می تواند جدایی از مادرش را تصور کند و این تصویر به شدت او را می ترساند. این چنین حالتی معمولاً در حدود دو تا دوسال و نیمگی، یعنی زمانی که کودکان یاد میگیرند که پشت سر جدایی، دوباره در کنار هم بودنی وجود دارد، از بین می رود.

 

صداها و مناظر ترسناک: کودک شما ممکن است که در یک سالگیبرای هفته های متمادی، مجذوب چیزهایی چون تلویزیون، هواپیماهایی که عبور می کند و یا لامپ شود. یادتان باشد که او با لمس کردن، بوئیدن و چشیدن همه چیز، تجربه کسب می کند و دانشمند کوچکی است که باید آزمایشاتش را بارها و بارها تکرار کند. به او اجازه بدهید از طریق لمس کردن، با اشیایی که خطرناک یا آزاردهنده نیستند، آشنا شود.

 

ولی کاشفان پرکار هم در این سن، از بعضی چیزها می ترسند. او ممکن است از چیزهایی که ناگهان تکان می خورند یا صدای بلندی ایجاد می کنند، برای مثال تصاویری که ناکهان از وسط اتاق بیرون تکان می خورند یا صدای بلندی ایجاد می کنند، برای مثال تصاویری که ناگهان از وسط اتاق بیرون می زنندف باز شدن یک چتر، صدای جاروبرقی، صدای آژیر، صدای پارس سگ، قطار و حتی صدای به هم خوردن شاخه های درخت، بترسد. همه بچه ها ترس را می شناسند و ترس در مراحل رشد، عنصری طبیعی است. فهمیدن این نکته هم چندان دشوار نیست. کودک هنگامی می ترسد که متوجه نمی شد چرا یک شی ء یا رویداد، ناگهان وارد زندگی او شده است و آیا این وضعیت، واقعا امن است یا نه؟ همه ما از چیزهایی که آنها را نمی شناسیم،می ترسیم.در سال دوم زندگی، قلمرو موضوعات و موارد ناشناخته، بسیار گسترده می شود. پیشنهاد من این است که فقط سعی کنید تا جایی که ممکن است و تا زمانی که او نمی تواند ماهیت واقعی اشیا ورویدادهای ناآشنا را بفهمد، کودک را از آنها دور نگه دارید. هنگامی که می خواهید جاروبرقی را روشن کنید، موضوع را پیشاپیش به او بگویید و گاهی هم در حالی که او را در آغوش گرفته اید، بگذارید چند دقیقه ای، خودش با آن جارو کنید. اگر باز هم ترسید، در هنگامی که او به شما نزدیک است، برای مدتی از جاروبرقی استفاده نکنید. همیشه در چنین مواردی سعی کنید با کودک همدلی و همدردی کنید و به او آرامش بدهید. سعی نکنید او را متقاعد سازید که ترسش مسخره و بی پایه است. در این سن، ترسهای کودک، بسیار برایش مهم و معنی دار هستند.

 

ترس از حمام:احتمال دارد در فاصله یک تا دو سالگی، کودک شما از حمام بترسد. ممکن است در مقابل بیرون آوردن لباسهای زیرش مقاومت کند، نخواهد به سر و صورتش صابون بزند، چون می ترسد که در چشمش برود، و یا حتی از دیدن آبی که از راه آب پایین می رود و از شنیدن صدای آن بترسد. حمام کردن امری ضروری است، بنابراین ناچارید روشی را در پیش بگیرید که کودک با کسب این تجربه آزار کمتری ببیند و با آن کنار بیاید. برای این که صابون وارد چشمهای کودک نشود، صورتش را با لیف مرطوب ، و نه لیفی که از آن آب می چکد، بشویید. برای این که چشم های کودک نشوزند از شامپوی بچه استفاده کنید. اگر کودک از این که او را در در وان حمام بگذارید می ترسد، مجبورش نکنید و تا زمانی که جرئت پیدا کند، بدنش را با اسفنج و صابون بشویید. چند ماه که گذشت، ابتدا فقط مقدار کمی آب در وان بریزید و قبل از آنکه درپوش راه آب را بکشید، کودک را بیرون بیاورید.

 

ترس از غریبه ها: در یان سن، غریزه کودک به او می گوید که نسبت به غریبه ها مظنون باشد، آن هم تا وقتی که بتواند سراپای آنها را برانداز کند و کاملاً بشناسد، سپس به آنها نزدیک و سرانجام با آنها (البته به شیوه یک کودک یکساله) دوست شود. او ممکن است نزدیک غریبهبایستد، به او زل بزند و با کمال وقار، چیزی را به تازه وارد پیشکش کند، سپس دوباره آن را از او بگیرد و بعد هم هر چیزی را که در اتاق هست و می شود از جا تکان داد، بیاورد و روی زانوی او بگذارد.

 

بعضی از بزرگ تر ها عقلشان نمی رسد که وقتی کودکی آنها را برانداز می کند، او را به حال خود بگذارند. آنها به طرفش هجوم می برند و با اشتیاق زایدالوصفی با او حرف می زنند. کودک با دیدن چنین رفتاری،به سرعت عقب نشینی می کند و به در مقابل مهاجم ناخوانده، به مادرش پناه می برد. در نتیجه، این بار باید وقت بیشتری صرف شود تا جرئت کودک برای دوست شدن با دیگران به او برگردد. به نظر من بهتر است مادر در ابتدای امر به مهمان یادآوری کند که " وقتی بلافاصله و بیش از حد به او توجه می کنید، خجالت می کشد. اگر به او اعتنا نکنید، زودتر با شما دوست می شود."

 

هنگامی که کودک شما آنقدر بزرگ شده که بتواند راه برود، به او فرصت کافی برای دیدن غریبه ها بدهید. او را چند بار در هفته، با خود به مغازه عطاری و سبزی فروشی ببرید. هر چند بار که برایتان امکان دارد ، او را به جاهایی ببرید که کودکان دیگر بازی می کنند. شاید در این سن، او علاقه نداشته باشد با سایر کودکان بازی کند، ولی گهگاهی دلش می خواهد بازی کردن آنها را تماشا کند. هنگامی که او به تماشای بازی دیگران عادت کرد، برای همراهی با آنها، آمادگی بیشتری پیدا می کند . این آمادگی معمولاً بین سنین دو تا سه سالگی پیش می آید.

 

ادامه مطلب...

مراقبت از بچه با استعداد

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل): والدین خوب بودن برای یک بچه تیزهوش کاری بس دشوار است، چرا که والدین در کارهای روزانه مربوط به رشد کودکانشان متوقف شده و بنابراین از وظایف اصلی خود غفلت می ورزند. بخشی از وظایف ما به عنوان والدین آن است که در امور مادی، سمت و سوی معنوی را ببینیم، نور درون فرزند خود و روش ابراز آنرا بشناسیم. به عنوان مثال، نقاشی کودک تصویری از آگاهی نو ظهور او را به نمایش می گذارد.

همچنین وظیفه ماست که تجارب  معنوی دنیای امروز را به فرزند خود، به ویژه، بچه تیزهوش، بنمایانیم، به طوری که به عنوان مثال بتوانیم به او بیاموزیم که " دنیا را در یک دانه شن و ابدیت را در یک ساعت ببیند..." بدین ترتیب فرزندتان را در این فرآیند، دگرگون می سازید.

والدین یک بچه با استعداد بودن، انرژی بسیار زیادی را می طلبد و ما باید مراقب خود بوده و در مقابل نقاط ضعفمان، صبوری پیشه نماییم. باید در قبال پیشرفت های خود مهربانی پیشه کرده و خیلی عیب جو نباشیم. ضرورتاً باید انرژی خود را تجدید کنید، در غیر این صورت زودرنج و بی طاقت می شوید و همواره می خواهید بحث و جدل راه بیندازید. بنابراین دقت کنید که خوا کافی، مخصوصاً زمانی که فرزندتان کوچک  هستند، لازم است. همه ما طالب بهترین ها برای فرزندانمان هستیم اما بیشتر والدینی که برای اولین بار صاحب فرزند شده اند، در مورد پدر و مادر بودن  یا چگونگی بزرگ کردن فرزندشان اطلاعات کمی دارند. اغلب همانطور که جلو می روید، باید خیلی چیزها را یاد بگیرید  و این امر برای شما آزاردهنده می باشد . به هر صورت، این تجارب فرصته ای بسیاری را برای رشد شما و فرزندتان فراهم می آورند.

پرستار بیمار در منزل

پرستار سالمند در منزل

بچه های با استعداد

شما به عنوان اولین مربی فرزند خود باید حتماً محیطی سرشار از عشق و صمیمیت، آرامش و توازن، علاقه  و اشتیاق که لازمه رشد او می باشند، فراهم آورید. از شما انتظار نمی رود که مانند یک متخصص با فرزند با استعداد خود رفتار کنید. تنها شما باید به دنبال راه جدیدی برای وقع نهادن به تمام وجوه پرورشی فرزند خود اعم از جسمانی، عاطفی، عقلانی یا معنوی باشید. بنابراین به او کمک می کنید که با چالش های دنیای متغیر ما روبرو شده و در زندگی خود به موفقیت دست یابد.

به خاطر داشته باشید که فرزند استثنایی شما، یک بزرگسال کوچک نیست. او مانند شما  فکر ، استدلال و احساس نمی کند و تجربیات شما را از دنیا ندارد. بیشتر کودکان زیر هفت سال روی بدن خود متمرکز می شوند. آنها خیلی سریع رشد کرده و به حرکات و تمرین های جسمانی نیاز دارند. به خاطر داشته باشیدکه او در وهله اول از طریق دیدن نمونه ها و تقلید کردن، همه چیز را یاد می گیرد. به علاوه، تکرار و ضرباهنگ کارهای روزمره، عناصر ضروری دنیای سالم کودک می باشند و برای او امنیت و اطمینان به ارمغان می آورند. فرزند شما اطلاعات را بدون طرح ریزی نمودن یا از صافی گذراندن دریافت می کند، بنابراین باید به کیفیت محیطی که در ان زندگی می کند و نیز تجاربی که از آنها لذت می بد، توجه کنیم.

باید بین تحریک سازی و محافظت از حواس فرزند خود، تعادل  ایجاد کنیم . تحریکاتی که از منابع ساختگی مانند تلویزیون و فیلم هاناشی می شوند با تحریکاتی که از صدای شما، علایق و توجه پر محبت شما نشات می گیرند، تاثیر کاملاً متفاونی بر مغز فرزند شما می گذراند. توجه کنید که هر آنچه در زندگی کودکتان اتفاق می افتد، به صورت عمیق در او نهادینه می شود و بازی های خلاقانه می توانند موجب دگرگونی و بیرون آمدن دوباره آنها شوند. بنابراین بازی های خلاقانه برای بچه با استعداد حکم آب و غذا را دارد. شما باید زمان و وسایل مناسب این نوع بازی ها را فراهم اورید تا فرزندتان بتواند با تقلید از آنچه که تجربه می نماید، مسیر خود را در زندگی روزمره شکل دهد . یکی از بهترین هدیه هایی که به کودکتان ارزانی می دارید آن است که بگذارید او میل طبیعی به خیال پردازی خلاقانه را در خود شکوفا سازد.

برنامه های تقویتی

این برنامه جدا از برنامه هایی که در برنامه آموزشی معمول مدارس وجود دارند، شامل چند درس اضافه برای بچه های بااستعداد می شوند، به عنوان مثال یک برنامه زبان خارجی یا آموزش یک آلت موسیقی را برمی گیرد. همچنین دروس تقویتی، موضوع را برای بچه با استعداد عمیق تر از سایر بچه هایی که همان درس را مطالعه می کنند ، باز می کند. به عنوان مثال، دانش اموزان در درس تاریخ باستانی، مطلبی را در مورد جنگ تروا با مجحوریت اسب تروا مطالعه می کنند. اما برای دانشآموزان تیزهوشتر، دروس اضافی در مورد نوع زندگی ترواها، رژیم غذایی آنها ، سرگرمی ها و لباسهایشان، هنر و ظروف سفالی آنها، جوهراتشان و موارد دیگر ارایه می شود.

نکته مهم انجاست که ما باید تقویت سازی کیفی را پیش بگیریم. این تقویت سازی نباید تنها کمی بیشتر از همان حد مشابه باشد، بلکه باید نوعی پیشرفت با تفصیل را هم بکار ببریم.

مدارس در طول تابستان هم می توانند نوع دیگری از برنامه های تقویتی را اریه دهند اما به اندازه برنامه های اموزشی که در طول سال ادامه پیدا می کند، راضی کننده نمی باشند. اگر در منطقه شما برای بچه های با استعداد، برنامه های اموزشی وجود ندارد، می توانید حداقل فرصت برخورداری چندهفته ای از آنها را به او بدهید، برنامه آموزشی او را توسعه دهید و با سایر بچه های تیزهوش آشنایش کنید. تحقیقات نشان داده که اگر یک فرد بزرگسال تحصیلکرده مانند پدر و مادر، یکی از اقوام یا یکی از دوستان خانوادگی، زمانی را به این بچه اختصاص داده و دو یا سه شب در هفته او را راهنمایی و هدایت کرده و به او تدریس کند، بسیار مثمر ثمر خواهد بود

ادامه مطلب...

امنیت وابستگی

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل): تحقیقات بسیار زیادی نشان می هند که کودکانی که احساس امنیت می کنند تقریباً در هر موردی موفق تر از کودکان بیمناک می باشند. محققان به این کودکان عنوان " وابسته در ایمن" اطلاق می کنند. به هر حال تعداد زیادی از بچه ها در دوران نوزادی خود بیمناک هستند. حتی در خانواده های با ثبات و خوشحال هم، یک سوم تمام کودکان مضطرب و بیمناکند.

پرستار بیمار در منزل

پرستار سالمند در منزل

امنیت در کودکان

کودکی که احساس امنیت می کند، سماجت به خرج نمی دهد، از سوی دیگر اگر ارتباطی را با او آغاز کنید، مقاومتی نمی کند. اگر برای مدتی از کودک خود که احساس امنیت می کند، دور بوده اید و دوباره به او پیوسته اید، بسیار خوش بینانه با شما احوالپرسی می کند و اگر ناراحت باشد، با حضور شما و ارتباطی که با شما برقرار می سازد، تسکین می یابد. کودکی کع احساس امنیت می کند همواره شما را به غریبه ترجیح می دهد. در سوی دیگر معمولاً کودک بیمناک تر می باشد، وقتی از مادرش جدا شود، بسیار غمگین می شود و زمانی که مادر برمی گردد، نمی تواند او را تسلی دهد. حتی ممکن است با بازشگت مادر عصبانی شود و تسلی او و یک غریبه را پس بزند. یک کودک بسیار بیمناک می تواند مشوش و آشفته باشد، دوست ندارد به کسی نزدیک شود، هرگز با کسی ارتباط چشمی برقرار نمی کند و هرگز هم احساساتش را بروز نمی دهد.

به راحتی می توان تاثیرات سودمند امنیت را در کودکان دو ساله مشاهده نمود. به عنوان مثال، کودکان نوپایی که احساس امنیت می کنند، توجه بیشتری به بازی نشان می دهند، برای یافتن راه حل در انجام کارهایی که به ابزار و آلات نیاز دارد، با اطمینان بیشتری تلاش می کنند و اغلب از مادرشان به عنوان منبع مساعدت و حلال مسائل، کمک می گیرند.

کودکانی که احساس امنیت می کنند در رده سنی 18 تا 30 ماهگی از الگوی بازی پیچیده تر و کامل تری استفاده می کنند که نشان می دهد از دوستان بیمناک خود، اجتماعی تر هستند، افکار پیشرفته تری دارند و دنیا را بهتر درک می کنند. بچه هایی که احساس امنیت می کنند در ردهپیش دبستانی تعامل سریع تر و راحت تری را با یک فرد بالغ غریبه مانند معلمشان برقرار می کنند. کودکان بیمناک ناهنجاری های رفتاری بیشتری دارند، مانند بد خلقی و رفتار پرخاشگرانه. آنها با سماجت به دنبال جلب توجه هستند و در مدرسه با شیطنت کردن و سوء رفتار ایت نوجه را بدست می آورند.

کودکانی که احساس امنیت می کنند، همدلی بیشتری را به کودکان دیگر و بزرگترها نشان م یدهند. آنها به خاطر ناراحتی مردم، خوشحال نمی شوند؛ کودکان بیمناک به رنج مردم دیگر می خندند. کودکانی که از امنیت وابستگی برخورداند، در سنین چهار و پنج سالگی از نظر رویکرد انعطاف پذیری که به زندگی دارند و نیز درایت خود، از امتیاز بالاتری برخوردارند. این کودکان در همان سن اعتماد به نفس بالاتری دارند و در سنین پنج و شش سالگی با همسالان خود دوستانه تر رفتار می کنند و بیشتر مورد توجه آنها قرار می گیرند.

چرا و چگونه امنیت را ارتقا دهیم

ارتقای امنیت به صلاح شماست و باید به کودکتان در داشتن وابستگی همراه با احساس امنیت کمک کنید. الگوهای بسیار روشنی برای رفتار والدین در جهت ارتقای امنیت وجود دارند که باید از انها پیروی کنید. والدینی که کودکانشان احساس امنیت می کنند، رفتار خود را با رفتار آنها مطابقت می دهند و یا از ضرباهنگ آنها پیروی می کنند. به نظر می رسد والدین این کودکان از نظر احساسی راحت تر با آنها برخورد می کنند . این دسته از والدین بیشتر لبخند می زنند، از صدای خود بیشتر استفاده می کنند و همچنین آهنگ عاطفی بیشتری به صدایشان می دهند. کودکانشان را بیشتر نوازش کرده و بیشتر در آغوش می گیرند.

مادران کودکان بیمناک با عنوان " مادری که به لحاظ روحی، غیر قابل دسترسی است" خطاب می شوند. احتمالا این مادرها افسرده هستند و از تماس جسمی با کودکانشان در ماه های اولیه سرباز می زنند. تمایلی ندارند تا به کودکانشان توجه نشان بدهند و حتی ممکن است آنها را پس بزنند یا از آنها دوری کنند.

ادامه مطلب...

نیروی حرکت در کودکان

پارسیان آوید (پرستار کودک در منزل ): ممکن است عجیب به نظر برسد، اما زمانی که نوزادتان بتواند سرش را کنترل کند، راه رفتن ، دویدن، جست و خیز کردن و بالا و پایین پریدن را یاد می گیرد. بنابراین، زمانی که در چهار هفتگی سرش را بلند کرد، اولین تلاش هایش را برای راه رفتن مشاهده خواهید نمود. این پیشروی نیز مانند بقیه از سر آغاز شده و به نوک پا خاتمه می یابد. بنابراین اولین مرحله لازم، کنترل سر می باشد.

پرستار بیمار در منزل

پرستار سالمند در منزل

نیروی حرکت

طی هفته های نخست، دسته ها و پاهای فرزند شما در وضعیت های کامل تری قرار می گیرند _ وضعیت هایی که لازمه دست یابی به حرکتی موفق می باشند. سپس در مراحل  بعدی که به سهولت می توان مشاهده نمود، هم زمان با قوی تر شدن ماهیچه هایش برای انجام حرکات بهتر و موزون تر اط دست ها و پاهایش استفاده می کند. او در ابتدا با استفاده از این حرکات متابولیک یتواند راست بنشیند،  سپس سینه خیر برود، بایستد و در نهایت راه برود. برخی از کودکان قبل از این که یاد بگیرند که چگونه راه بروند، با استفاده از روش های متنوع  دیگری می آموزند که از جایی به جای دیگر حرمت کنند. برخی در غلت زدن تبحر پیدا می کنند، عده ای بر روی باسن خود حرکت می کنند؛ بعضی ها با کمک یک دست و باسن و یا هر دو دست و هر دو باسن  خود حرکت می کنند؛ و عده ای نیز عقب عقب سینه خیز می روند. هر زمان که او به اصول اولیه حرکت کردن مسلط شد، بعد از آن به اصلاح آنها می پردازد تا آنکه بتواند بدود، حست و خیز کند، به خوبی بپرد، اسکیت بازی کند، دو چرخه اش را براند و به راحتی از جایی بالا برود. شما می توانید با انجام ورزش ها و بازی هایی که در نمودار شرح داده شده، در این فرآیند به او کمک کنید. این تمرین ها جالب هستند و باید در مواقعی که شما وقت کافی دارید و کودکتان هم حالتی پذیرنده قرار دارد، انجام گیرند.

فراهم آوردن محیطی امن

هر زمان که کودک شما توانست به راحتی حرکت کند، نگرانی اصلی شما ایمن نگه داشتن اوست. از راهنمایی های زیر استفاده کنید:

  • پلکان های بی حفاظ و سایر مکان های غیر ایمن را با موانعی مسدود کنید. این مواضع باید از یک توری مکم ساخته شده باشند که لبه بالایی آنها صاف است و یک لبه ثابت دارد که از آنجا با چرخش باز می شود . (موانع چوبی قابل گسترش که شکاف های الماسی شکل دارند، خطرناک هستند.) از موانعی که به فشار متکی هستند، در جاهایی که احتمال افتادن وجود دارد مانند بالای پلکان نباید استفاده شود . مانع فشاری را باید جایی دور از دسترس کودک نصب کرد.
  • خانه مملو از وسایلی است که برای بچه های کوچک، خطرناک هستند. علاوه بر مواد سمی داخل حمام و آشپزخانه، بسیاری از از گیاهان خانگی هم برای آنها خطرناک هستند. داخل آشپزخانه ابزاری که سیم های بلند دارند، وسایل برنده، بسته های ورقه پلاستیکی و فلزی که لبه های تیزی دارند، مایعات داغ و چیزهای دیگری وجود دارند. هرگز نباید به کودکان اجازه دهیم که آزادانه در آشپزخانه پرسه بزنند.
  • روروک بچهها باید مطابق معیارهای امنیتی بوده و تنها تحت نظر شما مورد استفاده قرار بگیرد. هیچ کاه به کودکان اجازه ندهید که نزدیک اجاق گاز، شومینه، بخاری یا سایر منابع گرمایی از روروک استفاده کنند. برای کاهش احتمال سوانح، سطح زمین را بررسی کنید تا صاف باشد و هیچ گونه مانعی اعم از لبه های قالیچه یا درگاه های برآمده نداشته باشد.
  • باید وسایل بازی خارج از منطل را به وسیله بتونه هایی در پایه کمکی ها، محکم روی زمین تثبیت نمود. این بتونه ها باید روکش ضربه گیر داشته باشند. از استعمال نگهدارنده های چوب که حاوی جوهر قطران یا پنتاکلروفنول می باشند، برای وسایل چوبی خودداری کنید. هر زمان کودکتان مایل بود از دو چرخه، اسکیت برد یا اسکیت استفاده کند، او را تشویق کنید تا کلاه ایمنی به سر بگذارد و از لباس هایی که لایه محافظ دارند، استفاده نماید.
ادامه مطلب...
تماس با خدمات پرستاری